۸ پاسخ

سلام الان خوبی ؟

سلام عزیزم بیرون زدگی از بین رفت؟

ممنون عزیزم که به اشتراک گذاشتی
باید شبا مصرف بشه جفتش؟

میگم منم. تازه متوجه شدم یه گوشت اضافه در اومده ولی خونریزی ندارم همون بواسیره یعنی؟؟

وای منم هموروئید گرفتم خونریزی مقعدی دارم

دقیقا منم همه شرایط شما رو داشتم رفتم دکتر بهم پماد و شیاف داد همون دفعه اول ک استفاده کردم خوب شدم ی چند روز استفاده کردم دیگه استفاده نکردم الان دوباره چند روز پیش همینطوری شدم بعد حدود ۱ آه ک خوب شده بودم ایندفعه چیزی استفاده نکردم بعد ۲ روز خودش خود ب خود خوب شد

عزیزم منم همینجورم دکتررفتم پماددادخوب نشدم این پمادشمابیرون استفاده میشه یاداخل مقعد

مرسی عزیزم که تجربتو به اشتراکمون گذاشتی من بعد از زایمان طبیعی اینجور شدم و خیلی سخت بود که خودش خود به خود رفت

سوال های مرتبط

مامان محمد حیدر مامان محمد حیدر ۹ ماهگی
تجربه وحشتناکی به نام شقاق و هموروئید
قسمت سوم :
خلاصه این داروها و کارایی که دکترا میگفتن رو انجام میدادم ولی هیچ کدوم اثر نداشت ...
دیلتیازم و ... شوخی ای بیش نبود😏
مثلا ۵ روز خوب بودم مجددا روز از نو روزی از نو
تا اینکه یک روز خیلی اتفاقی فهمیدم که دوستم بعد از زایمان سومش به مدت ۸ ماااااه درگیر شقاق بود و خودش خودش رو درمان کرده بود اون توصیه هایی بهم کرد که شروع کردم به انجام دادن
یکی دیگه از دوستام هم بهم توصیه کرد که با یه مشاور طب سنتی و اسلامی توی قم صحبت کنم و اون رو هم انجام دادم و اونم توصیه هایی داشت که اونا رو هم انجام دادم.
یکی دیگه از دوستام هم تیر آخر رو زد
بهم گفت یکی از اشناهاشون بواسیر شدید داشته دکتر بهش گفته ۱۰ روز دیگه نوبت عمل برات میزنم بیا عملت کنم
اینم تو این فاصله ۱۰ روز یکی بهش یه پماد معرفی میکنه و میگه تو که قراره عمل کنی بیا اینم بزن ضرر نداره
اونم میزنه و بعد ده روز که میره برا عمل دکتر بهش میگه تو کلا خوب شدی و همه زائده هات جمع شده و اصلا نیاز به عمل نداری!!!
من خلاصه این تجربیات و توصیه های سه دوستم رو توی تایپیک بعدی تحت عنوان درمان قطعی بواسیر و شقاق براتون مینویسم ❤️
مامان رادین مامان رادین ۱۱ ماهگی
بچها باردار که بودم ۳۰هفتگی رفتم سنو گفت جنین بریچه و من انگار دنیا رو بهم دادن چون پول نداشتم زیر میزی بدم برم سزارین زایمان قبلیم ۴سال پیش بود با اینکه بچم ۲کیلو بود ولی خیلی در وحشتناکی داشتم و خیلی از زایمان دومم میترسیدم یعنی وقتی بیبی چکم مثبت شد تا اخرش ترس زایمان داشتم خدا خدا میکردم بریچ بمونه دکتر نیگفت بعید میدونم و من هر روز دعا تا روزی که۳۷هفته بودم گفت فکنم چرخیده برو سنو گفتم خانم دکتر من سر بچمو میفهمم بالاس نچرخید بچم تا رقتم سنو و اومدم بریچ بود و انگار دنیا رو بهم دادن خلاصه رفتم بیمارستان امین یه بیمارستان معمولی دولتی سزارین شدم خیلی ازم مراقبت کردن همه چیز عالی خیلی بهم سر میزدن انگار خصوصی بود خیلی خدارو شکر میکنم که اذیت نشدم چون ماها که دستمون خالیه نمیتونیم هزینه و زیر میزی و بیمارستان خصوصی بریم واقعا دردناکه و خیلی خوشحالم هنوز از بابتش خداروشکر میکنم همش به پسرم میگم افرین مامان که نچرخیدی تا لحظه اخر🤣🤣اینجا ۶ماهه حامله بودم