۳ پاسخ

پوشک کوچیک تر بستی؟ مگه نباید بزرگ تر ببندی؟؟

چرا ی سایز کوچیک تر پوشک ؟ معمولا باید بزرگتر باشه

بگو حتما برای من شده یه غول بزرگ

سوال های مرتبط

مامان فندق پسر🩵💙 مامان فندق پسر🩵💙 ۲ ماهگی
خانما تاپیک قبلی توضیح دادم در مورد ختنه
اما الان اینجا دوباره با جزییات از تجربه ختنه میگم که بچه هاتون اذیت نشن
ببینید همه نوشته بودن اولین جیش بچه خیلی گریه میکنه منم خیلی نگران بودم چون طاقت گریه و جیغ بچمو نداشتم
ساعت ۷ وقت ختنه بود
ساعت ۶ بهش استامینوفن دادم دو سی سی دادم
بعدم بردیم
وقتی اونجا رسیدیم بی حسی که زدن کارو که تموم کردن رفتیم خونه هم رسیدیم قبل اینکه بی حسی تموم بشه دوباره استامینوفن دادم
برای همون بچم گیج شد خابید
تا ساعت ۱۱
۱۱ شب بهش سیتریزین دادم طبق تجویز دکتر
وقتی سیتریزین دادم دیگه فقط ۶۰ سی سی شیر خورد بغدش خابید تا ۴ صبح
۴ صبح بهش ۶۰ سی سی شیر دادم تا ۷ خودش بیدار شد
۷ دوباره استامینوفن دادم و شیر دادم دردش کم شد گیج شد خابید تا ۹ صبح
۹ دوباره شیردادم بیدار شد اما اصلا گریه نکرد خداروشکر
چون اولین جیشش تو خاب بود گریه و جیغ نکرد
اینطوری انجام بدین که بچه هاتون اذیت نشن
گفتم تجربمو بزارم که بچه اصلا اذیت نشه بدونید چیکا کنید🫠🫠🫡🫡🫡

#ختنه #استامینوفن #بی درد #بی حسی #حلقه
مامان سپهر🤎👼 مامان سپهر🤎👼 روزهای ابتدایی تولد
روز اول کولیک:
امروز به نظرم روی واقعی کولیک رو برای اولین بار توی این یازده روز تجربه کردم ( دو شب قبلی هم بود اما خیلی سبک تر) از ساعت ۶ غروب شروع شد و تا ۱۱ ادامه داشت. به هر راهی متوسل شدم، تو ننو گذاشتم تابش دادم، راه بردمش، براش وایت نویز گذاشتم، شیرش دادم، شکم و کمرش رو ماساژ دادم، قطره کولیک دادمش، تو پتو گذاشتم تابش دادم. ولی هر کدوم فقط یه تایم کوتاهی جوابگو بود و باز خودش رو میکشت از گریه، بچم از یه جایی به بعد صداش میگرفت از گریه صداش مثل بچه گربه ای میشد که آروم داره ناله میکنه، جیگرم داشت براش کباب میشد، خیلی سخت بود دیدن اشکاش و اینکه هیچ کاری در نهایت ازم برنمیومد، دیگه بعد دو سه ساعت باباش اومد و بردیمش بیرون دورش دادیم حدود یه ساعت که کل اون تایم آروم آروم بود ولی باز برگشتیم خونه شروع کرد. تا اینکه بالاخره کم کم خودش آروم شد.
البته امیدوارم اگه قراره ساعت گریه ای داشته باشه همین ساعت باشه که حداقل آدم سرحال تره، چون نصفه شب خیلیییی سخت میشه خیلی
مامان آرن مامان آرن ۸ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲