۱۴ پاسخ

وقتی از خونه رفت بیرون بهش پیام بده بگو شبها ک کنارم نیستی من حالم بد میشه استرس میگیرم از یه طرف دلم پیش بچه هست میترسم بلایی سرش بیاد بیا باهم پیش هم بخوابیم از بچه داری و استرس هاش گاهی خسته میشم ولی وقتی پیشم بخوابی همون دو سه ساعت شب ام کنارت بخوابم حالم خوب میشه استرس هام کم میشه و اینجوری لهتر به بچه میرسم .، بهش بگو از امشب کنار ما بخواب شاید یکی دوشب سخت باسه اما برات عادی میشه ، بگو بچه ام وقتی کنارش باشی خیالش راحت میشه استرس نمیگیره و شب نمیترسه ، خودت حتما قرص آهن بخور خیلی تاثییر داره ، الکی دکتر نرو وقتی میدونی دردت چیه دکتر چیکار میکنه جز یه مشت قرص روانگردان؟ ، فقط قرص آهن ففول هرر روز بخور ببین چقدر اوکی میشی عزیزم

برو با مشاور حرفاتو بزن

بذا یه چیزی بگم ده روز رفتم خونه مامانم بعد زایمان ک مثلا استراحت کنم برگشتم خونه البته مت تازه زایمان کرده بودم بچه اولم بود میگفتم چند روز اضافه بمونم ک آقا نذاشت ۹ ماه طول بارداری خونه مامانم بودما نمیدونم چرا اون موقع نذاشت بچمو تازه ختنه کردیم مامانم گعت بذا چند روز بمونه حلقه بچه بیوفته بعد بیاد گفت نه خلاصه برگشتم خونه شب ک شد گفتم بیا پذیرایی باهم بخوابیم گفت برو بابا من صب میخوام برم سرکار پیش شما نمیتونم بخوابم الان یکسال از اون روزا میگذره آما هنوزم فراموش نکردم من اون شب از تنهایی گریه کردم درست سنم کم نبود اما تازه زایمان کرده بودم تازه مادر شده بودم هیچی بلد نبودم اصلا دوس ندارم دیگه کنارش بخوابم الان چند ماهه چند بار گفته باهم بخوابیم جامونو یه جا بنداز من بهانه آوردم بعضی چیزا رفتارا با زن زائو هیچوقت فراموش نمیشن من نمیبخمش بخاطر رفتارای بدش

اولا اسنترا برا شروع دوزش زیاده دوما برای وسواس فکریه و پانیک هس لااقل میخوای سر خود شروع کنی فلوکستین بخور

من هم همین جوری بودم دکتر بهم دارو داد الان بهترم

1480...

1680بگیر تا نیم ساعت میتونی مشاوره حرف بزنی به نیم ساعت که رسید خودکار قطع میشه

مشاور یا روانشناس برو نه روانپزشک

منکه اصلاااا نمیتونم جدا بخوابم حتی اونموقع که تازه زایمان کرده بودم تاصبح بخاطر بچه بیدار بودم هی میرفتم پیش شوهرم مبخوابیدم میومدم پیش بچه.. الانم که بعضی وقتا علیسان نمیخوابه ورگ بیخوابیش میگیره شوهرم میره تواتاق میخوابه ولی وقتی بچه خوابید بیدارش میکنم بیاد پیشم

خودت داری دلیلشو میگی
جای خوابتون جداست این اشتباه ترین کار ممکنه، پیش مشاور برو ولی جاتونم بزار کنارهم
گریه میکنه که بکنه،دلیلی نداره جارو جدا کنی

عزیزدلم ممکنه بخاطر افسردگی بعد از زایمان باشه، معمولا اگه درمان نشه چند سال طول میکشه، یا هم ممکنه واقعا موضوعی که بهش گیر دادی حق داشتی، به هرحال ما که از جزییات زندگیت خبر نداریم، حتما برو پیش روانشناس یا مشاور، چند جلسه... (همین اول کاری روانپزشک نرو، نیاز نیست)

ماهم جدا میخوابیم ربطي نداره بچه اذیتت میکنه لابد

زنذگیت شبیه منه /جای خواب جدا کزدن مورد نداره من شوهرو خروپف میکنه میگم توی اتاق بخواب ما حال میخوابیم /منم همینه مادرم و‌شوهرم توی بچه داری کمک میکنن /شوهرمم برام مالی کم نمیزاره /حالمون خوب نیست چون دوران بعد زایمان رو میگذرونیم

همش واس جداخوابیتونه منم ی مدت ک همسرم جدا ازمون میخوابید سر هرچیزی ازش بهونه میگرفتم میخواسم دعوا را بندازم

سوال های مرتبط

مامان هاتا مامان هاتا ۱۱ ماهگی
من اصلا اهل اینجور مطرح کردنا نیستم ولی هربار من دخترمو میزارم پیش مادر شوهرم اینا چندساعت بمونه ی ماجرایی پیش میاد یا غذا نخورده یا نخوابیده یا کثیف شده یا عوض نشده .
هربار هم ک رفته ب اصرار شوهرم بوده من پیشنهاد ندادم ولی اینجور شده .
ب شوهرم میگم بهشون بگو نکنن یا تذکر بده یا قبول نمیکنه یا مماشات میکنه یا طرفدهری میکنه یا اینقدر سر بسته و درلفافه میگه ک اصلا منظورشو نمیرسونه حتی منم بهشون گفتم بازم محل نمیدن .
امروز دخترم از ۲ پیششون بوده و باید عصر حوالی ۴ میخوابیده تا ۶ چون نخوابه هم شام نمیخوره هم زود میخوابه خواب شبش بهم میریزه.
و دقیقا همین شد ن شام خورد ن اینکه سر وقتش خوابید.
و عین خیالشون نبود و شوهرمم میگه خود بچه نخوابیده‌
بهش میگم چطور خونه خودمون یا مامانم اینا میخوابه فقط اینجا نمیخوابه بهونه میارن .
مستقیم بهشون میگم باید بخوابه وقتی میگید چشماشو میمالوند ممکن نیست نخوابه توجیه و بهانه میارن .
منم ناراحت شدم اومدم تو اتاق شوهرمم ک پشت خانوادشه بهش گفتم دیگ نمیزارم بچه تنها بیاد اونجا .
چی کار کنم واقعا ب شیوه تربیتی ما محل نمیدن اصلا خانواده شوهرم شوهرمم توجه نداره فقط من حرص میخورم از دستشون.
مامان جوجه کوچولو 🐣 مامان جوجه کوچولو 🐣 ۱۷ ماهگی
مامانا ی سوال
من ۷ ماه پیش پریود شدم
۱۴ اینا پاک شدم
دوباره ۲۰ همون ماه دوباره پریود شدم و ی هفته بعدش پاک شدم
حالا من الان چند وقته خیلی هاپو شدم تا حالا اینجوری نبودم ک بگن دوران پی ام اسه یا بگم بخاطر پریودی اخلاقی تغییر کرده نه تا حالا اینجوری نبودم چرا بخاطر درد خیلی شدیدی ک دارم تو مجردی چون مامانم نمیزاش قرص بخورم ولی الان ب محض پریود شدن ی قرص میخورم و درد آنچنانی نمی‌کشم
خیلی بد شدم سر کوچیکترین چیز حالم بد میشه
ظهر ی فیلم دیدم بخاطر مترو هک کرده بودن مترو میخاس از ریل خارج بشه من پنسستم ب حال اونا گریه کردم
یا امشب جوادی رو نگاه کردم قسمتی ک اپن خانومه میخاد بره اتاق زایمان سر شام بقدری بغض کردم ک حد نداش
الانم با شوهرم قهرم
سر چی
بخاطر قوطی ماست ک جمع نکرده بود
دو روز ظرفامو نتونستم بشورم
دیروز قهر بودم امروز هم واقعا پسرم نمیزاش بعد شوهرم اومد بعدش هم برقا رف
غر زد بهم ک چرا اینجوری آشپز خونه
واقعا کم آوردم
همش چند روزه پسرمو دعوا میکنم
هیچکی. بگیره
همین امشبم از ساعت ۷ و‌نیم تا ۱۰ من تو آشپز خونه.
اینور جمع میکردم اونور میریخت
از آخر ب شوهرم غر زدم ک من نشستم ک تو بیای بچه رو بگیری هی جمع میکنم هی می‌ریزه
چیکار کنم ب این حالتم وی میگن ؟!
وی بخورم آروم بشم ؟؟