سوال های مرتبط

مامان آدرین🦁پسر مامان آدرین🦁پسر ۱۴ ماهگی
مامان ملوین و ملورا مامان ملوین و ملورا ۲ سالگی
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۱ سالگی
نقش" احترام" در نهادینه کردن شادی برای کودک

بعضی از والدین ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولی به او احترام نگذارند. نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که دوست داشتن کودک کافی نیست، بلکه لازم است شما برای او احترام قائل باشید تا احساس امنیت و شادی را به وی هدیه کنید. احترام مانند دوست داشتن، هم از طریق بیان و هم از طریق عمل نشان داده میشود.

شما می‌توانید با گوش دادن فعال به حرفهای کودک، برقراری تماس چشمی، توجه به گفته‌ های کودک بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌ صبری نشان دهید، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرفهای او، احترامتان را به وی نشان دهید.

شما همچنین می‌توانید با تشویق کاری که او انجام می‌دهد احترام خود را نسبت به او نشان دهید و شادش کنید، حتی اگر این کار کامل و بی‌نقص نباشد. در این‌ صورت او فرصت می‌یابد تا عقاید خود را بدون ترس از تمسخر و استهزا نمودن بیان کند. احترام به کودک اضطراب و تنش او را کاهش خواهد داد و منجر به خلق امنیت و شادی درونی در وی خواهد شد.
مامان Heaven sent مامان Heaven sent ۲ سالگی
🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠

✅ذائقه کودکانمان را چگونه بسازیم؟

معمولا ذائقه‌ی کودکان در 5 سال اول زندگی شکل می‌گیرد.
والدین باید سعی کنند کودکان را در همان سال‌های اولیه به خوردن غذاهای مفید عادت دهند.
عادت دادن کودکان به مصرف غذاهای شور یا شیرین آنان را عادت به مصرف همین مواد در بزرگسالی خواهد کرد که این امر می‌تواند آنان را در آینده مستعد ابتلا به بعضی بیمار‌ی‌ها از جمله فشار خون یا چاقی بکند.

پیشنهاد می شود در زیر 5 سالگی:

غذاها را از نظر شکل پخت متنوع تهیه کنید. (آش، سوپ، کوفته، دلمه، تلیتی، خورشتی، ...)
غذاها را از نظر نوع مواد غذایی متنوع تهیه کنید. (گندم، جو، تخم مرغ، شیر، گوشت گوسفند، گوشت پرندگان، نخود، ماش، سیب، گلابی، انار، ریحان، جعفری، بادام، پسته، گردو، نخودچی، مویز، عناب، سنجد...)
در صورت نیاز با اضافه کردن چاشنی های مناسب ، طعم غذاهای سفره را برای کودکان خوشایند کنید.
از ادویه های تند و تیز در غذای کودکان استفاده نکنید.
برای خوردن اصرار نکنید و کودک را به لجبازی نکشانید
مامان Anita & Ahura مامان Anita & Ahura ۲ سالگی
تلنگر


چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند. 

مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود. تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. 

دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن های مادرش مانده بود. خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از و خواست تا جای زخم هایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد. سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، این ها خراش های عشق مادرم هستند.


پائولو کوئیلو ✍🏻