۱۳ پاسخ

بگو کمرت بشکنه کلا از کار بیفتی اونموقع خیالم راحته میگم نمیتونه…برام غیر قابل باور انقد بی غیرت باشه ک بچش جلوش بیفته گریه کنه اون انگار نه انگار….انقذ غر میزدی داد میزدی تا دفعه بعد از ترس توهم ک شده حواسشو جمع کنه

بابا چه خبره یه خورده ارومتر بهش راهکار بدین یه درصد فکر کنین زندگیش با حرفاتون بیشتر تو چالش میفته
عزیزم درک میکنم ناراختی اما الان از این موضپع گذشته اعصابتو بهم نریز در عوض صبر کن تو آرامش بهش بگو کارش چقدر بد بوده و ممکنه بچه آسیب ببینه
در کل اصلا با دعوا جلو نرو بدتر میشه

واقعا باید دهنشو سرویس میکردی هرچی بود و نبود بارش میکردی من بودم تف میکردم رو ریخت بی غیرتش

هیچی بهش نگفتی؟؟؟؟من یبار اینجوری پیش اومد از بس جیغ زدم سر شوهرم الان یچیزی میشه میدواه

شوهر منم بدتر از مال تو انقد جیغ داد کردم ولی آدم نمیشه
یبار بچم مریض تب داشت هیچی نمیخورد ساعت ۱ شب اینا بود نمی‌رفت دارو بخره منم جیغ داد کردم زدم کنترل شکستم گفتم خواب اشغال تو کثافت مهمه یا مریضی بچم . گفتم تو مرد نیستی فقط اسمت رو شناسنامم سنگینی میکنه نمیتونی گمشو برو حداقل بقیه بدونن من شوهر ندارم زنگ بزنم همسایه آشنا کسی برام دارو تهیه کنه . کلا همینه برا بقیه جون میده برا ما. . ک .و ن میده .
حالم ازش بهم میخوره ولی چاره چیه بایه بچه چه کنم
شوهر منم فقط داد بیداد بلده بکنه سر بچم باز ی اینا نداره نک .بت

یعنی هم انتظار دارع آماده بشم هم بچع رو بگیرم

هی خواهر شوهر من بود به منم سرکوفت جیغ داد میکرد چرا رفتی حیاط چرا تند نیستی بچه رو بر نمی داری گریه میندازی

خوب با دل و جون از بچم نگه نمیکنن میخواستم کیک خونگی درست کنم بفروشم ک بالاسربچم باشم یکیار درست کردم عالی دراومد ولی بارای بعد هر کار کردم پف نکرد با اینکه هر بار با ی دستور مشابه درست کردم

اگه واقعا اینجوری که میگی باش بر اساس صحبت هاتون قضاوت میکنم این مرد پدر خوبی نیست نه حمایت مالی داره نه عاطفی شوهر بدو میشه تحمل کرد ولی پدر بچت وقتی بده نه واقعا حق داری بخوای جدا شی

ببین از شوهر من بی رگ تر بی شرف تر بی غیرت تر بی عرضه تر تو دنیا نیس نه اینکه به بچم اهمیت نده ها...کلا ادم بی وجودیه بچه ننه

منم شوهرم عاشق بچم.ولی سه روزه تب سدیدداره.شبانمخابیم نوبتی.اون سرکارم میره بهش وابسته بیادم خونه میگه بابابغل.امشب داشت ازگریه مبودمیشدمن گفتم یاامام حسین بغلش کنم گفت ولش کن بغلش نکن.منم شوهرم بامشت زدم گقچفتم توخودت عقدی هستی مخایراینم عقدی کنی.بروگم شوپشت کوهی.زورش اومد.

میزدی تو دهنش

بخدا من معذرت میخوام اسهال بودم تو دشویی صدا گریه بچمو شنیدم با همون حال سریع خودمو اب کشیدم اومدم بچمو بغل کردم نکنه بعد سزارین از درد سیاتیکم ب حال مرگ بودم روزی ۴،۵ تا ژلوفن خوردم ولی بخاطر درد سیاتیکمم بچمو ب حال خودش رها نکردم شکمم ۸ لایه بخیه داشته همه کارا خونه و بچه رو خوردم کردم اخه تو چقد پستی مرتیکه

سوال های مرتبط

مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت۸_ زایمان زودرس
#دوقلویی
روزها همینجوری میگذشت و خیلی دیر چون من همیشه بخاطر رژیمم گرسنه و محدود بودم اما توی سونو وزن بچها به نسبت هفته خوب بود خداروشکر نمیدونم دیگه به دیابتمم ربطی داشت یا نه ولی اول های دیابتم بود فکر کنم
تا رسیدم به ۲۷هفته و ۶روز ساعت ۸شب!.بدترین روز توی ۲۰سال عمرم
شامم رو خوردم و رفتم توی جام دراز کشیدم آروم همینجوری داشتم توی گوشیم میچرخیدم یهو حس کردم پاهام داغ شد!
فکر کردم بی اختیاری گرفتم چون یکی دوبار تجربش رو داشتم و خیلی خجالت کشیدم از همسرم🥲💔
پاشدم برم لباسم رو عوض کنم به همسرم گفتم نگاه کن ببین کیسه ابم نیست یه وقت چون حس کردم یچیزی مثل سوزن زدن ترکید توی شکمم
دیدم بی رنگ و شفافه سریع یه پد گذاشتم و یکم راه رفتم که مطمئن شم دستام میلرزید و سعی میکردم چیزایی که از خانوم ها شنیده بودم و یادگرفتم انجام بدم🚶‍♀
دیدم پدمم پر شد🙃💔 بله دیگه نشتی هم نبود کامل کیسه ابم پاره شده بود توی ۲۷ هفته و ۶روز!
میزدم توی سر خودم و خودمو لعنت و نفرین میکردم از همه چیز و همه کس بدم میومد از دیوارای خونمون از رخت خوابم از گوشی موبایلم از همه کس انگار همه تقصیر کار بودن حتی دیوارای شهر که میرفتم سمت بیمارستان💔🥲
مامان kaya مامان kaya ۱۶ ماهگی