تجربه من از ختنه پسرم روش حلقه👶🏻
چند روز کار داشت به ختنه رفتم از دکتری که میخواستم ببرم پیشش وقت گرفتم که گفت پنجشنبه ساعت ۲بیا
روز قبل ختنه بردمش حمام که تمیز بشه و تنش آروم بگیره،روز موعد تو خونه خوب شیرش دادم و عوضش کردم و خوابوندمش و وسایل مورد نیازمو که گفتم نیاز میشه برداشتم ۲تا مای بی‌بی _یه شرت بزرگ_یه پارچه برای گذاشتن زیر بچه که رو تخت نباشه تنش _یه پارچه دیگه محض احتیاط _و پستونک که واجب بود و خیلی کمک کرد_دستمال مرطوب
رفتم دکتر نشستم باز بهش شیر دادم که صدام کردن لیست وسایلی که می‌خواستن دادن که بخرم مثل باند و چسب و پماد و زیر انداز و این جور وسایل +شربت پراکید و سفکسیم ۲۵۰ +پماد چشمی آزیرومایس
اتاق رو آماده کردم و بچه رو بردم مادرشوهرم یواش پاهاشو داشت و دکتر ۵تا آمپول بی‌حسی به بعضی از نقاط زد که یکم گریه کرد و جیغ زد
بعدش که بس حس شد دکتر کارشو شروع کرد بهترین راهی که من جواب گرفتم برای آرامش و نترسیدن بچم این بود که براش صدای سفید یا صدای شیر و آبو زدم بهش پستونک دادم دستاشو گرفتم‌و سرمو گذاشتم رو صورتش باهاش حرف زدم که آروم موند🥹🤱

تصویر
۳ پاسخ

عزیزم هزینش چقدر شد؟

دکترت و معرفی کن که کجا بردی چه کار های خوبی انجام دادی

چ دکتر خوبی ک انقد صبر کرده تو همه اینکارارو انجام بدی

سوال های مرتبط

مامان میوه‌ی دلم 🫀 مامان میوه‌ی دلم 🫀 ۱۱ ماهگی
#ختنه

سلام و درود

دوستان عزیزم منم بسیار تا بسیار از ختنه میترسیدم و کلی نگران بودم، پنجشنبه اون هفته با همسرم رفتیم مطب برای ختنه به روش حلقه ، خب از اونجایی که دل تو دلم نبود هنگام ختنه بچم رو با شیشه شیرش که اماده کرده بودم به همسرم سپردم و اومدم بیرون از مطب و از همسرم خواستم تموم که شد بهم خبر بده.
آنچنان طولی نکشید که همسرم خبر دادن و و رفتم دیدم پسرم آرومه(اثرات بی حسی) و رو پوشکش کردم و تموم شد.
حالا بگم از مقدار گریه و مراقبت ها !
قبل از رفتن پاراکید دو برابر وزنش بهش دادم و اونجاهم قبل از اومدن دکتر اندازه بیست دقیقه الی نیم ساعت یک پماد زدن اونحایی که باید امپول میخورد که کمی بی حس کنه.و بعد همسرم گفت فقط وقتی که امپول بی حسی زده میشد یذره گریه کرد که با شیشه شیر اروم شده ، بعد از تموم شدنش توی راه خونه خوابش برد و بعد که رسیدیم خونه گذاشتمش روی پام که بیدار نشه بعد از چند دقیقه بیدارشد و دو مرتبه گریه کرد که من بلندش کردم و الحمدلله زود اروم شد و ادامه خواب...
اخر شب هم بهش فکر میکنم 4 الی 5 قطره پاراکید دادم و خوابش کردم.
نیمه شب جیش کرده بود که من نفهمیدم .
فرداش هم نق میزد اما نه اونحوری که من ازش غووول ساخته بودم.

در ضمن دکتر گفت اصلا نیازی به پاراکید نیست حالا اگه دیدی داره بی‌قراری میکنه همون موقع بهش بده که من کلا یکبار اخر شب دادمش.

از مراقب ها بگم که دکتر گفت فردا عصر همبن موقع پانسمان روش رو بردار ،دوتا پماد جنتامایسین و آ،د دادن که گفتن هر بار که پوشک رو عوض میکنی سر آلت رو دوبار جنتامایسین و یبار ا،د بزن (حلقه نه فقط سر آلت).

و ظربت سفالکسین که ها 6 ساعت تا افتادن حلقه باید بخوره.

خلاصه که خودتون رو اذیت نکنید آنچنان که تو ذهنتونه سخت نیست .🤗
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲