۲ پاسخ

منم پسر قشنگم رو از دست دادم سر قصور و سهل انگاری پرسنل بیمارستان، بعد نه ماه سخت

ای خدا عزیزم خدا برات نگه داره انشالله عروسیش

سوال های مرتبط

مامان شهرزاد مامان شهرزاد ۴ ماهگی
قبل اینکه باردار بشم همیشه دوست داشتم بچه اولم پسر باشه، همیشه اسمهای پسرونه انتخاب میکردم و فانتزیم این بود مثلا غروبا پسرم میره برام نون میخره و این حرفا...😀
باردار که شدم میگفتم نه چه فرقی میکنه هرچی باشه فقط سالم باشه، ته دلم یه چیزی میگفت بچم دختره( بخاطر ضعیف بودن اسپرم اکثر نظامی ها، بخاطر شغلشون و شرایط کاریشون و .... )
خلاصه اون روز که برای ان تی رفته بودم قبل اینکه دکتر بگه گفتم دکتر دختره نه؟ لبخند زد گفت به احتمال زیاد
من چون آزمایش سلفری هم داده بودم اونحا صددرصد مطمئن شدم که جنسیت نی نی دختره،
نه اینکه زبونم لال بگم خوشحال نشدم ها، اما ته ته دلم اگر میگفتن پسره شاید یجور دیگه خوشحال میشدم....
الان که از اون موقع تقریبا ۱ سال میگذره با خودم میگم وااااا اصلا جنسیت بچه چه اهمیتی داره واقعا..؟ مهم اینه واقعا سالم باشه
همیشه تو زندگیم هر اتفاقی که برام پیش اومد حتی اگه دلم با اون پیشامد نبود ته دلم مطمئن بودم خدا همیشه بهترین چیزارو برام خواسته..
اما الان دوست دارم دخترم یه داداش هم داشته باشه که اگر یه روزی تو این دنیا نبودم پشتش باشه🥹🥹
تصمیم گرفتیم بریم دکتر و دارو بگیریم برای بچه بعدی که انشالله خدا بخواد پسر بشه...
نظر شما چیه؟ شما با این کار موافقین یا مخالف؟ نظرتون اینه هرچی خدا بده همونه؟ یا نباید تو تعیین جنسیت بچه دست برد؟
مامان فندوق😎🧸💙 مامان فندوق😎🧸💙 ۴ ماهگی
میگن خدا همیشه دقیق همه چیو حساب میکنه اول که باردارشدم بچم پسربود وبرام نموند بعدش دوباره باردارشدم دختربود بازم تانه ماه زحمت برام نموند ولی همیشه ته دلم اینو میدونستم یه روزی منم مادر میشم در روزی که اصلا فکرشم نمیکردم باردارشدم اونم دوقلو قل اول پسر بود قل دوم دختر🥹بارداریم به شدت سخت چون همه ناامیدم میکردن که یکی رو نتونستی نگه داری دوتارو چجوری میخوای سالم بیاری ولی خداخواست دوقلو هام دنیااومدن خیلی دست تنهابودم تنهایی دوتابچه کوچیک رفلاکسی نگه داشتم روزایی بود سرم میکوبیدم به دیوارازبی خوابی ولی بازم کم نیاوردم خداروشکر بچه هام بزرگ شدن سه ساله که شدن فهمیدم دوباره باردارم ولی این بارداریم فرق میکرد خیلی راحت بود ازهمون اولش الانم که پسرم دنیا اومده قربونتش بشم اصلا اذیت نمیکنه باخودم میخوابه باخودم بیدارمیشه مثلا یازده شب باهم میخوابیم ساعت 10صبح بیدارمیشم ولی لابه لاش خوابیده شیرم میخوره اینو خواستم بگم منم اولش سختی خیلی کشیدم ولی الان خدادلش برام سوختع گفته یه راحتی بهش بدم خدایاشکرت😁❤❤