۷ پاسخ

خودتو بزار جای اونا و فکر کن پدر خودته ایا این لذت نوه رو میتونستی ازشون بگیری اونا دلشون میخواد سر به تن خودشون نباشه ولی این بچه که نوه هست گریه نکنه....
یه لحظه هست دیگه بی تفاوت باشی گوشیو خودش میزاره زمین ...

دیگ زیاد حساسیت نشون نده
گاها دیدنش اشکال ندارع

حرفت درسته ولی زیادی حساس نباش

پدر بزرگ مادر بزرگا فک میکنن نوه هاشون تو اسارتن😂
بخدا جدی میگم
من اوایل تا پای جنون رفتم دنبال این حرفا ولی الان سر شدم دیگه بخوایم نخوایم خلاف نظر ما یک سری چیزا پیش میرن و بچه هامون ی سری چیزای بد یاد میگیرن کاری نمیشه کرد حساس نباش ک اعصاب خوردیش میمونه واسه تو و بچت

هیچ کاری نمیتونی بکنی چون درست بشو نیستن

پدرشوهر من به هیراد نوشابه میده با اینکه صدبار تدکر دادم با اینکه میدونه ما خودمون اصلا نمیخوریم .... وقتی با یه مشت بیشعور طرفیم همینه
چاره نیس😭😭😭

بگو اگه میشه نکنین ... اینجوری اونوخ نمیتونیم خیلی همو ببینیم و رفت و آمدمون کم میشه
من بودم اینطوری میگفتم

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۲ سالگی
اگه کسی اطرافتان باشه که بخاطر اینکه بچتونو دوست داره دخالت کنه تو بچه داریتون و تو رابطه شما و بچتون فاصله و تاثیر بزاره چیکار میکنید من خداروشکر اهورا با عمو و داییش و عمش رابطه خیلی خوبی داره ولی عمش خیلی دخالت میکنه مثلا من از اول اصلا بهش گوشی ندادم هر سری اهورارو میبینه گوشی میده دستش میگم نده انگار ن انگار به گوشی عادتش میده الان دیگر اومد داد اون رف اینم تا ۳ شب نخوابید گریه میکرد برای گوشی مثلا یبار اهورارو داشتم آروم دعوا میکردم نه داد زدم ن‌کتک بخام اینکارو کنم هم به اون ربطی نداره برگشته دست اهورارو میاره سمت من مثلا اهورا داره منو میزنه میگه اهورا مامانت اخ مامانت اخه منو جلو بچه خراب میکنه الان میخام چن بار اهورا نره پیشش یادش بره چیکار کنم بهونشو نگیره اونروز اهورا زنگ زده بهش میگ بریم موتور بریم ماشین اونم از قصد از اونور میگه بریم دد اصلا اهورا دد نگف گف اهورا بیام بریم دد بیرون اینم لباساشو آورد انقد گریه کرد یه سری هم اومد اینجا سرد بود تاریک گیر داد اهورا ببرم بیرون گفتم نه نبریم سرده تاریکه بعد من‌خودم صبح بردمش بیرون گوش نکرد رفتیم تو پله دستش خورد گوشیم از بالا افتاد ۴ تا پله پایین رفتم ۷ تومن خرج کردم واقعا کلافم از کاراش
مامان نفس مامان نفس ۳ سالگی
مامانا شما چه خوراکی هایی رو واسه بچه هاتون منع کردید یا خیلی کم بهشون میدین ؟ من با شکلات خوردن بچه واقعا مخالفم چون میدونم که خاصیتی نداره به بقیه هم‌گفتم اصلا شکلات بهش ندید محبتتونو یه جور دیگه نشون بدید . کلا دوبار شکلات خورده یه بار مامانم دور از چشم من که بچه دلش نخواد بهش داده دخترمنم یه جوری میجویید منم هوس کردم😂😂 یه بارم یکی از خادمای امام رضا از این شکلات اب نبات کوچیک رنگیا بهش داد تا همسرم خواست ازش بگیر کرد تو‌دهنش درسته رفت پایین .
مثلا من تاحالا نذاشتم لب به نوشابه بزنه . نه اینکه دعواش کنم که نباید بخوری فلانه و این حرفا . واسش توضیح دادم که اگر بخوریم دندونامون خراب میشن دل درد میگیری . اگر ببینی کسی نوشابه میخوره سریع میگه نخور دندونت خراب میشه . منم بخاطر دخترم نوشابه نمیخورم چون به شدت از من الگو برداری میکنه .
شاید تاالان ۱۰ بارم بستنی نخورده ( البته الان نصف بستنی منو داره میخوره 😂😂) نه اینکه اصلا بهش ندم ولی شاید ماهی یه بار بخوره . چیپس خودم خیلی دوستدارم اما بخاطر دخترم شاید ماهی یه بار بخوریم چنتا دونه هم دخترم میخوره خیلی کم‌پیش میاد . کیک و چیزای دیگه همون ماهی یکی دوبار میخوره سعی میکنم خودم درست کنم . البته بیشتر میوه و خشکبار و شیر دوست داره .
بعضیا میگن بالاخره که چی .باید یه روزی اینارو بخوره دیگه .میگم اون موقع خودش تصمیم میگیرع که چه‌چیزایی رو‌بخوره یا نخوره حداقل الان پیش خودم‌ خیالم راحته که اجازه ندادم اینارو بخوره . ❤️🙂


این عکس واسه چند ماهه پیشه😂😂
بچم مثل مامانش عاشق بربری😂😋
مامان رادمهر🌱 مامان رادمهر🌱 ۲ سالگی
بیاید درد و دل و همفکری
با مادرشوهر و جاری تو یه ساختمونیم پنج شنبه شبا همدیگرو خونه مادرشوهر میبینیم این هفته بجه هاش مریض بودن و گفت خیلی وقته و خوب شدن در حالی که خوب نشدن و هممون مبتلا شدیم از تمام بدی هاشون که بگذریم یه جواب دندون شکن و درست حسابی میخوام و اینکه به نظرتون به مادرشوهر بگم یا نه؟قضیه ازین قراره که جاریم دو تا دختر شیر به شیر داره و بزرگه سه ماه از پسرم بزرگتره ولی به شدددت لجباز و دست بزن داره و جیییغ بنفش میزنه و همه چیزو از دست پسرم میکشه و میخواد پسرم ماشالا تمام چیزاش خیلی زودتر از اون بود و این باعث شده خیلی حسادتش برانگیخته بشه ازونطرفم مادرشوهرم همش بهش میگه لاغره نمیدونم حرف نمیزنه و چرا اعصاب نداره و فلان،حالا من همیشه میگفتم بچن دیگه بالاخره اینم راه میره حرف میزنه یا عیب نداره بعضی بچه ها بیشتر گریه میکنن حالا انقدر احمقه که سو استفاده کرده و هر بار چند دفعه میگه دختر کوچیکم دو تا الگوی نامناسب داره و نمیدونم اینا خرابش میکنن از راه به درش میکنن و خوب نمیتونم تربیت کنم منم چند بار با خنده رد کردم ولی حقیقت دیگه زورم میاد چون پیش مادرشوهرم میخواد پسر منو پایین بکشه با حسادتش حتی یبار از دهنش درومد که من گاهی دوس دارم پسرت گریه کنه و لجبازی کنه تا اونا ببینن و بشنون یبارم پسرم برنج خام ریخت زمین اون ذوق میکرد که نگاه کنید اینم اذیت میکنه یبار خندیدم یبار گفتم الگوش خواهرشه نه پسرعموش یبار جواب ندادم ولی دیگه رو مخمه
مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دلوین امروز صبح ساعت ۱۱ از خواب بیدار شد ...خدا شاهده از وقتی چشم باز کرده فقط لج بازی و جیغ و گریه می‌کنه ...یا گریه می‌کنه شدیدددد که گوشی می‌خوام من سعی میکنم ندم وقتی شوهرم میاد میگه چقدر بچه رو اذیت میکنی بده بهش انگار مثلا من خودخواهم که گوشی نمی‌دم وقتی هم گوشی بدم میگه چقدر گوشی میدی دست بچه 😑بعدش گریه و لجبازی شدید بریم خونه ننه(مادربزرگ من) اینقدررر جیغ میزد حد نداشت باز سرگرمش کردم تا شد ساعت ۴ رفتیم خونه مادربزرگم اونجا گریه که عروسک های کوچیکی منو از کمد بیاره بیرون کلش رو تا خالی نکرد دست بر نداشت ..رفتم بازار برا خودم سوتین بخرم اینقدررررر جیغ‌ رد از در مغازه اسباب بازی فروشی که حد نداشت آخرم اینقدر خودشو زد شوهرم میگه بخر براش هرچی میخواد حالا خودش نیومد بازار تو ماشین نشسته بود آخر یک ملیون دادم بایت لوازم آرایشی اشغال و پاپت 😑باز رفتیم خونه مادربزرگم خالم اونجا بود گقت سر راه منو برسونید خونه اونجا داد و بیداد بریم خونه خالم نبردمش تا خونه فقط گریه های وحشتناک میکرد و مماغش حباب میزد😑شد ساعت ۱۰ شب گریه با دوچرخه منو کشونده تو کوچه یازده برگشتیم داخل باز گریه گوشی می‌خوام آخرم از بس گریه کرد همین پنج دقیقه پیش خوابش برد...این بین هم فقط ۲۴۰ درجه شیر خورده با یک چهارم کباب کوبیده و دو سه قاشق نودالیت ...من دیگه دارم به مرز جنون میرسم ..بخدا بهش رو نمی‌دم که هرچی بگه گوش بدم به حرفش ولی بعضی وقتا دلم میخواد فقط ساکت بشه مجبورم چیزیو که میخواد بدم...بچه های شما هم اینجورین؟؟؟احساس میکنم الانه که به فروپاشی روانی برسم