۴ پاسخ

وای اون سوند منو کشت
چقدررر درد داشت

من هردقیقه شده بود دردام ۷ سانت شدم ولی نینی مدفوع کرد سز اجباری شدم خیلی دوست داشتم طبیعی باشه

خداروشکر گذشت الان با سلامتی نی نی نازت بغلته💖

باز تو هر 15 دقیقه 4 سانت بودی ولی من هر یه دقیقه 4 سانت بودم خیلی درد کشیدم

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان طبیعی:

جمعه از ساعت ۷ شب تا ۱ شب هر ۱ ساعت درد متوسط و انقباض داشتم
شنبه صبح رفتم استخر بعد استخرم باز ساعتی یه بار درد داشتم، رفتم پیش ماما معاینه کرد گفت هنوز ۱ سانتم نشده و کلی وقت داری شاید یه خفته تا دو هفته دیگه، شنبه شب از ساعت ۹ هر ۱۰ دقیقه درد داشتم که هی شدیدتر شد از ساعت ۳ هم شد هر ۶ دقیقه و شدیییید که دیگه رفتم بیمارستان
بیمارستان،NST گرفتن و گفتن انقباضات شدید نیست ولی من خیلی درد شدید داشتم هر ۵ تا ۶ دقیقه، معاینه شدم گفت دو فینگر تایتی و الآن وقت بستری نیست، اما تا از تخت بلند شدم خونریزی کردم و بخاطر خونریزی ساعت ۷ صبح یکشنبه بستریم کردن، ساعت ۸ و نیم یکشنبه تو ۴ سانت کیسه آبم پاره شد و دردام شدت گرفت، از ۴ سانت تا ۶ سانت وان آب گرم خیلی کمک کننده بود. از ۶ سانت تا ۹ سانت رو فکر کنم تو نیم ساعت ۱ ساعت رفتم ولی امام از ۹ سانت تا ۱۰ سانت که بنظر من بدترین قسمت زایمان بود، احساس درد و زور زییییاد، بعد فول شدن زمان زور زدن انقد خسته و بیجون بودم که قدرتم کفایت نمیکرد واسه همین دو تا پرستار و ماما همزمان با زور زدن من از بالا به رحمم فشار می آوردن تا بلاخره ساعت ۲ ظهر یکشنبه ۱۸ مرداد که سورنا کوچولو بعد کلی درد و جیغای من با وزن ۳ کیلو و ۲۰ و قد ۴۹ سانت به دنیا اومد و درد و اذیتای منم تمام .... البته من بخاطر سفتی پرینه بخیه خوردم و الان تنها چیزی که یکم اذیتم میکنه همون بخیه هاست . جالب اینجاست که NST حتی تا لحظات آخر هم انقباضات من رو قوی نشون نمیداد!

# زایمان #زایمان #زایمان
مامان علی رضا مامان علی رضا ۴ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان نی نی🥺🫂💎 مامان نی نی🥺🫂💎 ۵ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۲🫂💎

یکشنبه چهل هفته و دو روز بودم شبش یکم کمر درد داشتم صبح رفتم بیمارستان بستریم کرد نوار قلب از بچه گرفت معاینه کرد گفت یه سانتی برام سرم وصل کرد نمیدونم سرم چی بود بعد چند ساعت اومد گفت هنوز یه سانتی برام سوند دهانه رحمی گذاشت همش احساس مدفوع داشتم میرفتم سرویس با اون سوند کار سختی بود یه بار خیلی ادرار داشتم رفتم تا روی توالت نشستم یهو یه چیزی ترکید مثل بادکنک شد جیغ کشیدم ماما اومد گفت چیشده گفتم یه چیزی ترکید گفت نترس سه سانت شدی دوباره نوار قلب چند ساعت گذشت درد داشتم ولی به روی خودم نمی آوردم پهلوهام تیر کشید رسیدم روی چهار سانت قرص گذاشت تو واژنم رسیدم به پنج سانت و چند ساعت رو همین موندم
بینش همش معاینه خیلی دردم میگرفت سعی میکردم جیغ نکشم انرژیم رو نگه دارم پهلو هام خیلی درد میکردن پسرم خودشو سفت میکرد تو اتاق دو تخته تنها بودم و خوشحال بودم که تنهام چون میتونستم راحت بچرخم تو اتاق راه میرفتم یکم دردام کم میشد کمرم درد گرفته بود بعد یه ساعت حدودا دوباره معاینه شدم پنج سانت بودم دکتر شیفت اومد معاینه کرد گفت تا فردا صبح زایمان نمیکنه ساعت نه ده شب بود خیلی ناامید شدم سرم برام وصل کردند با یه دستگاه تنظیمش کردند داشتم از درد پهلوهام می مردم یکم گذشت توی سرم برام آمپول زدند ساعت یازده بود احساس کردم یه آبی ازم میاد فکر کردم خونریزی دارم به ماما گفتم گفت صبر کن معاینه ت کنم
مامان دلوین🪻 مامان دلوین🪻 ۷ ماهگی
وقتی دکتر دید من عجیب و غریب خونریزی دارم گفت اون رو ازم بکشم بیرون چند دقیقه بعد در آوردنش دردام کم کم. آروم شد ولی هنوزم انقباض داشتم که نوار قلب هم نشون میداد اتاقم رو عوض کردن و همسرم اومد دیدنم و بهم روحیه داد و رفت هی میومدن معاینه میکردن و بهم آمپولهای مختلف میزدن که دردام زیاد بشه و دهانه رحمم باز به زور شده بودم یه سانت و ساعتای ۶ عصر مامانم اومد دیدنم و یکم پیشم موند و رفت که بعدش دکتر اومد و دوباره برام سوند وصل کرد و با به دکتر دیگه رو سرم وایستادم با اون وضعیت خونریزی و اون سوند لعنتی مرگ رو جلو چشمام داشتم می‌دیدم اونا هم حرف میزدن که این طبیعی نیست انقد خونریزی داشته باشه و اینا که اون دکتر جدیده گفت بذار یکم بمونه شاید قطع شد
باز من کلی انقباض داشتم و درد زیر دلمم بخاطر اون وحشتناک بود بعد یه ساعت اومدن ازم جدا کردن و بعد معاینه گفت شدی ۴ سانت و پاشو یکم راه برو با اون همه انقباض پاشدم راه رفتم که باز دردام پایین اومد🥲🥲 دوباره و دوباره معاینه کردنم که از ۴ سانت تکون نمیخورد باز و آخرین معاینه یکمم بسته شده بود و شدم ۳ سانت و نیم😑😑😑