سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۳ ماهگی
مامان مهندسِ بقیع💚 مامان مهندسِ بقیع💚 ۸ ماهگی
خلاصه
دکترم رسید و منو بردن اتاق عمل
از رفتار و رسیدگی اتاق عمل بیمارستان سیدالشهدا هم بگم باید بگم عالی بود
منو خوابوندن روی تخت جراحی پزشک بیهوشی که مرد هم بودن اومدن بام صحبت کردن و خلاصه میخواستن هواسمو پرت کنن
پرستارا اونجا میگفتن خودت که خیلی خوشکلی کاش به خودت بره😂
گفتم البته اخلاقش به خودم نره بهتره
پرسیدن آخرین بار کی خوراکی خوردم منم گفتم ۶ صبح یدونه خرما‌
گفتن پس باید از کمر به پایین بیهوش شم که خداروشکر انتخاب خودمم‌کمر یه پایین بود چون قبلا بیهوشی کامل رو تجربه کرده بودم و میدونستم اصلا خوب نیست
دکتر بیهوشی یه امپول زد وسط کمرم
خدا شاهده اصلا متوجه نشدم
دکترم اومد بالای سرم کلی بهم آرامش داد واقعا دکترم عالی بود و من ازش راضی بودم (خانم دکتر خوان پایه دکتر زایمانم بودن
دکتری که هروقت مشکلی داشتم بهشون پیام میدادم با صبر و حوصله جواب میدادن
و تو مطبشون بدون توجه به شلوغی با صبر و حوصله به همه سوالاتت پاسخ میدادن
بهم آرامش و قوت و قلب میداد خلاصه بگم دکترم از همه نظر عالی عالی بود.)
مامان امید مامان امید ۳ ماهگی
تجربه #زایمان #سزارین
بیمارستان #تخت_جمشید
دکتر میترا امینیان
پارت 1

اول اینکه من از استرس سه شب قبل از زایمانم خوابم نمیبرد
خیلی میترسیدم ولی در نهایت همه چی خیلی عالی بود 😍
برای کسایی که مثل منن با جزئیات میگم که بدونن قراره چی پیش بیاد....
طبق تایمی که دکتر اعلام کرد رفتم بیمارستان
تو بلوک زایمان مدارک و سونوهارو باهم چک کردن سونو اخر و سونوی ان تی رو ازم گرفتن
بعد
تعویض لباس،آنژیوکت،nst,و وقتی اعلام کردن بریم اتاق عمل سوند وصل کردن
سوند اصلا درد نداشت ،حتی سوزش هم نداشت
شبیه معاینه پزشک زنان ،تست پاپ اسمیر سوزشش خیلی بیشتر از سوند بود
از اتاق که در اومدم
دکترم حاضر بود باهام صحبت کرد گفت اصلا استرس و ترس نداشته باش همه چی قراره عالی پیش بره،
دلم گرم شد از حضورش کنار تختم ♥️
بردنم بالا اتاق عمل
دکتر بیهوشی اومد و سر کردن رو انجام داد
سوزش سوزن برای سر کردن شبیه سوزن ازمایش خون و سرم بود
خیلی خیلی کم
و درد آنچنانی نداشت !
و بعدش دکتر رفت و پاهام از همون لحظه شروع شد گرم شدن
دراز کشیدم
و شروع کردم دعا کردن و با خدا صحبت کردن که دکترم گفت دارم بتادین میزنم و هنوز شروع نکردم
اگر هنگام عمل حالت تهوع یا تنگی نفس بهت دست داد نترس این خیلی طبیعیه و ما همه اینجاییم تا زایمان تو عالی پیش بره و مانیتور میکنیم
برش و چاقو هیچی حس نکردم
فقط حالتی داشتم انگار یکی داره شکمم و اروم تکون میده
تقریبا ۷،۸ مبن بعد صدای گریه بچه ام رو شنیدم
میخواستم گریه کنم ولی اشکم نمیومد جز سر بودن شما یه نمه منگ هم میشید
حالت خواب و بیدار
آوردن پوست به پوست کردن با صورتم
یه جسم گرم و نرم 😍با اختلاف زیباترین حس دنیا 🥹
مامان نیلا🦢✨️ مامان نیلا🦢✨️ روزهای ابتدایی تولد
سلام خوشگلا بعد از مدت ها ، قرار بود تاپیک تجربه سزارینمو بزارم اما به دلیل شرایط موجود امکانش نبود، خب خب اول از همه عزیزان من از انتخاب نوع زایمانم به شدت راضی بودم انتخاب خودم طبیعی بود اما چون همسرم مخالف بود سز شدم و ازش واقعا ممنونم چون به شدت تجربه شیرین و اسونی برام بود ، برای خانمای کرمانی : دکترم خانم زینب میرکهنوج بودن که ازشون خیلی ممنونم بابت علم و دانششون به شدت راضی بودم از عمل و بخیه جراحی، بیمارستانمم سیدالشهدا بود با مشورت دکترم، از کادر درمان خیلی راضی بودم همه مهربون و تو هر شرایطی کمک حال بودن ، با اینکه تحمل دردم بالاست اما از پمپ درد استفاده کردم که خیلی در ارامش و کنترل دردم موثر بود و فقط هم دو نوبت ازش استفاده کردم اگر تحمل درد پایینی دارید حتما بهتون توصیه میکنم ، بعد از اینکه اجازه خوردن و تحرک داشتید فقط و فقط مایعات و ژله مصرف کنید من فقط آب ، دمنوش بابونه و چای و نبات و نسکافه و ژله مصرف کردم تا زمان ترخیص نه سردرد داشتم نه عوارض شایع سزارین ، حتما سعی کنید صاف راه برید که راه رفتن رو براتون اسونتر میکنه به هیچ عنوان خم راه نرید که فشار به بخیه بیاد ، پارت دوم تاپیک بعد