روز اول کولیک:
امروز به نظرم روی واقعی کولیک رو برای اولین بار توی این یازده روز تجربه کردم ( دو شب قبلی هم بود اما خیلی سبک تر) از ساعت ۶ غروب شروع شد و تا ۱۱ ادامه داشت. به هر راهی متوسل شدم، تو ننو گذاشتم تابش دادم، راه بردمش، براش وایت نویز گذاشتم، شیرش دادم، شکم و کمرش رو ماساژ دادم، قطره کولیک دادمش، تو پتو گذاشتم تابش دادم. ولی هر کدوم فقط یه تایم کوتاهی جوابگو بود و باز خودش رو میکشت از گریه، بچم از یه جایی به بعد صداش میگرفت از گریه صداش مثل بچه گربه ای میشد که آروم داره ناله میکنه، جیگرم داشت براش کباب میشد، خیلی سخت بود دیدن اشکاش و اینکه هیچ کاری در نهایت ازم برنمیومد، دیگه بعد دو سه ساعت باباش اومد و بردیمش بیرون دورش دادیم حدود یه ساعت که کل اون تایم آروم آروم بود ولی باز برگشتیم خونه شروع کرد. تا اینکه بالاخره کم کم خودش آروم شد.
البته امیدوارم اگه قراره ساعت گریه ای داشته باشه همین ساعت باشه که حداقل آدم سرحال تره، چون نصفه شب خیلیییی سخت میشه خیلی

۲ پاسخ

دختر من ۷ ماه حدودا کولیک داشت از ۵ عصر شروع میشد همینجور ادامه داشت
شبا بیدار بودیم
روزا هم جیغ و گریه
کبود میشد اصلا اروم نمیشد مگر نیم‌ساعت
هیچی هم اثر نداشت
نه با کالسکه تونستم ی بار ببرمش بیرون، نه با کریر، نه با آغوشی، نه تو ماشین اروم بود. کلا همش جیغ میزد
دیگه بعد از ۷ ۸ ماه بهتر شد ولی همچنان مشکل دفع داشت
نوزادی دخترم جهنم بود

آره متاسفانه از الان تا یک ماهگی شدید میشه. بعضی وقتا به فروپاشی می‌رسی به خصوص اگه شب تا صبح گریه کنه اما خبر خوب این که می‌گذرررره

سوال های مرتبط

مامان مانلی 🩷 مامان مانلی 🩷 ۹ ماهگی
پارت 4
دیگه دخترمو برده بودن تحویل خانواده ام داده بودن و منم بعد از کارای عمل بردن ریکاوری که اونجا یه لرز خیلی وحشتناکی تمام بدنم رو گرفته بود فقط میگفتم سرده ، لرز دارم که برام بخاری گذاشتم و گرمم شد یه ساعتی تو ریکاوری بودم و بعدش منتقل شدم بخش ، همون جا تو ریکاوری ماساژ رحمی گرفتم که حس نکردم و بعدش تو بخش هم یه بار گرفتم که متوجه شدم چون بی حسی داشت کم میشد ، دیگه گفتن 12 ساعت نباید هیچی بخوری و تکون بخوری که سردرد نگیری و تا 1 شب همین جوری بمون .. من از ساعت 1 که اومدم بخش تا 4 اصلا درد نداشتم ولی بعدش دیگه شروع شد که برام شیاف گذاشتن و آمپول زدن ، دخترمم کنارم بود که از دیدنش دلم ضعف می‌رفت ، ساعت 1 شب دیگه گفتن یه چیزی بخور مثل سوپ و چایی با خرما و اگه سرگیجه نداشتی کم کم بیا پایین.. از جام با کمک همراهم بلند شدم اما اون لحظه سخت ترین لحظه عمرم بود از درد نمی‌تونستم تکون بخورم چه برسه به اینکه راه برم دو سه قدم رو به بدبختی رفتم و بعدش بیشتر ادامه دادم و رفتم قسمت پاها و واژن رو با آب ملایم شستم و نوار بهداشتی گذاشتم و شلوار پوشیدم ، بعد از این مرحله باز شیاف زدم که دردم کمی افتاد و بهتر شدم اما گفتن باید به بچه شیر بده اما دریغ از قطره ای شیر .. اما با توجه به تجربه بقیه گفتن که با قاشق هم شده به نی نی شیر بده که دفع داشته باشه و ما هر دو ساعت ده میل شیر رو با قاشق چایخوری آروم بهش دادیم و شروع کرد به دفع کردن