۱۳ پاسخ

من خودم باشم نمیرم ، ولی اینجور تصمیم ها شخصیه ، الان خودم از خیلی چیزا زدم چون اولویت دخترمه ، میگم نهایت دوساله بعد میتونم ، اما باید خودت این فداکاری رو قبول کنی اگ نکنی همیشه تو دلت میمونه

خب این چند روز صداهای بلند براش بذار ببین عادت میکنه یا نه ...خب اینجوری همش اذیت میشین ...دختر دایی شوهرمم بچه اش از صدا بلند میترسه هنوز که هنوزه سه سالشه و بازم میترسه

من یا با بچم میرم یا کلا نمیرم

بچت واجب تره هرچقدرم خالت حواسش باشه بازم ی موقع دیدی اتفاقی پیش اومد.بنظر من اگه نمیشه بچتو ببری خودتم نرو

برو خوش بگذرون از خداتم باش حالو هواتم عوض میشه

تو. گوشش پنبه بزار

بده خالت برو زود برگرد ولی

من ک دلم نمیشه بذارمش برم یا میبرمش یا اصلا خودمم نمیرم

بنظرم برو خوش بگذرون بچه ات کوچیکه با خالتم جوره بزارش برو

نهایتا ۵ ساعت بچه ات پیش خالت باشه نگران نباش برو به خودت برس یکم روحیه بگیر دوباره برگرد.
قطعا توی اون ۵ ۶ ساعت ۲ ساعت می‌خوابه بقیشم بازی میکنه تا تو برگردی.

وا معلومه که نمیبرم من اصولا اخر هفته ها مهمونی دعوتم و بچه هامو نمیبرم

من باشم میرم

من باشم یا بچمو میبرم یا نمیرم

سوال های مرتبط

مامان کیان و رایان مامان کیان و رایان ۱۱ ماهگی
سلام خانما من با شوهرم از دیروز تا حالا قهرم شبا خونه نمیاد ظهر اومد خونه ناهار خورد پسر بزرگم ۴ سال و نیم داره گفت میخوام با بابام برم گریه.زاری کرد که میخوام برم منم زنگ زدم باباش اومد دنبالش با خودش بردش میره یه شهر دیگه خونه مامانم اینا هم همونجا هست بعد وقتی میخواست بره خیلی بغض داشت انگار دلش نمی‌خواست بره خیلی گرد بعد رفت بغل باباش با گریه از من خداحافظی کرد رفت اولین باره ازم دور میشه شبی هم نمیاد من الان دلم داره میترکه دارم خودمو خفه میکنم از گریه اولین باره ازم دورشده خودشم خیلی ناراحت بود بهش گفتم بیا پیش خودم بعد از ظهر میبرمت پارک اما مثل اینکه دو دل بود رفت همیشه فکر میکردم اگر با باباش بره من خیلی راحتم دیگه اذیت نمیکنه من میتونم یه کم برای خودم باشم اما الان دارم میترکم نیست انگار دنیا برام سوت و کوره خیلی حالم خرابه کلش نمی‌رفت حالا چکار کنم چطور با خودم کنار بیام تا فردا نترکم
شیر خشک رفلاکس. کولیک.شیر مادر