۳ پاسخ

حرف بقیه اصلا برات مهم نباشه عزیزم
مهم حال روحی دخترته وقتی دوست نداره کسی بهش نزدیک بشه بزرگترا ک عقل وفهم دارن باید متوجه بشن دیگه اگه واقعا دوسش دارن اذیتش نکنن.
اونم ب مرور خوب میشه اقتضای سنشه
اصلا مقایسه کردن بچه ها باهمدیگه کار درستی نیست هر بچه ای طوریه.

دخترت عاقله 😂

حرف مردم و ول کن بچه ها باهم فرق دارن

سوال های مرتبط

مامان علی جانم💙 مامان علی جانم💙 ۱ سالگی
خانما یه مشورت میخام بگیرم ازتون خواهشا واقعا از باب مشورت جوابمو بدین
علی از وقتی به دنیا اومده باباش با اینکه خیلی دوسش داره ولی خوب باهاش بازی نمیکنه اوایل که کوچیک بود مثلا صدای حیوانات رو در میاورد با صدای بلند بازی می‌کرد باهاش هی میپروندش اینور اونور مثلا صدای سگ در میاورد و علی خیلی خوشش میومد و جیغ و خنده و اینا من بهش میگفتم آروم با بچه بازی کن ولی گوش نمی‌داد من بدم میومد اینجوری باهاش بازی می‌کرد
الان که علی یکم بزرگ تر شده و بیشتر میفهمه وقتی یه چیزو میخاد یا داره باهاش بازی می‌کنه از دستش می‌کشه و میره بچه هم جیغ می‌زنه و گریه میکنه حس میکنم نوع رفتار باباش روش اثر گذاشته حس میکنم عصبی شده و بیخودی جیغ میزنه اذیت می‌کنه و به حرف گوش نمیده در صورتی که من همیشه نازشو میکشم هرچی میخواد بهش میدم و سعی میکنم با آرامش باهاش رفتار کنم
وقتی علی این رفتار رو داره من به شوهرم میگم اینجوری با بچه بازی می‌کنی بده هرچی بزرگ تر میشه داره بدتر میشه و لجباز و عصبی تر میشه میگه دیگه نذار بیاد پیش من و یه سری چیز مسخره جواب منو میده چکار کنم که درست بشه این اوضاع ؟من حس میکنم علی لجباز شده چکار کنم خوب بشه؟
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا بچمو سه روز پیش واکسن زدم ،دوروز اول تب داشت اما خداروشکر تبشو کنترل کردم وتبش خیلی بالا نرفت، امروز که روز سوم بود ،کلا تب نداشت ،قشنگ راه می‌رفت بازی میکرد اما از ظهر به بعد بی قراریاش شروع شد، یعنی امروز پوستم کنده شد، نشستم انقد خودمو زدم زار زار گریه میکردم، مثلاً صدبار بهونه می‌گرفت لباسمو میکشید بغلش کنم،بغلش میکردم همون لحظه چنگ می‌نداخت توصورتم که از بغلم بیارمش پایین، یعنی اینکارش تا خوده یک شب ادامه داشت، انگار عصبی شده، همش جیغ میزنه،ساعت دوازده شب با شوهرم بردمش بیرون انقد جیغ زد که آبرمونو برد همه تو خیابون نگامون میکردن، اوردیمش خونه دوباره جیغ میزد، گفتم شاید پاش درد میکنه،پاشو چرب کردم ،حوله گرم گذاشتم رو پاش، اما فایده نداشت، بااینکه هشت ساعت نخوابیده بود بازم خیال خوابیدن نداشت، بخدا دیگه کم اوردم، آخه این چه واکسنیه پدر بچه رو درمیاره، بچم نمیتونه حرفم بزنه که بدونم چشه، آخه عوارض این واکسن لعنتی کی از بدنش می‌کنه بیرون، خودم ،شوهرم عصبی شده بودیم ،نمیدونستیم باید چیکار کنیم ارومش کنیم، رفتیم واسش یه موتور خریدیم سرش گرم بشه ،یکم بازی کرد دوباره بی قراریاش شروع شد، واسش ایت الکرسی خوندم صلوات فرستادم، اما فایده ای نداشت، بخدا الان میترسم صبح بیدار بشه دوباره مثل امروز بی‌قراری کنه، از طرفی تازه چندروزه اسباب کشی کردم همه وسایلام وسط خونس،اصلا اجازه نمیده هیچ کاری کنم، بخدا همین الان تازه تونستیم شام بخوریم ، بنظرتون چیکار کنم آروم بشه، بخدا هرکاری فکرشو بکنید کردم اما بازم جیغ میزنه، بهونه گیری میکنه، بخدا بریدم دیگه،قاطی کردم اصلا، اگر میدونستم واکسن بزنم بچمو اینطور میشه ،اصلا نمیزاشتم واکسن بزنه