یچیز تعریف کنم برگاتون‌بریزه
.
‌ی زنعمو‌ دارم سممم خالصه😂
دختر یکی دیگه از عموهام چند روزیه که به دنیا اومده ،
بعد چند روز پیش که همه جمع شده بودیم خونه مادربزرگم
این دخترعموم و بچش هم برای اولین بار بعد دنیا اومدن بچش اومد تو جمع و ما دیدیمش👩🏻‍🍼
بعد همه نشسته بودیم که زنعموی سم من از راه رسیدد،
بعد همین دخترعموم داشت بچه رو شیر میداد
این سلام علیک نکرده یهو با صدای جیغغغغ رو به دختر عموم که چرااااا داری بچه رو اینجوری شیر میدییییی
بچه خفه میشهههه
دماغش رو آزاد کننننن🫩
حالا دختر عموم بچه سومشه بی تجربه هم نیست که بگیم این میخواست یادش بده😂😵‍💫
حالا در ادامه
باز هیچی نگفت ولی وقتی چهره بچه رو دید
باز یهو گفت وایییی دماغش چقدر پهنهههه🙄🫩
حالا همه ما کرک و پرامون ریخته بود😐
همین زنعموم یک پسر ۷ - ۸ ساله داره

دختر عموم که میخواست پوشک بچه رو عوض کنه

این زنعموم برمیگرده به پسرش میگه
برو جلو وقتی فلانی میخاد پوشک بچه رو عوض کنه تو اونجاشو ببین چجوریه برو برو سوال کرده بودی اونجامون قبل ختنه چجوریه برو ببین😐😱
حالا ما همه دادمون در اومد که این چه کاریه این که حرفیه به بچه داری میزنی زشته و اینا دیگه بچش نرفت جلو 🙄
تازه حق به جانب هم بود اره بچم‌از من سوال کرد ختنه چیه
منم گفتم بره ببینه
در ادامه هم می‌گفت حالا هر دوتا پسرن نگاه کنه مگه چی میشه😐😐😐😐😐😐😐😐😐
.
.
.
اینم عکس پای نی نی🥹
شما هم از این سم‌ها اطرافتون دارین؟
چیکار کردن ؟

تصویر
۱۱ پاسخ

ای بابا اشتباه نوشتم‌اولشو😐
نی نی بچه یکی از دختر عموم هام بود🫣

واییی خیلی زنعموی باحالی داری🤣🤣🤣

کرک و پر ما رو هم ریزوندی🤣

وای چقدر احمق و دیوانه است😐

راست میگی یا شوخی میکنی؟ 😀😀 خدایی سم بود

هووووف چرا بعضیا واقعا فکر میکنن باید درمورد همه چی حرف بزنن

حالا این باز ی نمونه از رفتارای سمشه😐🙄
اصلا داغووونه
هیچ کس از اطرافیانمون دل‌خوش ازش ندارن 🫡

چه آدمایی پیدا میشه

ببریدش متخصص اعصاب وروان😂

زنعموهااکثرا سمن😑😂
وای پاهاشو ببین خوداا🥹😍

عجب آدمیه

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۱ ماهگی
خواهرشوهر من یه پسر ۱۲ ساله داره. این بچه خیلی تنهاست همبازی خیلی نداره همش قاطی بزرگترا بوده. ❌کلا با من خیلی خوبه هر جا تو مهمونی باشیم میاد پیش من.
از وقتی من باردار شدم و فهمید اولش عکس العمل بد داشت که چرا یه نوه دیگه اضافه میشه بعد اومد به من گفت زن دایی ببخشید من حسودی کردم اون روز.
حالا از وقتی باردار شدم خیلیی بیشتر به من میچسبه تو مهمونیا از کنار من تکون نمیخوره سر سفره و همه جا پیش منه هوامو داره ولی کلا به خاطر اینکه مامان و باباش برای بزرگ کردن این بچه وقت نذاشتن عصبی هم هست پرخاش میکنه گاهی به بقیه.

مادرشوهرم خیلی این نوه ش رو دوس داره یعنی خیلیااا. وقتی میبینه پدر و مادرش نمیبرن بچه رو بیرون بهش اهمیت نمیدن یا میبینه بچه بهم ریخته ست تا سر حد مرگ حرص میخوره از دستشون😕 به بقیه مخصوصا پدرشوهرم انتقال میده افراط گونه نوه ش رو دوس داره.

من نمیدونم وقتی این بچه میاد به من میچسبه چیکار کنم !؟ که ناراحت هم نشه ؟ چون سن حساس هم هست داره میره تو‌بلوغ

یه نوع adhd داره البته به گفته خواهرشوهرم ولی من این رو احساس نمیکنم.

فقط احساس میکنم اون طور که باید دل به دل این بچه نمیدن و گاهی جلوی جمع بهش میپرن که نتیجه شده این
مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۸ ماهگی
امروز با خالم بعد از مدت ها می‌خوام برم بازار از دیشب وسایلم رو گذاشتم رو تخت شوهرم اومده میگه یعنی این همه برات مهم بود 🫣😬
قبل از ماهلین یک روز درمیون یا با خالم یا با دوستم بیرون بودیم دو سال میشه دیک برا گردش تنها جایی نرفتم هر غروب بیرون میریم اما سه تایی
مامانم میگه حداقل هفته ای یکی دوبار ماهلین بزار پیش باباش با خالت برو بیرون حال و هوات عوض میشه
شما با دوستاتون می‌رید بیرون مامانایی که بچه یک تا دو سال دارین ؟
هفته پیش هم جمعه از صبح گذاشتم ماهلین پیش باباش تا عصر
رفتم خونه مامانم
احساس میکنم تا الان خیلی به خودم سخت گرفتم بچه داری رو برا خودم سخت کردم چون هرجا رفتم ماهلین رو با خودم بردم که خوب دیگ میدونید با بچه چقدر سخته بازار رفتن مخصوصا دختر من که میگه بزارم زمین خودم راه برم هرچی رو تو خیابون دست میزنه
بعد اینکه مامانم میگه بچه ات ک دنیا اومد بهش شیر خشک کمکی هم بده بزار جایی رفتی بتونی پیش کسی بزاریش مخصوصا اینکه شیر به شیر بودن واقعا بدنم کم آورده
بنظرتون میشه از همون اول هر دو رو بخوره ؟
مامان پسرچه مامان پسرچه ۳ ماهگی
تجربیات بارداری پارت ۹:
همسرم رو هم صدا زدن اومد داخل و ما قشنگ ترین صدای دنیا رو شنیدیم.
دکتر به همسرم میگفت چرا همسرت انقدرشلوغ بازی درمیاره (به شوخی) چون اشک من بند نمی اومد.🥹 و بک قسمت ازخواب من تعبیر شد❤️
خبر خوب‌ بعدی هم اینکه دیگه هماتوم دیده نشد
همون روز‌رفتیم خونه ی‌ مامان همسر
از در که وارد شدیم بعد از سلام و احوالپرسی همسر اینطوری گفت: اره ما هم الان سونوگرافی بودیم صدای قلب بچه رو‌شنیدیم!!! همین قدر بی مقدمه 😆 دیگه اونا هم تبریک گفتن و خوشحال شدند.
فرداش هم به مامان بابای خودم گفتیم.
ویزیت بعدی که رفتم پیش دکترم با توجه به سوابق و ازمایشها برام انوکساپارین ۴۰۰۰ شروع کرد که ماه اول رو اشتباه کردیم و بدون بیمه خریدیم شد ۳۶۰۰🙄
شیاف رو هم قرار شد ادامه بدم
بهش گفتم من میخوام سلفری بدم که برام ده هفته و سه‌روز‌سلفری نوشت
و دوازده هفته ازمایش و سونوی انتی
ضمنا گفت نیازی نیست برای سلفری اسپرین و انوکسا رو قطع کنی
ده هفته و ۵ روز‌رفتم ازمایشگاه نیلو برای سلفری
که اولش میگفتن نه زوده و برو هفته ی دیگه بیا و اینکه چرا اسپرین و انوکسا رو قطع نکردی؟
در نهایت با مسیولیت خودم همون روز ازمایش رو‌ دادیم
و زمان جواب رو هم زدند ۲۵ روز‌بعد