اومدم خودمو خالی کنم برم
نلین هیچجوره از روی پا خوابیدن دست نمی کشه هر کاری بگی کردم فقط هم میگه مامان مامان از دو سه هفته دیگه مونده بود دوسالش بشه لجبازی نلین و وابستگیش به من شروع شد از خواب بیدار میشه میگه مامان بیا بغلم کن مامان بیا ماساژم بده من هر جا یه لحظه دراز بکشم مثل این بچه پیشی ها میاد خودشو از پشت می چسبونه صورتشو می چسبونه میگه مامان عاشقتم مامان دوست دارما تمام این کارها رو خودم از نوزادی براش انجام دادم که الان عادت کرده و وابسته اش هستش از ماساژ از لالایی خوندن از یه روزگیش به صورت یکطرفه می خوابید و من بغلش میکردم و کاملا احساس آرامش می‌کرد الان هم کم نکردم این کارهامو ولی الان شدید پا درد و کمر درد دارم یه جور وحشتناک درد دارم به زور دارم تحمل می کنم تمام این کارها رو انجام بدم الان هم نمیخام اذیتش کنم چون توی سن حساسی هستش نمیخام آسیب ببینه فقط اومدم اینجا بنویسم شاید سبک شدم چقدر مادر بودن و زن بودن سخته در عین حالی که درد داریی از اونورم باید حواست به زندگیت به همسرت به بچه ات به خونه ات به آدم‌های اصلی زندگیت همه باید باشه

تصویر
۱۱ پاسخ

ببین آنیتام دقیقا همینه ولی از دوسالگی به طور ناگهانی گفت پا نه بغلم کن لالا بزنیم ،ولی ولی ولی تنها زمانی اینجوری خوابش میبره که خیلی خسته باشه و دیر وقت ، منم اصلا دلم نمیخواد دیر بخوابه هی گولش میزنم سر ساعت همیگیش میزارم رو که تا دیر وقت بیدار نمونه ولی خیلی لذت بخشه تو بغل خوابیدن

درحال مرگگگگگگگگ هم باشم اول اولویت بچه است

وای خدایا نگاه عروسک🤩🤩😍🥰🥰🥰

خدا قوت و سلامتی بهتون بده عزیزم♥️
بله واقعا سخته

آراد هم خیلی به من وابسته شده
یه دستشویی جرات ندارم برم از بس گریه میکنه

درکت میکنم دختر منم از قبل دوسالگیش تا ۲و۱ ماهگیش همینجوری بود حتی آب میخواست میگفت منو بغل کن بهم اب بده بیرون ک میرفتم زهرمارم میکرد فقط میگفت مامان بغلم کنه از دست دردو کمر درد گریه میکردم من بردم کلاس بازی و هیجان فوق لعاده خوب شد مربیش هم بهم کمک کرد الان هم من ارومم هم دخترم

خسته نباشی عزیزم
البته عزیزم برای خواب مستقل زودتر باید اقدام میکردین
من ک خواب مستقل اموزش دادم باز حریف نمیشم مقاومت شدید داره وقت خواب

وتی دقیقا منم‌ینی‌پای چپم بشدت اسیب دیده از بس بچم‌گذاشنم تازه دیسک کمرهم گرفتم...واقعا معنی مادر ینی بهشت

منم خیلی دلم پره.دیشب دختر از ۱ونیم که من قصد خواب کردم بیدار شد و بدخواب بود نمیدونم‌چرا انقد گریه کردم..

خدا حفظش کنه عزیزم خدا ب شما هم فوت بده بله واقعا سخته ما خودمون هم همینیم با این تفاوت که دوتا هستن از بچگی بغل کردیم خوابوندیم اونم با آهنگ یعنی تا الان هم همین کارو میکنیم چه بشه گهگداری دراز میکشیم بچها هم دراز میکشن اما ب سختی می‌خوابن

ای خدایاا عزیزم منم پسرم روی دستم میخوابه خودم عادتش دادم الان گرفتارم🥹

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۲ سالگی
نمیدونم الان باید خوشحال باشم یا نه چون برنامه ام بودش برای بعد از عید اصلا خودم نه آمادگی داشتم و نه دارم بیشتر از سه هفته ی هستش نلین هی پشت هم می گفت می خاره گفتم یعنی به پوشک حساسیت پیدا کرده نلین در کل از نوزادی تا الان اصلا آزاد نذاشته بودمش هیچ وقت گفتم شاید عفونت داره دیدیم نه خداروشکر دکتر گفت یکم آزادش بذار ببین چه جوری در طی روز آزادش گذاشتم فقط بیرون می رفتیم و خواب روز و خواب شبش با پوشک بودش دیدم خداروشکر بچم راحت شد خیلی راحت با اینکه اصلا آماده اش نکرده بودم سرویس بهداشتی باهام میاد کارشو انجام میده فقط هنوز که هنوز بهم نمیگه خودم میبرمش دیگه الان هم دستم اومده اولها خیلی برام سخت بودش (حتی دو کیلو کم کردم برای مامانهای که میخان لاغر بشند پیشنهاد می کنم😅) شوخی می کنم
اولها هر یه ربع میبردم چون واقعا داشت کم کم کنترل مثانه اش بالاتر رفت نلین تا صبح پوشکش پر بودش الان دیگه پوشکشو که صبح باز می کنم خشکه حتی بیرون میریم دو ساعته اینها بازم خشکه برای پی پیش گاهی سرویس بهداشتی گاهی توی شرتش انجام میده اصلا نمی ترسه ولی چون اصلا آماده نبود مجبور شدم منم نمیخام اذیتش کنم پوشک کاملشو همچنان میخام بعد از عید بگیرم خودم با توجه به شرایط نلین احساس می کنم همینطوری پیش برم به مرور نزدیکهای عید کامل گرفته میشه
مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
خسته ام، ناراحتم، سردردگمم، مضطربم
چقدر مادر بودن سخت تر از انتظار من بود
حالا که دیگه کم کم داره همه چیزو می فهمه و یاد می گیره تازه داره ایرادای کارم دونه دونه معلوم می شه. گیج شدم نمی دونم چجوری بایید باهاش رفتار کنم. نمی دونم تا چه حد باید بهش سخت بگیرم اصلا نمی دونم چی باید بهش بگم😫😫هر جمله ای که می گم یه غلطی از توش در میاد😭 خیلی سختههههه اون داره هر روز بزرگتر می شه و هر روز چیزای جدید یاد می گیره که خیلیاشم ممکنه چیزای خوبی نباشه ولی من بلد نیستم چجوری جلوشو بگیرم. مثلا برنامه کودکایی که می گن مناسب سنشه هم خیلی کمه هم اصلا براش جذاب نیست و سرگرمش نمی کنه ۲۴ ساعته هم که نمی شه دیگه باهاش بازی کرد برنامه های برای سن های بزرگتر حتیییی ژانر کودک و نوجوان هم پر از حرفای بد و ‌کارهای اشتباهه😫😫😫 چرا چهارتا فیلم کودک درست و حسابی نداریم که هم جذاب باشه هم چیز بد توش نباشه؟چندتا حرف بدم شنیده یاد گرفته😭 چجوری باید حالیش کنم اونا رو نگه. اون روشایی که روانشناسا می گن خیلییی مزحک ک پیش پا افتادست اصلا رو بچه امروزی جواب نمی ده حداقل رو بچه با بهره هوشی بالای متوسط راحت بهتون بگم که هیچچچچ جواب نمی ده. شایدم من زیادی حساسم و باید رهاش کنم تا به سن درک برسه بعد با صحبت و توجیحه حالیش کنم چون اصلااااا امکان اینکه جلوی مواجه شدن بچه با حرفا و کارهای منفی رو بگیریم وجود نداره چون بلاخره از یه طریقی بهش می رسه البته اینم بگما من هرگز دنبال این نبودم که بچه ای تربیت کنم که اسوه اخلاق و ادب باشه فقط می خوام یه آدم شاد باشه که از خودش راضی باشه و حسش نسبت به خودش خوب باشه😮‍💨😮‍💨😮‍💨اووووف ولی بلد نیستم چجوری چون خودم اونجوری نیستم ولی می خوام اون باشه🤷‍♂️🤷‍♂️