سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۸ ماهگی
مامان مهندسِ بقیع💚 مامان مهندسِ بقیع💚 ۱۴ ماهگی
خلاصه
دکترم رسید و منو بردن اتاق عمل
از رفتار و رسیدگی اتاق عمل بیمارستان سیدالشهدا هم بگم باید بگم عالی بود
منو خوابوندن روی تخت جراحی پزشک بیهوشی که مرد هم بودن اومدن بام صحبت کردن و خلاصه میخواستن هواسمو پرت کنن
پرستارا اونجا میگفتن خودت که خیلی خوشکلی کاش به خودت بره😂
گفتم البته اخلاقش به خودم نره بهتره
پرسیدن آخرین بار کی خوراکی خوردم منم گفتم ۶ صبح یدونه خرما‌
گفتن پس باید از کمر به پایین بیهوش شم که خداروشکر انتخاب خودمم‌کمر یه پایین بود چون قبلا بیهوشی کامل رو تجربه کرده بودم و میدونستم اصلا خوب نیست
دکتر بیهوشی یه امپول زد وسط کمرم
خدا شاهده اصلا متوجه نشدم
دکترم اومد بالای سرم کلی بهم آرامش داد واقعا دکترم عالی بود و من ازش راضی بودم (خانم دکتر خوان پایه دکتر زایمانم بودن
دکتری که هروقت مشکلی داشتم بهشون پیام میدادم با صبر و حوصله جواب میدادن
و تو مطبشون بدون توجه به شلوغی با صبر و حوصله به همه سوالاتت پاسخ میدادن
بهم آرامش و قوت و قلب میداد خلاصه بگم دکترم از همه نظر عالی عالی بود.)
مامان آراز🧸🩵 مامان آراز🧸🩵 ۱ ماهگی
بالاخره بعد از مدت ها وقت شد از تجربه ی سزارینم بگم👼🏻🩵

من تاریخ زایمانم برا دوم خرداد بود اما از بیست و هفت اردیبهشت انقباض گرفتم و ترشح داشتم که به دکترم پیام دادم و تاریخ سزارینم رو انداخت برای سی اردیبهشت،و جالب اینجاست که وقتی خیلی یهویی دکتر گفت،سی اردیبهشت ۷صبح بیمارستان باش،انگار تمام ترس و استرس از بدنم تخلیه شد انگار نه انگار که کل ماه آخر رو از ترس و استرس سزارین تا صبح بیدار بودم،برعکس شب قبل سزارین تا صبح راحت خوابیدم😅😂
پروسه ی سزارین کلا بیست دقیقه هم نمیشه
من بی حسی از کمر بودم که اصلاااا درد نداشت و هیچی متوجه نشدم
اما انقدررر حس خوبی داره وقتی هوشیاری و صدای بچت رو میشنوی که هزار بار هم برگردم به عقب بازم انتخابم بی حسیه،با اینکه تا چهار روز بعد عمل سردرد های وحشتناک داشتم که عمل سزارین در برابرش هیچ بود

بیمارستانمم اما علی بود
(من خیلییی بابتش استرش داشتم،اما با انرژی مثبت واردش شدم و خداروشکر همه چیز عالی بود،بنظرم به حرف کسی اکتفا نکنید و اگه سزارین اجباری هستید امام علی واقعا گزینه ی خوبیه،برای من که اینطوری بود)
من چون میخواستم خودم و همراهم تنها باشیم
اتاق خصوصی گرفتم،و بعد از یه پرستار خواستیم که کارهای من رو خودش انجام بده که اونم یه مبلغی گرفت و تا اخر شب که من شروع کردم به راه رفتن کنارم بود و کارهای شخصیم رو انجام داد

کادر اتاق عمل و دکترم که عالی بودن،واقعا از انتخاب پزشکم خیلی خیلی خوشحالم با اینکه هنوز یک ماهم نمیشه که سزارین شدم جای عملم اصلا مشخص نیست😍🥰
برای من پروسه ی سزارین فقط و فقط گذاشتن سوند اذیت کننده بود،از روز سوم خیلی عالی شروع به حرکت و کارهای روزمره کردم،و بعد از کشیدن بخیه کاملا برگشتم به روتین
و بازم قطعاااا انتخابم سزارینه🩵
مامان امید مامان امید ۹ ماهگی
تجربه #زایمان #سزارین
بیمارستان #تخت_جمشید
دکتر میترا امینیان
پارت 1

اول اینکه من از استرس سه شب قبل از زایمانم خوابم نمیبرد
خیلی میترسیدم ولی در نهایت همه چی خیلی عالی بود 😍
برای کسایی که مثل منن با جزئیات میگم که بدونن قراره چی پیش بیاد....
طبق تایمی که دکتر اعلام کرد رفتم بیمارستان
تو بلوک زایمان مدارک و سونوهارو باهم چک کردن سونو اخر و سونوی ان تی رو ازم گرفتن
بعد
تعویض لباس،آنژیوکت،nst,و وقتی اعلام کردن بریم اتاق عمل سوند وصل کردن
سوند اصلا درد نداشت ،حتی سوزش هم نداشت
شبیه معاینه پزشک زنان ،تست پاپ اسمیر سوزشش خیلی بیشتر از سوند بود
از اتاق که در اومدم
دکترم حاضر بود باهام صحبت کرد گفت اصلا استرس و ترس نداشته باش همه چی قراره عالی پیش بره،
دلم گرم شد از حضورش کنار تختم ♥️
بردنم بالا اتاق عمل
دکتر بیهوشی اومد و سر کردن رو انجام داد
سوزش سوزن برای سر کردن شبیه سوزن ازمایش خون و سرم بود
خیلی خیلی کم
و درد آنچنانی نداشت !
و بعدش دکتر رفت و پاهام از همون لحظه شروع شد گرم شدن
دراز کشیدم
و شروع کردم دعا کردن و با خدا صحبت کردن که دکترم گفت دارم بتادین میزنم و هنوز شروع نکردم
اگر هنگام عمل حالت تهوع یا تنگی نفس بهت دست داد نترس این خیلی طبیعیه و ما همه اینجاییم تا زایمان تو عالی پیش بره و مانیتور میکنیم
برش و چاقو هیچی حس نکردم
فقط حالتی داشتم انگار یکی داره شکمم و اروم تکون میده
تقریبا ۷،۸ مبن بعد صدای گریه بچه ام رو شنیدم
میخواستم گریه کنم ولی اشکم نمیومد جز سر بودن شما یه نمه منگ هم میشید
حالت خواب و بیدار
آوردن پوست به پوست کردن با صورتم
یه جسم گرم و نرم 😍با اختلاف زیباترین حس دنیا 🥹