۵ پاسخ

پسر منم شیطونه اومدیم بریم شاهچراغ تازه خوابید نتونسیم همش بهونه گریه گوشی میخواد

همه بچه ها بخدا مثل همن...فقط خواب بچه ها چندین دلیل داره که بهم میریزه یا کم خوابن

قطره خواب بده
خودتم بخواب جون بگیری حسود جان

اخخخ دقیقا حرف دل منو زدی
نابود شدم بخدا
یک هفتس از شیر گرفتم هنوز خستگی اون از تنم در نیومده بود هرشب بیدار میشد بخاطر شیر منم نمیخوابیدم بخاطرش الانم دو روزه سرما خورده شبا بیدار میشه بینیش کیپ میشه
دیشب ۳ بیدار شده تا ۸ صبح
دیگه بدنم نمیکشه
کل تنم درد میکنه
خسته شددددم بخداااا
خداااجون کفر نمیگم ولی واقعا خستم از همه چی
دیگه نمیکشم بخدا

مانیار هم شلوغه 🤕
حالا تو خونه قشنگ بازی میکنه میخوابع کارتون میبینه
بیرون رفتنی انگاری یکی دیگه میشه همش شلوغی و ریخت و پاش
منم خیلی معذب میشم🤦🏻‍♀️
میگم خدایا کی درست میشه

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۲ سالگی
چقدر امشب دلم گرفت و دلم واسه خودم سوخت
چند شب پیش عروسی بودیم سامی همش چسبیده بود به من و نق میزد همه میزدن و میرقصیدن اما من نه با اینکه همسرم هم خیلی همراهی کرد
امشب رفتیم هایپر خرید کنیم مگه گذاشت همش نق ، گریه ، جیغ که بیام از تو سبد پایین. میزاشتمش پایین وایییی یه کارایی میکرد دست به همه چی میزد ، کف زمین می‌خوابید خداشاهده من گریم گرفت
ظهر هم زنداییم اومد خونمون انگار این وحشیا شده بود همه چیزو به هم میریخت، پرت میکرد ،یه کارایی میکرد که من متعجب بودم
با اینکه خیلی واسش تایم میزاریم باباش خیلی بیرون میبرتش، خونمون ویلاییه همش تو حیاط بازی میکنیم
هم روحی خسته ام
هم جسمی چون تپل هست ماشاالله بخدا هم من هم باباش از کمر درد و دست درد و زانو درد هر شب ناله میکنیم
شبا هم هزار بار بیدار. میشه
تا به این سن هر جا رفتم بچه ای شیطون تر از سامی ندیدم خدا شاهده
کاش خدا دلش واسم بسوزه یکم پسرمو صبور تر کنه
میدونممم همین که سالمه کافیه من با تمام وجود عاشق پسرمم ولی خیلی این روزا سخت میگذره
واسم دعا کنید.
اما
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔
مامان لیام مامان لیام ۱ سالگی
سلام مامانا صبحتون بخیر.چند روز پیش گفتم همسرم که می‌ره سر کار پسرم هرروز صبح بیدار میشه و گریه و زاری پشت سر باباش راه میندازه . امروز دیگه نوبر بود قبل بیدار شدن باباش یعنی ساعت ۶ صبح بیدار شده بود بابا بابا گریه میکرد هرکار کردم دیگه نخوابید هرررررر کار.سه بار شیشه شیر دادم گذاشتم تو تاب گذاشتم رو پام ولی نخوابید ساعت ۷ هم همسرم رفت سرکار خونه ی ما شد سوریه.شب هم یازده از سرکار میاد😫این در حالیه که کل دیروز لیام نیم ساعت خوابیده.دیشب یازده و نیم برقارو خاموش کردن لیام تا دو تو تاریکی اومد و رفت و سر صدا کرد .آخه چرا باید دو بخوابی شش بیدار شی؟مغزم داره میترکه از حرص تپش قلب گرفتم واقعا بچه چه خیری برای آدم داره این عذاب چیه میندازیم به جون خودمون.من تو این شهر هیچ کس و هیچ جا رو ندارم نیم ساعت برم چرا باید شش صبح بیدار شم انتظار بکشم تا یازده شب.چرا نباید بخوابیم تا ساعت ده خدایا😭😭😭😭بخدا دیگه گریه م گرفته.تازه من ۷ سال هم بچه دار نشدم اونایی که از راه نرسیده بچه میارن چطور دلشون به حال خودشون نمیسوزه؟خاک تو سر اونایی هم که تا یه تازه عروس میبینن میگن بچه بیار نیاوردی؟حامله نیستی؟ول کن بابا
راستی بنظرتون ببرم یه چکاب ازش بگیرم ببینم چرا اینطوریه؟
اووووف
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۱ سالگی
امروز اولین روز از شیر گرفتن دلساس خدا کمکمون کنه خیلی سخت میگذره از صبح که بیدار شد سینه م و قرمز کردم گفتم اوخ شده باید برم دکتر همش نگاه کرد دید درد دارم دیگه نیومد سمتم بعد هم بردمش برف بازی بعد اومد خونه ناهار خورد وقت خواب خیلی بی قراری کرد همش مشغول کردم بازی و کتاب و چیزایی که دوست داره دادم خورده ولی همش بهونه گرفته و دختر من که ساعت سه می‌خوابید با سینه با مقاومت های زیاد ساعت شش خوابید اونم دیگه آخر گوشی نگاه کرد فیلم هاش و تا چشماش خسته شد خوابید حالا باز بیدار شده باز گریه می می میخواد و هر بار نشون میدم میبینه قرمز بغض می‌کنه خدا کنه کم نیارم خسته شدم دختر من شیر خشکیه و سینه رو کرده پستونک تا نخوره نمی‌خوابه اصلا شیر ندارم فقط ط از روی عادت میخوره
فقط می‌دونم تو این دوران هر کاری دوست دارن باید کنند و بهشون نه نگیم
هرچی دوست دارن بخورند و باهاشون مدارا کنیم و انقد بازی کنند که خسته بشن آخر خودشون خوایشون ببره بدون نیاز به مکیدن
امیدوارم دوروزه فراموش کنه تموم بشه 🥺