یکم همسرتم تو این امور دخالت بدی بد نیست !
نهار و شام و امور بچه مدرسه ای و حتی بچه کوچیک رو اینا رو پدر مگه نمیتونه کمکت بده ؟
عزیزم شوهر من ۸ صبح میره ۷ شب میاذ اما وقتی میاذ بازم کمک میکنه و مهم تر اینک بچه کوچکم شیرخشک میخوره شبا کلا کنار شوهرمه اون بیدار میشه شیز میده بهش اروغشو میگیره، اگر همسرت کمک نکنه دیوونه مبشی کم مباری
من هم مثه تو خیلییی گریع میکردم شوهرم دید اوضاعم خرابه گف نمیخاد شیر بذی شب بخاب روز بتونی از پس دوتا بچه بربیای
اين ده روز كسي نيومده كمكت؟از روز اول تنها بودي؟
از شوهرت بخواه شب ها كه مياد كمكت كنه حداقل غذاي فردارو درست كنه كه نخواد تو ناهار درست كني يه كاري بكنه كه كارت كم بشه اينجوري كه تو گفتي منم حالم بد شد از پشت گوشي من الان كلي كمك دارم ولي دو دفعه پشت سرهم شيرخودمو ميدم تمام بدنم تير ميكشه چه برسه به دن به دقيقه و اينجوري
الهی🥹🥹 عیبی نداره کم کم میگذره اکثرمون همین شرایط و داریم فقط باید قوی ادامه بدیم. توکلت بخدا عزیز دلم❤️😘 حالا که شیر خودتو میدی باید خیلی بخودت برسی
قربونت برم حق داری
منم اینجوری بودم هنوزم هستم ولی کمتر شده
عادیه همه این حسایی که گفتی دارن
عزیزم منم اوایل زایمانم مثل شما حتی شاید بدتر
حس میکردم محدود شدم دست و پام بسته شده بچمو خیلی دوست داشتم ولی درست نمیتونستم احساس عاطفی باهاش برقرار کنم نمیتونستم بپذیرمش بی خوابی وبه هم ریختگی خونه کلافم کرده بود ولی الان خیلی خیلی بهترم الهی شکر از خودت انتظار نداشته باش همه کارات به نحو احسن انجام بشه بزار خونه کمی هم نامرتب باشه بزار یه وعده هم مثلا غذا درست نکنی هیچ طوری نمیشه حستو قشنگ درک میکنم به خودت زمان بده حتی شاید اونجوری که باید و شاید به بچه ت علاقه نداشته باشی یانتونی ابرازش کنی اینا همش طبیعیه و میگذره فقط خودتو سرزنش نکن چون تنها نیستی و خیلیهامون این روزا و حسارو تجربه کردیم
میگذره و فقط خاطره میشه خیالت راحت همیشگی نیست کم مونده
راستش تا یجایی شوهرتم حق داره عزیزم
چون نمیره ولگردی ک میره سرکار تا زندگیه شمارو تامین کنه
شرایطت جوریه ک فقط باید بگذرونیش و خودت خودتو بسازی
سعی کن از این روزات و نوزادیه بچه لذت ببری
بچه ها همیشه اینقدر کوچیک و معصوم نیستن
سعی کن افکارتو خوب کنی تا چیزای خوب جذبت بشه مثبت باش و با هورمونات بجنگو شکستشون بدع
کمی تحملت رو ببر بالا واقعا سخته کاملا حق داری ولی اوضاع هم کم کم درست میشه و کنترلش میاد دستت
افسردگی نیست گلم خستگیه
الان هورمونات بهم ریخته بدنت بهم ریخته نیاز به استراحت داری ازاون طرفم مسئولیت دوتا بچه داری براهمین حالت بده
نگاه نکن اینجا بعضی مامانا میان میگن شوهراشون کمکشون میکنن خیلی از شوهرا عین شوهر شما کاری نمیکنن
البته وظیفه هر مردیه ک کمک حال زنش باشه
این روزا برا هممون هست اون اوایل همه همین وضعو داریم تا بیایم به روال جدید عادت کنیم و از پسش بربیام یکم زمان میبره
سعی کن اروم باشی با صحبت کردن با همسرت ازش کمک بخواه همه کارهارو هم نیاز نیست انجام بدی ک هم خودت خسته شی هم توقع ازتو زیاد باشه
یکم از خانواده کمک بخواه تا این دو سه هفته بگذره حالت بهتر بشه
شوهرت همون شب میاد نمیتونه به دخترت توی درسای مدرسه اش کمک کنه؟
واقعا تنهایی خیلی سخته
دقیقامثل من
منم همه این حسارو دارم علاوه بر اینکه از همسرم متنفر شدم اصلا کمک نمیکنه توقع لوندی هم داره میگذره برای همه مامانا همینه غصه نخور
مگه شـــــوهرت کمکت نمیده؟ اون بچــتو بنــداز گــردن شــوهرت
بابا تموم میشه این روزا عزیزم چونکه شوهرت کمکت نیست این حال داری کسی نداری بیاد یکم بچه بگیره بخودت برسی عزیزم
قبلا تجربه داشتی ک ی پسر داری_اکثرا هممون وضعمون اینه🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.