۲۰ پاسخ

یعنی چهارمی ؟
😑😑😑😑😑
خدا بهت صبر بده
ولی راه های جلو گیری زیادی هست خواهر

خب وقتی رابطه ی محافظت نشده داشته باشی معلومه که باردارمیشی😀درسته که خواست خداهم بوده ولی خودت هم میخواستی که جلوگیری نکردی موقع رابطه

دیگه بسه به خودت رحم کن

عزیزم مبارکت باشه هر روزی ده خداست . انشالله قدمش مبارک باشه ولی اتفاقات خوب تو زندگیت بیوفته

بچه های دیگه ت چندساله ان.

یا خدا چ حوصله ایی فکر دوتاش هم زجر اوره

مبارک باشه عزیزم بچه هات چی هستن چند تا دختر داری چند تا پسر الان چند هفته هستی؟

ان شالله قدمش پر خیر و برکت باشه و بسلامتی زایمان کنی.🌹
اما وقتی یبار منی وارد بدنت شده دیگه اسمش خود خواسته ی خدا داده هست😁

مبارک باشه عزیزم قدمش پر از خیر و برکت باشه

واقعا افرین ب این ارامشت
انشاالله ک برات راحت باشه بااومدنش خیرو برکت ب زندگیتون بیاد
من از خدا خواستم بهم لطف کنه فعلا 10 سال بچه نده بهم تا ببینیم چیپیش میاد
واقعا خیلی خوبه ک انقد ارومی انقد راحت کنار اومدی باهاش

مبارک باشه قشنگم❤️

یا خدا اونا کی بودن با سه تا بازم بهت میگفتن بچه نمیخوای؟؟؟؟

برامنم دعاکن لطفا این ماه بگیره برام

من همیشه میگم خدا قطعا یچیزی میبینه که به یکی سه چهارتا بچه میده مبارکت باشه عزیزم

مبارکه عزیزم قدمش پرخیروبرکت باشه

مبارک باشه .معلوم بچه خیلی دوستداری. خدا براتون حفظشون کنه

یا خدا
خدا کمکتون کنه
ایشالله بسلامتی

سنت کمه برای سه تا بچه. ان شاالله به سلامتی زایمان کنی

مبارک باشه عزیزم

جلوگیری جز طبیعی داشتی؟

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان رایان رادین مامان رایان رادین ۲ سالگی
واقعا خدا ب مادرها چه صبر تحملی داده از وقتی مادر شدم معنای واقعی مادر بودن رو متوجه شدم قدر مادرمو بیشتر می‌دونم اونم با امکانات سن کمش
رایان ب معنای واقعی داغونم کرده بسیار لجوج بهونه گیر هر چقدر میخام دربرابر خاستهای بی موردش بی تفاوت باشم خودمو ب بی‌خیالی بزنم سرگرمش کنم حواسشو پرت کنم بازم بهونه نق واسه همون کار می‌کنه اصلا از ذهنش نمیره صبحی ساعت ۷دوتاشون پاشدن صبح که همسرم در یخچال باز کرد هندونه رو دید با شدت تمام شروع ب جیغ فریادهای زیاد کرد طوری خودشو ولو میکرد سمت کابینت که انگار کتک خورده هی می‌گفت چاقو بده که هندونه رو ببرم هرچقدر ما مقاومت میکردیم بی فایده بود باباش بردش داخل حیاط بازم فایده نداشت آخرسر مجبور شدیم هندونه رو بدیم بهش با چاقوهای مخصوص کیک اما باز کلید کرده بود من تمومه چاقو کفکیر ملاقه رو از چشمش دور کردم اما باز هی میگه چاقو کفگیر امیدوارم یکم که بزرگتر بشه بهتر بشه چون واقعا کشش ندارم دیگه در برابر خواسته‌ای بی موردش بی تفاوت باشم دیدم بعضی بچهارو راحت با سرگرمی یا حواس پرتی واقعا حواسشوت پرت میشه اما این بچه هیچ جوره کوتاه نمیاد شده ساعتها گریه کنه برای اون کار اما تا ب هدفش نرسه کوتاه نمیاد نمی‌دونم طبیعیه یا ن خیلی نگرانشم