۱۳ پاسخ

منکه وایسادی یه چرتی چند ثانیه میزنم یکم سرحال بشم اخرشم میاد داد میزنه سردرد میگیرم

صبح بیشتر بخواب

دختر من اگه ساعت ۸ و ۹ بیدار بشه حتما ظهر می‌خوابه من خودمم باید حتما ظهر بخوابم اگه نخوابه ظهر خیلی اذیتم ولی خب اکثرا می‌خوابه بنظرم چند روز صبح خیلی زود بیدارش کن تا یا ظهر بخوابه یا شب زودتر بخوابه

من از خواب ظهر نمیتونم بگذرم چون صبحا هم ۶ پامیشم واسه همین بچمو از اول عادت دادم ظهرا بخوابه امروزم گیر داد باهاش خونه سازی بازی کنم گفتم اول بخواب بعد تخت خوابید

تلویزیون براش روشن کن بشینه پای برنامه کودک یا کتاب رنگ آمیزی بزارجلوش رنگ کنه توام کنار یه چرتی بزن من دوتا شیر به شیر دارم چی بگم ولی دختر کوچیکمو می خوابونم میام پیش دختر بزرگم دراز میکشم اون برنامه کودک نگاه می‌کنه منم یه چرت کوچیک میزنم

ما که دوتا داریم چی بگیم یکی بخوابه یکی بیداره بخوای بخوابی خونه رو به آتیش میکشن

پسر من ۹صبح پا میشه و ۹شب میتوابه،،خوابه عصرو ۸۰ درصد بچه ها بعد ۲سال دیگه ندارن

من هرطور شده خابش میکنم و اگرم نخابید خودم ی چرت ریز میزنم وقتی مشغول بازیه
هرچند صدبار صدام میکنه

خب کارتون بزار ببینه توام بخواب
من همیشه اینکارو میکنم

دختر من قبلا ظهر میخوابید، شب تا ساعت 1 بیدار بود. از عید تاحالا به لطف باباش دیگه ظهرها نمیخوابه، ولی بدبختانه بازم شب تا دوازده بیداره😩

چقد زود خابو ترک کرد دختر من از سه سالگی دیگه نمیخابه
الانم ی وق خودم خابم بیاد براش کارتون میزنم خودم رو مبل ی چرت میزنم هرچن بینش میگه اب میخام جیش دارم ...اخرم دعوامون میشه😄

من از اول ب خواب بعد از ظهر عادتش دادم معتاد شده😁😁 اماااا شب تا ۱۲ ۱ بیداره دیوونمون میکنه🫨🫨🫨🫨🫨

حالا من یه بچه ۳ سال دارم یکی دوماهه چی بگم🥺😥😥

سوال های مرتبط

مامان تمام زندگی من مامان تمام زندگی من هفته چهلم بارداری
مامان آراد 🫀🧒 مامان آراد 🫀🧒 ۳ سالگی
میبینم ک بی اینترنتی باعث شده تو گهواره خیلیا به فکر بچه دوم باشن🤪
فاصله سنی بچه های من ۱۳ ماهه.
باید بگم که ۲سال اول من تمامِ موهام سفید شده با ۲۸ سال سن!
تمام پاهام پراز واریس شده
اخلاقمم مثل زامبی ها😦😵‍💫
یعنی تمام مسئولیت بچه ها با منه مادره. اقای پدر فقط طبق روال قدیم میره سرکار و میاد. دهنم سرویس شده تا به این سن برسن.
فکر کنید پسرم ۶ماهش بود فهمیدم دوباره باردارم.
با شکم حامله باید پسرمو روشویی دستشویی میشستم . از یه طرف نگران بچه تو شکمم بودم از یه طرف پسرم بغلم گریه میکرد از یه طرف خودم ویار داشتم عق میزدم تا پشتشو بشورم. و این روزی چندباااار تکرار میشد🥲
موقع خوابیدن یکی رو پام میزاشتم تکون میدادم یکی تو بغلم بود. و این روزی چندباااار تکرار میشد🥲
یادش میوفتم دلم واسه خودم میسوزه
و هزاران سختی دیگه که تا الان داشتم.....
ولی بعداز گذشت ۳سال و حالا بچه هاااا...
به شدت پشت و پناه همدیگه شدن.
یه جورایی همدیگه رو تربیت میکنن. به هم میگن حرف زشت نزن. کار بد نکن.
جرات ندارم به یکی بگم بالا چشمت ابروعه سریع اون یکی میاد طرفداریشو میکنه
تو پارک خیلیییی حواسشون به همدیگه هست
و اینجور بازی ها که عکسشو گذاشتم که روتین هرروزشونه
میرن داخل حمام دوتایی یکساعت سرگرمن بعد اب گرم باز میکنم اسکاچ میدم دستشون دیوارارو میشورن و عشق میکنن انقدر اب بازی میکنن دوتایی♥️
بعدم میرم شامپو و لیف میزنمشون میان بیرون چای و کیک میخورن♥️🫂
واسه خود بچه ها به شدت خوبه که تنها نباشن
یکی از مامانا میگفت میترسم عشق و علاقم به بچه اولم کم شه😐
باید بگم کم ک نمیشه هیچ ، عشق و علاقه خواهر و برادرشم اضافه میشه
ولس این وسط فقط مادر واقعا اذیت و داغون میشه