۵ پاسخ

ای جونم مبارکه پناه منم یه ماه دیگه یه سالش میشه

ای جونممم مبارکععع

مبارکه، هرچی بزرگتر میشن شر تر وشیطون تز من ک پدرم درومده

مبارکش عزیزم راه میره؟

مبارکه عزیزم راه میره؟

سوال های مرتبط

مامان سلدا💜آسیه مامان سلدا💜آسیه ۱ سالگی
دختر عزیزم لحظه هایی که صدای خنده های تو، تو خونه مون می پیچه انگار دارم از خوشحالی پرواز می کنم. می خوام همیشه شاد ببینمت عزیزم و برای شادی تو هر کاری می کنم

هر روز که از خونه بیرون می رم به این فکر می کنم که چه کاری می تونم انجام بدم که تو خوشبخت تر باشی، تمام تلاشی که می کنم برای اینه که تو بهترین ها رو داشته باشی

هیچ وقت حتی ذره ای از این حس عاشقانه ای که به تو دارم کم نمیشه عشق همیشگی من تو بزرگ ترین بهانه ی زندگی هستی

دختر مهربونم، لبخندت تمام خستگی های دنیا رو از بین می بره

وجود تو دخترم منو به زندگی دلگرم می کنه

عزیزترینم تمام احساسات خوب دنیا را زمانی تجربه کردم که تو به دنیا اومدی

شادی و خوشبختی من، قلب من برای تو می تپه، تو مفهوم زندگی منی

ممکنه سال ها بگذره، من پیر شده باشم و تو بزرگ، اما چیزی که هیچ وقت تغییر نمی کنه عشق من نسبت به توئه دختر قشنگم

بمونه به یادگار 1404/3/7
خدای خوبم بخاطر وجود دختر قشنگم سلدا پرنسس کوچولوم آسیه شکرت😘🌿
مامان سید سبحان🧢💙 مامان سید سبحان🧢💙 ۱۲ ماهگی
به تاریخِ 7 بهمن ماهِ سالِ 1403،ساعتِ 9:20 دقیقه....
در یک آن تمام معادلات زندگی بهم خورد،میدونی چی میگم؟!
اون لحظه که صدای گریه هات شنیدم انگار قلبم از تپیدن دست کشید و از نو شروع به تپیدن کرد،اما این بار فقط به عشق تو.
انگار همین دیروز بود که فقط یه پسر کوچولو ریزه میزه بودی و فقط بلد بودی شیر بخوری و بخوابی...
و حالاا!!!!
داری دنیا رو با اون دست و پاهای کوچولوت فتح میکنی،چهار دست و پا میری،دندون داری،شیطونی میکنی و مهم تر از همه اینا:
منو «مامان» صدا میکنی🥹

قشنگی این داستان یکساله من و تو میدونی کجاست پسرکم؟!
اونجا که من قبل از تو هم زندگی میکردم ولی فقط نفس میکشیدم.
تو اومدی و بهم یاد دادی زندگی یعنی ذوق کردن.
ذوق کتم از غلت زدنت،از اولین غذا خوردنت،از چهار دست و پا رفتنت و.....

تمام شب بیداری ها،خستگی ها،تمام لحظه های نگرانی... همه و همه به اندازه یک لبخند محکم تو هیچی نیستند چون تو بهترین اتفاق زندگی من بودی،هستی و خواهی بود چرا که من تو را با عشق به این زندگی فراخواندم.

تولدت مبارک عزیزِ جانم🩵

مامان تا ابد عاشق،همراه و پشتیبان توست💙
مامان نویان مامان نویان ۱ سالگی
پارسال اینموقه داخل بیمارستان بود و نویان رو به دنیا اورده بودم چه حال عجیبی داشتم از یه طرف بخاطر بیهوشی گیج و گنگ بودم از یه طرف نویان رو میدیدم و چقدر ذوق میکردم بهترین حس دنیا رو اون ساعت ها داشتم با اینکه کلی درد داشتم اما خوشحالیم بیشتر از درد خودشو نشون میداد امشب یکسال از اونشب میگذره و چقدر دلم تنگه برای ثانیه به ثانیه اون روز و شبا با اینهمه سختی که این یکسال کشیدم اما بازم خیلی زود گذشت انگار به یه چشم بهم زدن نویان یکسالش شد. بزرگ شدنشون شیرینه اما تموم شدن دوران نوزادیشون غمگینه من هنوزم خیلی وقتا میگم کاش برگردیم عقب کاش دوباره ۹ ماهه بشم دوباره نویانو بدنیا بیارم دوباره بدن کوچولوشو بغل کنم خیلی شیرین بود اون لحظه ها خدارو شکر میکنم برای اینکه بهم‌ لطف کردم و این حس و حال رو بهم هدیه داد مادر شدن واقعا عجیب ترین و شیرین ترین اتفاق دنیاست .. انشالله که خدا دامن تمام زنان دنیا رو که منتظر مادر شدن هستن سبز کنه و این حس زیبا رو بهشون هدیه بده🙏🏻