سلام مامانا.میشه بهم بگین در اتفاقی که تعریف میکنم عکس العمل شما چیه؟ دختر دوستم یکسال و نیم از دختر من بزرگتره.خب هیکلش کمی‌بزرگتره ماشاءالله. دخترم دو سال و ده ماهشه.دختر دوستم چهار سال و سه ماه. این دوتا وقتی بازی‌میکنن دختر دوستم خیلی زور میگه.یه هو وسایل و اسباب بازیهارو میگیره و نمیده و جیغ دختر منو درمیاره.کلا ادم زورگویی هست.این اتفاق وقتی تونه اونا هستیم میفته.خیلی راحت به دخترم میگه نمیخوام بهت فلان چیزو بدم و خب دخترم جیغ میزنه.تا اینجاش مشکلی ندارم.بالاخره تو بازی بچه ها این هست.جالبه وقتی یه عالمه جیغ و داد کردن اخر سر به دخترم میده. خونه خودشون میگم وسایل خودشه ولی کقتی خونه ماهم میان باز همین بساطه.دختر من برای وسال خودشم باید گریه کنه.وقتی دوتاشون دستشون عروسکه و دارن بازی میکنن یه دفعه دختر دوستم میگه نمیدم و برمیداره میره.و دخترم گریه میکنه.دختر من هنوز خیلی کوچیکه.بجای دفاع از خودش گریه میکنه.دختر دوستم هم زرنگه سریع میگه من میرم خونمون.یعنی تا تو بازی اذیت میشه به مامانش میگه بدیم خونمون.دختر منم چون دوست داره باهاش بازی کنن باج میده میگه باشه. ایندفعه که خونمون بودن به دختر دوستم گفتم نمیشه اخه همه چی رو‌بگیری.مادرش هم بهش چیزی نمیگه.اونا بچه هستن نمیفهمن.ما بزرگترا که میفهمیم.ما باید یه چیزایی رو بگیم بهشون که زور نگن.صندلی دخترم رو میمیره و بهش نمیده.میشینه روش بلند نمیشه.شما بودین چکار میکردین؟ حق دارم ناراحت باشم و اعتراض کنم و وارد بازیشون بشم؟ اخه خیلی از جیغ و دادهاشون سر زورگویی دختر دوستمه

۸ پاسخ

من با خواهرم قطع ارتباط کردم بخاطری ک دوتا بچه ۵.۶ ساله داره ایقد ک من. ناراحت میشدم خواهرم فقط یواش بش میگف مامان نکن. بلند نمیشد مثلا ی. چی بگه. دقیقا ت خونه خودمون بچش میخاس تلوزیون بندازه خواهرم فقط میگف. نکن و تموم نمیگف خطرناکه. کار بدیه هیچی با ی نکن تموم میشد میرفت منم عصبی میشدم یا بچهاش وسایل بچم ورمیداشت پرت می‌کرد میشکست مامانش هیچی نمیگف وای من میرفتم خونشون بچم ب وسایلای بچش تادس میزد میگف نیکان نکن کار بدیه باباش میاد گوشتو میبرها من خیلی ناراحت میشدم بچه با گریه میومد بغلم دیگ بخدا چن ماهی میشه نرفتم. ت مسیرم اگ باشه در حد ده دقیقه میشینم میرم خونه اونم خیلی کم پیش میاد ک برم سعی میکنم نرم بچم تنها باشه بهتر تا اینکه اشکش در بیاد

اینکه میگی دفاع نمیکنه ب سنش نیست مدل اخلاقش شاید چون دختر من برعکس از دو سالگی دفاع میکرد قبلش هم پس میزد بقیه رو حتی ب بزرگتر از خودش زور میگه و حقشو میگیره با اینکه اجتماعی نی اما من بهش میگم نکن رفتارت خوب نی (حتی اگر بچه خیلی بزرگ تر باشه) ولی تغییری نکرده

عزیزم من دوتا جاری دارم بچه هاشون اینجور میکردن با پسرم .خودمو شوهرم هر چی میگفتیم نکنید یا به بچه هاتون یه چیزی بگید با خودمون دعوا میکردن و همیشه خدا طلبکار بودن هیچی به بچه هاشون نمیگفتن .ما هم باهاشون قطع ارتباط کردیم که بچمون اذیت نشه البته شوهرم خودش می‌ره اما میگه بچه رو نذار ببینن تا موقعی که بتونه از خودش دفاع کنه ..الان یه دوستی دارم دوتا پسر داره هر موقع که اهورا رو اذیت میکنن خود مادرش میگه شما داداشید نباید همو اذیت کنید .الآنم پسرم می‌تونه از خودش دفاع کنه اما دیگه دلم راضی نمیشه بزارم برا دقیقه ای اونا بیان پیشش روح و روان بچم مهم تر از هر کسیه

پسر جاریم منم ب دخترم زور میگه همیشه من قطع ارتباط کردم الان خیلی راحتم چون پدرو مادرشم خودشونو زدن ب نفهمی و من و دخترم خیلی اذیت می‌شدیم جمعه ها میان خونه پدرشوهر . چون ما باهم زندگی میکنیم ما میریم خونه مامان خودم الان خیلی راحتم و اعصابم خورد نمیشه. اگه نمی‌خوای دوستی بهم بخوره با دوستت بیرون قرار بذار بدون بچه. بچه خودت مهمتره

این اتفاق واسه منم میوفته خب من نمیتونم قید دوست چندین سالمو بزنم..دختردوست من۶سالشه داره باگوشی بازی میکنه نمیزاره پسرمن ببینه بعد پسرم لجباز میشه اونا رو میبینه یا حتی ممکنه منم از لج اون بپرم به بچم بعذ میمیرم از عذاب وژدان دیگ شوهرم گف ازاین ب بعد رفتی خونشون بچه رو نبر…یااونا اومدن بچه رو ببر خونه مامانت اینا.

در قدم اول از دوستم میخوام خودش تربیت دخترش رو دست بگیره تا وگرنه خودم مجبور میشم دخترش رو تربیت کنم.

تا جایی که میدونم در اینجور مواقع باید راه‌حل‌ها رو به کودک عرضه کنی و بذاری خودش تصمیم بگیره کدوم رو میخواد اجرا کنه. تو بازی و قصه بهش راه‌حل بده. بگو وقتی فلانی عروسکت رو میگیره تو میتونی بری به یه اسباب‌بازی دیگه بازی کنی، یا اینکه بری عروسکت رو ازش بگیری.

من در خودم میبینم که اگر دوستم اهمیتی به موضوع نده، یک بار که دخترش اسباب‌بازی بچه‌ام رو بگیره و تهدید کنه میرم خونمون، در رو براش باز کنم و بگم برو، خودم با دخترم بازی می‌کنم.

قط رابطع کن یا ادما بی فرهنگ مگه مجبوری خانواده شوهر نیس که بگی مجبورن

وقتی اینقدر بچت اذیت میشه چرا قطع ارتباط نمیکنی نرو بیا بچتم آزار نده من با چندتا فامیل ک بچه همسن دخترم داشتن و دائما میخاستن مقایسه کنن باهم چون دختر من هیکلی بچه اونا ریزه هی یه چیزی میگفتن بچم فرداش مریض میشد قطع ارتباط کردم

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
مامانا حالم خیلی بده نشستم یه دل سیر گریه کردم امشب مهمون داشتیم شبم اینجا موندم از سر شب دخترم با دختر اونا بازی کرد مهمونم برادر شوهرم بود بچه ها بازی میکردن گاهی هم دعوا چون اونا مهمون بودن بعد یک سالم اومده بودن من یا شوهرم همش به دخترمون گیر میدادیم نکن بشین دوتا بچه ها همسن هستن آخر شب موقع خواب هیچ کدوم نمیخوابیدن شوهرم هم خسته بود داد زد سر دخترم آورد به زور خوابوندش بیچاره بچم تو خواب هنوز داره حق حق میکنه بچه برادر شوهرمم هنوز بیداره داره تو اتاق دخترم بازی میکنه بدجور از دست شوهرم ناراحتم آخه دیواری کوتاه تر از بچه من پیدا نکرد نباید اینجوری اذیتش می‌کرد احساس گناه میکنم من مادر خوبی نیستم نباید بچم فدای دیگران بشه چرت باید همه خودخواهی کنن اما بچه من نه
دخترم موقعی که عصبی میشه خودشو میزنه میگم نکنه تقصیر منه برادرشوهرم میگه بچت عصبی هست چیکار کنم این کارو نکنه ایا این مشکلش باعثش منم 🥲🥲😭
پوشاک
شیشه شیر
شیرخشک