۷ پاسخ

شوهر من ثانیه ای پسرمو نمیگیره

شوهر منم همینه

اوووف دختر تو یکی داری من دوتا دارم بعضیا وقته حس دیونگی بهم دس میده بخدا کل وحودم خستس

منم هین جوری شدم
بعضی وقتا به سرم میزنه خودم واسه بچم مادر خوبی نیستم بهش خوب نمیرسم 🥺🥺

منم همین حسو داشتم تا وقتی متوجه شدم مامانم سرطان سینه داره فهمیدم هیچی مهم تر از سلامتی خودت و عزیزانت نیست. بیخیال عزیزم خداروشکر کن که همتون سالم هستید،مردا همه بی مسئولیتن همشون بی احتیاطن ،کم هستن آدمایی که احتیاط کنن و مسئولیت حالیشون بشه. با این افکار فقط خودتو از بین میبری عزیزدلم🌹

اونم پدرشه بسپار تا یاد بگیره

من برم بیرون می‌سپارم به شوهرم میرم یا ارایشگاه یه کار داشت باشم اگه خسته نباشه سرکار نره نگ میداره

سوال های مرتبط

مامان کوروش کوچولو مامان کوروش کوچولو ۸ ماهگی
چقدر مادربودن سخته
گاهی اوقات از این مسئولیت خسته میشم..پسرمو خیلی دوست دارم ولی خسته میشم از اینکه همش باید ۲۴ ساعت وقت و انرژیمو بزارم.. گاهی دلم تنگ میشه به روزای قبل بارداری..دلم میخواد یک روز دوباره اون روزا رو تجربه کنم..بدون نگرانی.بدون استرس.بدون بی خوابی..
از صبح پسرم همش بی قراری میکنه کلافه ام کرده..شوهرمم از صبح میرم ساعت یازده شب میاد واقعا انرژیم ته کشیده..صدای گریه ش مثل پتک توی سرم میخوره عصبیم میکنه..خدا خودش این دوران مزخرف دندون دراوردن رو زودتر برام رد کنه..
دوسه روزه نرفتم حموم..حالم از شرایطم بهم میخوره

من یه آدم جدی ام..و الان تمام انرژیمو میزارم که برا پسرم خندون باشم همش..ولی وقتی میبینم منی که دارم انقد سختی میکشم باز هر کی میرسه دهنشو باز میکنه و اظهار نظر میکنه واسه تعداد بچه دلم میخواد با پوشک بچم بزنم تو صورتش
یا حتی شوهرم وقتی اسم بچه دومو میاره تو صورتش نگاه میکنم باخودم میگم این بشر چی میدونه از من..با اینکه خیلی کمکم میکنه ولی واقعا فکر میکنم درک نمیشم😵‍💫