۶ پاسخ

منی ک ب شوهرم گفتم دعوام کردم،باهاش انگار ن انگار
زده ب سرم بچم یکم جون گرفت طلاق بگیرم ازش

اصن دوس ندارم باردار شم دوباره
از افسردگی بعدش متنفرم

دقیقا شرایط من بود بعد ۲۵ روز اوکی شدم

امیدوارم منم زود خوب بشم
خیلی حسه بدیه خیلیاااا

منم اینطوری بودم
وابستگی بدترین حس دنیاست
آدمو ضعیف می‌کنه

منم‌همش حس میکنم بچم به دنیا بیاد خیلیییی حسی بهش ندارم
یه‌حس عجیب و غریبیه
شایدم چون‌هنوز‌ندیدمش‌حسم اینه

سوال های مرتبط

مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۳
سرممو عوض کردن و یه سرم بهم زدن یخورده دردامو کمتر کرده بود ماما اومد بهم گفت ببین میخوام سرم بهت بزنم دوزشو ببرم بالا که انقباضات بیشتر میشن آماده ای منم که دیگه کم کم درد داشتم خوابم نمیبرد خسته بودم گفتم لطفا صبر کن ده دقیقه بخوابم دستشویی برم بعد سرممو وصل کن رفتم دستشویی از درد نشستم تو دستشویی دلم نمیخواست پاشم برم بیرون فاصله دردامم کمتر شده بود دیگه کلافه بودم رفتم رو تخت سرممو وصل کرد دستگاه برای صدای قلب بچه هم گذاشت رو شکممو دراز کشیدم دیگه از دوازده و نیم به بعد درد داشتم و نمیتونستم روی تخت هم بخوابم کمرم درد میکرد حس میکردم نفسم بالا نمیاد روی توپ هم سختم شده بود به ماما گفتم لطفا بگید شوهرم بیاد من دیگه نمیتونم حداقل بیاد ماساز بده و کمکم کنه گفت باشه زنگ زده بود ولی شوهرم رفته بود خونه بخوابه🤣😂واقعا کاش مرد بودم همینقدر ریلکس بودم😂🤣دیگه من دردام خیلی بیشتر شده بود تا ساعت سه صبح که شیفتا عوض شدن منم دردام واقعا بیشتر شده بود ماما جدید خیلی خوش اخلاق تر بود و آروم تر بود....