دومین شب پایان شیردهی😢
من دوروز پیش صبح که بیدارشد شیرشو دادم پاشد صبحونشو دادم بعد چسب زدم گفتم اوف شده بچم تادید لباسمو داد پایین رف بازی کرد کلی چیزی خورد میوه غذا ژله ظهر که موقع خوابش شد ساعتای ۴ بغلم گرفتم راه بردم تا خوابید روز دوم ینی امروز صبح اوردمش خونه مامانم توراه چون کنارم توماشین میشینه و اصلای روی صتدلی ماشینش نمیشنه زدم کنار جاده بغلش کردم ی ربعی بعد دوباره گفتم بشین بریم به بخرم جلوتر براش پفیلا گرفتم تارسیدیم خونه مانانمم نوب بربری و پنیر لقمه کوجولو میگرفتم خوبم خورد بعدش دیگ غذا و میوه سیب زمینی سرخ کرده ظهرم یکم عصابم خورد شد داد زدو سرش😫اینقدر گریه کرد ک خوابش برد کنارم روی زمین😭😫
ساعت ده شبم بیقراری میکرد گرفتم بغلم ده تا قدم بردمش سریع خوابید گذاشتمش زمین.اینم بگم من به روش تدریجیم رفتم ولی نشد چون بچم بالای ۲۰بار درروز شیر میخورد سینمم مثل سنگ شده خیلی درد دارم دیشبم اومدم توخواب بهش شیر بدم اصلا نخوردبازم اگه شما تجربه ای دارید ممنون میشیم بگید

۶ پاسخ

میتونم بپرسم چرا قطع کردی؟

کلا میخوای قطع کنی؟ ازالان؟

عزیزم شیرتو ندوش چون هی پر میشه اگه تونستی شب سوم وقتی تو خوابه عمیقع بده بچه بخورش کامل خالی میشه و دیگه شیرت خشگ میشه من که این کارو کردم

عزیزم از روز اول صبح ک بهش شیر دادی دیگه ندادی و قطع شد؟؟

خب ماشالله خوراکش خوبه خودتون هم که خیلی اذیت بودین الانم که دوشب گذشته پس همین رو ادامه بدین قطعا چند روز دیگه کلا عادی میشه و تماااام

وای ینی دختر منم به این راحتی ببینه چسب زدم میره؟؟🥲

سوال های مرتبط

مامان آرین🩵 مامان آرین🩵 ۲ سالگی
سلام خوبین ؟
تجربه از شیر گرفتنم میزارم شاید بدردتون خورد
رفتم از داروخونه قطره تلخک گرفتم . گفتم واکسن پسرم بزنم خوب شد بعد می‌گیرمش چون وزنش کم بود دکتر گفت شیرت مثل آب قند هم داره دندون هاش رو خراب می‌کنه هم اثری روی وزن گیری نداره
خلاصه ما واکسن زدیم نگم که خیلی سخت گذشت (البته اینم بگم هر بچه ای فرق می‌کنه بعضیا اذیت نمیشن )
یک هفته از واکسن گذشت .
یک شب تا صبح شیر خورد تا ساعت ۶صبح دیگه تا ظهر همش بهش میوه غذا چیز میز میدادم تا ظهر شیر نخورد ظهر هم گفتم بزار تلخک بزنم ببینم واکنشش چیه اگه نخورد که نمیدمش . ظهر غذاش خورد وموقعه خوابش رسید (اینم بگم که پسرم فقط فقط زیر سینه می‌خوابید خیلی وابسته شیر بود )
رفتم دور از چشمش تلخک زدم به سر سینم و قهوه ای دورش
بعد پسرم گفت می می بهش دادم دو قلپ خورد صورتش کشید بهم گفت اخ .
چند بار تند تند زدم به سینم دیگه نخورد تا رسیدیم به شب
شب هم ساعت ۱۰غذاش دادم آب هم دادم موقعه خواب گفت می می زدم بالا دید تلخه نخورد یکم نق زد گرفت خوابید .ساعت ۳شب بیدار شد گریه کرد بهش غذا گرم کردم دادم خورد خوابید (از همون شب اول تو گهواره میزارم می‌خوابه وگرنه خودش نمی‌خوابه )
از اون شب هر وقت بیدار میشه سریع بهش غذا گرم میکنم می‌خوابه آب هم در طول روز بهش میدم چون زیاد اتش دارن
بعضیا هم نوار چسب مشکی و مو میزنن بچه ها میترسن ولی من زدم پسرم چسب کند شیر خورد دوباره چسبوندش😂
اینم بگم در طول روز همش باید بدید بخورن تا سمت سینه نیاد مقاومت کنید شب ها هم ندید چون بچه ها باهوشن
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد