سوال های مرتبط

مامان شاهــــان مامان شاهــــان روزهای ابتدایی تولد
پارت (۲)
مادر شوهرم می‌گفت دختر زبون درازت نمیخاییم بچمون دنیا بیاد بده گورشو گم کنه🫠
نامه خطم بارداری ک ب اورژانس نشون دادم بستریم کردن. شب گذشت و صب گفتن باید بری سنو گرافی رفتم سنوگرافی خلاصه ک آره آب دورش کم شده بچه هم بریچ و حرکاتشم همون لحظه کم شده بود😂
مشاورم کردن گفت بهت خطم میدم تا همین امشب.
منم منتظر بودم تا ساعت ۱۲و نیم دیدم یهو چند تا پرستار اومدن یکی سوند وصل کرد یکی رگ می‌گرفت یکی لباس میپوشوند.
[دوستام می‌دونن ک من چقد ازیت شدم ۱۲روز بستری بودم یجا دیگه. ۵روز یجا دیگه هر روز نوار قلب داشتم. شرایطم ب کل بد بود]
خیلی ازیت بودم اون لحظه این خوشحال بودم گنگ بودم اصلا استرس اتاق عمل نداشتم چون از اتاق عمل چیزی نمیدونستم چون تا بحال اتاق عمل نرفتم . خلاصه مارو بردن اتاق عمل ک صدا زدن دکترا منو جلو همه بفرستن داخل .
(من فک میکردم اتاق عمل یکیه نگو شیش هفتا اتاق بود با چندین دکتر).
شروع کرد ب سوزن بی حسی. دن یبار زد آورد بیرون گفت پیدا نشد دوبار رد سه بار زد چهار بار زد دیگه گریه کردم بار شیشم گفت پیداش کردم ک یهو انگار زیر پاهام خیس شد.
دراز کشیدم و خلاصه استرس تیغ داشتم ک نفهمیم کی زدن .
ادامه تاپیک بعد..
مامان شاهان کوچولو مامان شاهان کوچولو ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین ۱
من تو بیمارستان بهمن زنجان سزارین شدم ۶ آبان
صبح ساعت هفت رفتم بیمارستان از قبل همه مدارکم کپی گرفته بودم ک اونجا معطل نشم رفتم بلوک تایید کرد مدارکمو شوهرم رفت پذیرش و پرونده تشکیل داد بمن ی دست لباس دادن گفتن عوض کن اینارو بپوش پوشیدم لباسامو تحویل مامانم دادم ولی گوشیم دستم بود ی سری ازم سوال پرسیدن ک بیماری خواصی داری یا ن با شوهرت فامیلی یا ن و... کد پستی ام خواستن ک باید حتما باشع من تو گوشیم داشتم دادم بعد بردنم ی اتاق بهم ان اس تی وصل کردن و سرم وصل کردن ی نفرم اونطرف اتاق مثل من عمل داشت یکم یا اون حرف زدیم یهو پرستار اومد گفت میخوام سوند وصل کنم یکم دیگ میری اتاق عمل ی استرسی گرفتم ک‌نگو چون شنیده بودم سوند خیلی درد دارع یهو پرستار گفت تموم شد پاهاتو دراز کن تعجب کردم واقعا هیچ دردی نداشت هیچیییی رفت یکم دیگ یکی اومد لباسای بچرو ازم گرفت با بتوش گفت بده من خودم پاشو بریم اتاق عمل رفتیم گوشیمو دم‌ در دادم ب همراهم رفتم اتاق عمل خیلی استرس داشتم چونم‌ میلرزید ب پرستار گفتم خیلی درد داره گفت نه اصلا استرس نداشته باش هیچ دردی نداره
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۴ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤