۲ پاسخ

ماشاالله پهلوان فرهان 🧿🫂🐣💙

خسته نباشی پهلون 😜

سوال های مرتبط

مامان شاه پسرمون مامان شاه پسرمون ۱۲ ماهگی
👹تجربه ختنه👹
من که فرصت نکردم تجربه زایمانم باهاتون به اشتراک بذارم حالا از ختنه براتون میگم ترستون بریزه…
من پسرم پنجاه روزگیش و به روش بخیه(سنتی) پیش دکتر علی جزینی(اصفهان)ختنه کردیم شکرخدا.من خیلی میترسیدم و پسرم خیلی دست و پا میزنه میترسیدم اذیت بشه و مراقبت ازش سخت باشه ولی توکل کردم و رفتیم
بیست دقیقه قبلش پماد بی حسی زدن بالای دودولش ‌بعد بردنش داخل اتاق که کلا ده دقیقه طول کشید ،صدای گریه هاش میومد و فقط آخر کار که داشتن پانسمان میکردن گریه های شدید داشت ولی در طول عمل یا آروم بود یا گریه معمول داشت…خیلی برام سخت بود گریه اش میشنیدم ولی خب خدا صبر و توانش رو بهمون میده😓بعد که آوردنش خیلی معمولی مای بی بی کردن و گفتن دوبرابر وزنش بهش استامینوفن بدم و شیرش بدم.حدودا یک ربع بی قراری کرد ولی بعد شیر خوردن و استامینوفن خوابش برد تا رفتیم خونه هم بی قراری غیر قابل کنترل نداشت یکم کلافه بود و حساس بود به دودولش که اونم فقط همون روز بود و تاشب پانسمانش افتاد و از فرداش دیگه بی قراری نداشت و دیگه استامینوفن هم ندادم.به مدت پنج روز ،روزی دو سی سی هم سفکسیم بهش میدم که خیلی هم خوشمزس
مراقبت هایی که دکتر گفت،تا چهار روز،دو ساعتی یکبار پاهاش با آب ولرم میشورم(البته اگر دسشویی کرده حتی اگر یکبار جیش کرده هم میشورم)و بعدش با پماد کامل سر دودول و بخیه ها چرب میکنم و مای بی بی میکنم.
تا سه روز هم حمام نباید بره
مامانای پسر دار اصلا از ختنه نترسین و هرچه زودتر انجامش بدین که براتون سخت نباشه…
هیچ محدودیتی توی بغل کردن و عارق گرفتن و تکون دادن پاهاش نیست!!!پسرم وقتی میشورمش حسابی تکون میده پاهاش ولی اصلا درد نداره نترسین
مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۴ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم روش حلقه👶🏻
چند روز کار داشت به ختنه رفتم از دکتری که میخواستم ببرم پیشش وقت گرفتم که گفت پنجشنبه ساعت ۲بیا
روز قبل ختنه بردمش حمام که تمیز بشه و تنش آروم بگیره،روز موعد تو خونه خوب شیرش دادم و عوضش کردم و خوابوندمش و وسایل مورد نیازمو که گفتم نیاز میشه برداشتم ۲تا مای بی‌بی _یه شرت بزرگ_یه پارچه برای گذاشتن زیر بچه که رو تخت نباشه تنش _یه پارچه دیگه محض احتیاط _و پستونک که واجب بود و خیلی کمک کرد_دستمال مرطوب
رفتم دکتر نشستم باز بهش شیر دادم که صدام کردن لیست وسایلی که می‌خواستن دادن که بخرم مثل باند و چسب و پماد و زیر انداز و این جور وسایل +شربت پراکید و سفکسیم ۲۵۰ +پماد چشمی آزیرومایس
اتاق رو آماده کردم و بچه رو بردم مادرشوهرم یواش پاهاشو داشت و دکتر ۵تا آمپول بی‌حسی به بعضی از نقاط زد که یکم گریه کرد و جیغ زد
بعدش که بس حس شد دکتر کارشو شروع کرد بهترین راهی که من جواب گرفتم برای آرامش و نترسیدن بچم این بود که براش صدای سفید یا صدای شیر و آبو زدم بهش پستونک دادم دستاشو گرفتم‌و سرمو گذاشتم رو صورتش باهاش حرف زدم که آروم موند🥹🤱