خانمهایی که بچه همسن داریم
چند روز دخترم دیوونم کرد شبا با سردرد می‌خوابم روانی شدم دیگ از دستش آنقدر امشب عصبی شدم گفتم لعنت به لحظه ای که من تو رو زاییدم و حامله شدم بچه برا چی من بود خیلی فشار روم
از صبح که پا میشه تا شب هیچی نمیخوره هیچی براش امروز نون پنیر گردو خیار گوجه دادم نخورد با سیمیت
ناهار سیب بود باز نخورد پاشدم براش ی مدل دیگ سرخ کردم
باز عصرونه همین
شام نخورد فقط هی موز موز امروز ۳ تا موز خورد
همش جیغ میزنه الکی گریه‌میکن دیوونه شدم ازش دیوونه شدم نمی‌دونم اصل چکارش کنم تا همین حالا گریه کردم از دستش
بریدم
هیچکس نیست بیاد نگهش دار ۲ ساعت مغزم آرامش داشته باش
لعنت به راه دور لعنت به بی کسی 😭🥲
خیلی دیگ چند روز بود تحمل کرده بودم
گفتم خب آسیاب هاش در میاد برا همین اما خب دندونش دیگ نیش زد پس‌چشه باباش هم هی بدش میاد داد میزنه هرچی به اونم میگم بابا بفهم این بچه اس داد نزن حالیش نیست بچم شاید با ی چی آرومه بشه اما شوهرم چی مصلا ۳۰ سالش هم هست.....
خستم فوق العاده خسته بمامانم میگم پاشو ی چند روز بیا کمک من نمیاد همش انتظار دار من برم اما خودش نه نمیاد ولی بچها خاله‌هام رو همیشه نگه می‌دارد
واقعا بریدم .....🙃🫠
#درد#دل یک مادر خسته😤😮‍💨

۱۶ پاسخ

به خودت حق میدم منم عین خودتم
کسی نیست کمکم کنه
اما در مورد شوهرت بگو یسر روانشناسی بره
یعنی چی احه بچست بقول شوهرم اگه میفهمید نمیرید شلوارش

عزیزم همه ی ما همینیم واقعن
مردا هم‌بخاطر کار بیرون و شلوغیش مغزشون خستس دوس دارن میان خونه فضا خونه اروم باشه من پسر تا پدرشو میبینه یه جیغایی میزنه از خوشحالیه اولش شوهرم دوس داره و باهاش بازی میکنه ولی بعد ۲ساعت دیگ صداش درمیاد
الان هم اهواز خنکه سعی کن بعد از ظهرا ببریش با کالسکه بیرونو ببینه یا شبا ک همسرت میاد ۱ساعت تو خود محله تون ببرید بیرون
هم هوا عالیه هم بچه دوس داره
الانم من دیشب از جیغا سرم داشت میترکید ولی بچس چون با ذوق جیغ میزد گفتم اخرش دیگ یه شال میبندم وقتی خوابید شال بستمو و خابیدم
شرمنده عکس و تو تاریکی گرفتم ساعت ۷صبحه🤣😘

تصویر

انگارشرح حال بنیتا رو دادی الان😐🫠
حالا ب اضافه اینکه الان دوتامون مریض هستیم ب شدتتتتت
و من پریودم شدم ینی ایقد ورق و پارم ک دلم میخواد برم توی بیابون تک و تنها بشینم هیچ کس و هیچی نباشه

حالا من خانوادم ی قدمیم هستن مامانم میگیرش برام اما خب مامانمم ی دوره ی افسردگی داره میگذرونه خیلی رو ب راه نیست از وقتی من باردار بودم ی عمل سخت داشت حتی شب زایمان بودش کنارم اما نمیتونست حتی کاری برام بکنه عمل کرده بود بعد از اونم ک خوب شد افسردگی شدید گرفت مثه شوک بود براش
خلاصه منم اونجوری ک باید کسی کمکم نیست شوهرمم ک یا بیرونه یا سرکار وقتی هم خونس ک همش سر اینکه چرا کمکم نمیکنی دعوامون میشه تا بچه میخوابه😶😒😑

عزیزم منم این روزها بچه ام همینطوره و دست تنها
خیلی کم آوردم‌

وای تو چقدر منمممم.لعنتتتتت به راه دور.لعنت
به شوهر درک نکن کمک نکن

پسر منم همینه ارزوی مرگ کردم امروز برا خودمم ... خسته شدم بس غر میزنه گریه میکنه ..شوهرم میبنه بدجور میکنه پزوو شد

اخی عزیزم انشالله خدا کمکت کنه چون واقعا هیچ کس دیگه ای کمک حال ادم نیست

چقدر عکس پروفایلتون خودتونین قشنگه عزیزم

هیچ علاقه ای به غذای خاصی نداره

منم مث شما راه دورم و هیچکسو ندارم،شوهرمم از شیش صب تا ده شب سرکاره،دقیقا دختر منم خیلی بد شده چن روزه،شاید بخاطر دندوناشون باشع!اما ب این فک کن مقطعی هست و میگذره،حق داری خسته شی،اما اونم کوچولوعه گناه داره دست خودش نیس🥲

سلام عزیزم شوهرا که همینن بگو داد نزن خودتم به اعصاب خودت مسلط باش بزار موز بخوره موزم خوبه براش عزیزم این قدر سرش داد نزن یکم صبر داشته باش سوره عصر. و زیاد بخون همه ماهمینیم

عزیزم هنوز خیلی کوچیکه
دختر منم فقط ب شیشه شیرش چسبیده بود اصلا غذا نمیخورد
از شیطنتاشم ک بگم امشب رفتیم مهمونی ولی یکاری بهم کرده ک الان از شدت سردرد خوابم نمیبره
توی مهمونی زد یدونه چراغ موزیکال شکوند، بادی اسملشو کامل ریخت
دارم با این سردردم دنبال گوی موزیکال میگردم ک دفعه بعد رفتیم هدیه بدم جای اینی ک شکونده

منم شرایط تورا دارم چند روزه دخترم همش جیغ میکشه وگریه میکنه از دستش آسایش نداریم باباش هم هیچ درکی نداره وحاضر نیس کمکی هم بکنه غذاهم نمیخوره همش شیر میخاد وکسی هم ندارم ازش نگه داری کنه
تاآخر شب من روانی میشم ازش باورت میشه حتی شام ونهار هم نمیتونم بخورم ازبس گریه میکنه میگه بغلم کن

عزیزم همه همینیم
انشالله خدا بهمون صبر و توان بده

دختر منم خیلییی بهونه و گریه میکنه زیااد منم با دو تا پشت هم دست تنهام میفهمم چی میگی خدا کمک کنه بهمون و یه توان و تحمل چند برابر بده بهمون امیدوارم

بنام خدا تمامش شامل حال همه مادرانه منم همینم صبر کن درست میشه بچه ها تا سه سالگی مستقل بشن مادر را داغون میکننن

سوال های مرتبط

مامان آریشا مامان آریشا ۱۷ ماهگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه