۸ پاسخ

عزیزم❤❤
ولی چرا دلت برای شوهرت میسوزه خب؟ مگه این بچه ها بچه های اون نیست؟ مگه تو صبح تا شب وقتی که اون بیاد همش مدام با دوقلو ها درگیر نیستی؟ این حق طبیعیه توعه که پدر هم همکاری کنه
یعنی درستش همینه وگرنه ماها که گرده افشانی نکردیم بزرگ کردن بچه ها تنهایی نمیشه باید پدر مادر همکاری داشته باشن..
باز خداروشکر همسرت متوجهه خیلیا همسرشونو تنها میزارن با فکر اینکه تو مادری پس باید نگهشون داری!

خدا قوت واقعا بهت من با یدونش یروزای کلافه ام و واقعا فقط دبل اسپرسو ک هروز رو پا نگهم میداره 😅

ان شالا دو قلو هات زنده باشن و خیلی خسته ت کنن 😂

عشق منن 😍😍😍

شیر خودتو میدی به بچت ؟
من شیرخودمو میدم کافئن بخورم تاثیر نمیزاره ب پسرم که اونم پر انرژی بشه؟

واقعا بچه یدونشم سخته چه برسه دوتا . باباهاهم باید کمک کنن وگرنه ماهم از صبح تاشب یکسره پیششونیم کم میاریم . خداقوت به هممون

شانس من قهوه نمیتونم بخورم یکم انرژی بگیرم کافئین زده ام
اره واقعا خدا به همسرای همراه که با وجود خستگی کار بیرون وظیفه پدریشونم قشنگ انجام میدن خیر و برکت بده

خدا همسرتو حفظ کنه از چشم بد دور باشید بچه هات‌در امان خدا خودتم سلامت باشی ایشالا اسپندو دود کن ماشاالله لاحول ولا قوه‌بخون

هزارماشالا واسه پسرات
من ک عاشق پسراتم❤❤

سوال های مرتبط

مامان تینا👨‍👩‍👧 مامان تینا👨‍👩‍👧 ۱۵ ماهگی
امروز میخوام برای تسکین قلب مادرانی که با دل وجون برای جگرگوشه هاشون زحمت می کشن بنویسم ،مادرانی که گاهی خسته میشن گاهی کلافه میشن و گاهی دلتنگ یک خونه آرام میشن و کلافه از اینکه کاش وقت بیشتری برای خودشون داشتن و قطعا تجربه این احساسات کاملا طبیعیه و قطعا وجود بچه روال عادی زندگی رو تغییر میده از کودکی تاااا بزرگیشون
اما خب من میخواستم از یک جنبه ی دیگه موجب کم کردن خستگی هاتون بشم شاید اولش ناراحت بشید اما بعد ته دلتون بعد شکرگزاری ،کمی از خستگیاتون کم میشه
راستش من در این چندماه که مادر شدم ،تشنه ی یک نگاه چشم تو چشم با دلبرکم هستم،مگه چی بشه گاهی اتفاقی نگاهش به نگاهم گره بخوره در حد چندثانیه،امامن برای همون 2،3ثانیه هزاربارخداروشکر میکنم و دلم براش ضعف میره
من آرزومه قلب مادر،وقتی توبغلم نیست برای بغل من اومدن بهونه بگیره،حس اینکه منو میخواد حتی برای چند لحظه ،انگار دنیا برای منه
من از خدامه انقدر شیطنت کنه که من به هیچ کارم نرسم ،من الان یه خونه تمیز یه غذای آماده یه سکوت تو خونه م دارم،اما عوضش جگرگوشم با خوردن 6 دارو در روز حال بازی کردن نداره
خدای مهربون من به من هدیه ی بزرگی داد یه دخترسالم و زیبا ،و میدونم حتما در دل همین مشکل بزرگ هم خیریتی هست،ته دلم میدونم دخترم خیلی زود با قدرت این مرحله رو طی میکنه ،باهام ارتباط چشمی میگیره ،بدنش پراز قدرت میشه ،میشینه ،راه میره،بازی می کنه،نمیذاره وقتی برای خودم داشته باشم
اینارو نگفتم که حالا اگه یک وقتا که خسته شدی احساس گناه کنی،فقط خواستم کمی دلگرمت کنم که تمام این شیطنت هابخش قشنگ بچگی کردن و بزرگ شدن و رشد کردن این فرشته هاست که شاید درکش بتونه همین وقت نداشتنا،خونه نامرتب،خواب نا منظم و....رو برات قابل تحمل تر کنه