تجربه وحشتناکی به نام شقاق و هموروئید
قسمت سوم :
خلاصه این داروها و کارایی که دکترا میگفتن رو انجام میدادم ولی هیچ کدوم اثر نداشت ...
دیلتیازم و ... شوخی ای بیش نبود😏
مثلا ۵ روز خوب بودم مجددا روز از نو روزی از نو
تا اینکه یک روز خیلی اتفاقی فهمیدم که دوستم بعد از زایمان سومش به مدت ۸ ماااااه درگیر شقاق بود و خودش خودش رو درمان کرده بود اون توصیه هایی بهم کرد که شروع کردم به انجام دادن
یکی دیگه از دوستام هم بهم توصیه کرد که با یه مشاور طب سنتی و اسلامی توی قم صحبت کنم و اون رو هم انجام دادم و اونم توصیه هایی داشت که اونا رو هم انجام دادم.
یکی دیگه از دوستام هم تیر آخر رو زد
بهم گفت یکی از اشناهاشون بواسیر شدید داشته دکتر بهش گفته ۱۰ روز دیگه نوبت عمل برات میزنم بیا عملت کنم
اینم تو این فاصله ۱۰ روز یکی بهش یه پماد معرفی میکنه و میگه تو که قراره عمل کنی بیا اینم بزن ضرر نداره
اونم میزنه و بعد ده روز که میره برا عمل دکتر بهش میگه تو کلا خوب شدی و همه زائده هات جمع شده و اصلا نیاز به عمل نداری!!!
من خلاصه این تجربیات و توصیه های سه دوستم رو توی تایپیک بعدی تحت عنوان درمان قطعی بواسیر و شقاق براتون مینویسم ❤️

۱ پاسخ

سلام عزیزم میشه توصیه ها و اسم پماد رو بگی متاسفانه منم درگیرشم

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
تقریبا یک ساعت توی اون اتاق بودم که خوابوندنم رو تخت و منو بردن اتاق عمل اونجا دکتر بیهوشی باهام صحبت کرد و بهم گفتش که این بی حسی که از کمر برات انجام میشه دقیقا مثل چیزیه که دندونپزشک دندونت رو بی حس میکنه تو درد رو متوجه نمیشی ولی حس می کنی که دکتر داره چه کاری انجام میده این بی حسی هم دقیقا مثل همونه و بهم گفت وقتی بی حس میشی که پاهات داغ بشه پات سنگین بشه نتونی تکونش بدی که بعد از زدن آمپول دقیقا من همه این حسا رو داشتم که بی حس شدم دیگه و چیزی متوجه نمی شدم ولی اینکه دکتر داشت شکمو برش می داد اون صداهاش رو متوجه می شدم فقط تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد تو اتاق عمل لحظه آخری بود که می خواست بچه رو بیاره بیرون چون از زیر سینم محکم فشار داد و من فقط اون قسمت رو متوجه شدم و بقیه قسمت ها اصلا چیزی متوجه نبودم بعدش هم که صدای گریه بچم اومد گذاشتنش کنار صورتم و بهم گفت یادگاری چیزی اگر میخوای بهش بگو که توی فیلم ثبت بشه منم گفتم و بعد از اون دیگه بچه رو بردن منم بردن داخل ریکاوری تقریبا از ساعت ده من تو ریکاوری بودم تا ساعت دو بعد از ظهر توی این تایمم تقریبا چهار پنج بار اومدن ماساژ رحمی دادن
مامان محمد حیدر مامان محمد حیدر ۱ سالگی
تجربه وحشتناکی به نام شقاق و هموروئید
قسمت هفتم:
توضیحات درمان شقاق و بواسیر
۱)برای درمان یبوست ملین نخورید! ملین هم روی کیفیت شیر تاثیر داره هم روده و معده و تنبل میکنه
به جاش میتونید از راه های طبیعی مثل استفاده از خاکشیر و انجیر و ...استتفاده کنید ولی اگه مثل من تنبل هستید این راه راحت و بدون هزینه رو امتحان کنید: روزی ۱۲ لیوان آب ولرم بخورید ! به این صورت که صبح بلند میشید ناشتا یه لیوان آب ولرم میخوردید و در طی روز هروقت خواستید آب بخورید، آب جوشیده ولرم شده بخورید اول صبح آب جوش بریزید تو فلاسک و در طی روز هی از فلاسک آب بخورید
رد خور نداره!
۲)بعد از هربار دستشویی رفتن به مدت ۱۰الی ۲۰ دقیقه در تشت آب گرم( رو به داغ) بشینید که بهش میگن حمام سیتنز
درد رو کاهش میده و به بهبود زخم کمک میکنه.

۳)پماد معجزه آور روجا ... فقط به قیمت۶۰ هزارتومن😐
منی که بالای ۱۰ میلیون خرج دوا دکتر کردم و هیچ نتیجه ای نگرفتم با یه پماد ۶۰ هزارتومنی خوب شدم😐
شیوه مصرف: روزی دوبار یک بار صبح یه بار شب در مقعد( هم داخل و هم بیرون ) بزنید و باید حتمااااااا هربار که میزنی ۱۰ دقیقه ماساژ اروووم بدید. و معذرت میخوام که میگم باید انگشت رو به آروووومی داخل هم ببرید و بیارید بیرون فقط مراقب باشید که باید خیلی اروم این کار انجام بشه که خدایی نکرده آسیب نبینید. حتی بیرون زدگی ها هم جمع میشه
اگه همسرتون انجام بده خیلی بهتره
بعد از یک هفته به طور کاااامل خوب شدم
ولی بازم تاکید می‌کنم استفاده از پماد به تنهایی کافي نیست و باید حتما ۳ تا کار رو همزمان انجام بدید.

موفق باشید
سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان(عج) سه صلوات قرائت کنید
مامان حامی💙 مامان حامی💙 ۱ سالگی
خب می‌خوام یکی از تجربیات مهمم رو باهاتون به اشتراک بذارم ،شاید یکی مثل من این مشکل رو باهاش مواجه شده باشه اما ندونه چیکار کنه ، پسر من تا قبل از شروع مولتی ویتامین و آهن خیلی روتین پی پی میکرد ، هر روز ساعت 6 الی 7 صبح ، اما بعد از این ویتامین و آهن شد یه روز در میان ، اما باز هم روتین داشت ، ولی وقتی غذا رو شروع کردم دیدم ای وای که پسرم یبوست گرفته🤦 حتی پنج روز هم شد که پی پی نمی‌کرد و خیلی اذیت بود ، خیلی راه ها رو انجام دادم اما نتیجه نداد ، دیگه مجبور شدم براش نصف شیاف گلیسرین کودکان بذارم تا پسرم راحت بشه ، ولی بعدش چند تا کار انجام دادم که الحمدلله دوباره برگشت به روتین سابقش ، اول اینکه به دستور دکترش قطره بی بی کر رو صبح و عصر (هر سری ۸ قطره) بهش دادم ، دوم اینکه توی غذاش یک قاشق روغن زیتون بدون بو و تصفیه شده میریزم ، و سوم اینکه به پیشنهاد یکی از مامانای همین جا آب خیلی میدم به پسرم ، اینطورس که بعد از هر سری غذا یا دارو یا ویتامین خوردنش بهش با قطره چکون آب میدم ، خلاصه اینکه گفتم بهتون بگم شاید اینجا برای یکی کارساز بود .
شما چه تجربه ای دارید برای مقابله با یبوست؟؟
مامان محمد حیدر مامان محمد حیدر ۱ سالگی
تجربه وحشتناکی به نام شقاق و هموروئید
قسمت چهارم:
الان که دارم به اون ۴ ماه نگاه میکنم میبینم چه ظلم هایی که در حق بچم نکردم 😭
و همینا باعث شد بچم اصلا طبق اصول وزن نگیره😭😭
و هنوزم درگیر کم بودن وزنشم😭
هیچ وقت یادم نمیره از بدو تولد تا یک ماهگی هرررربار که بهش شیر میدادم گریه میکردم از شدت درد
و سریع سینه م رو از دهنش در میوردم😭چون نمیتونستم تحمل کنم و مثل مار به خودم میپیچیدم
یا اگه رو نشسته میدادم از شدت درد تو عرض ده دقه شاید ۱۰۰ بار تکون میخوردم و از درد به خودم میپیچیدم و بچه رو تکون میدادم که بخوابه و کمتر شیر بخوره😭😭😭 و اونم مظلوم، میخوابید😭😭
بمیرم الهی...
تازه بعدها فهمیدم یکی از اصلی ترین دلایل وزن نگرفتن بچم ، استفاده از ملین هاست
ملین ها باعث میشن که قوت شیر از بین بره و توی حجم و کیفیت شیر اثر مستقیم داره😔
من یه آدم بی تجربه بودم
الان هم یقین دارم که اگه کمک های مامانم نبود قطعاااا افسردگی میگرفتم
چون درد شقاق رو فقط اونایی میتونن درک کنن که بهش مبتلا هستن
گاهی با خودم میگفتم اعتصاب غذا میکنم که دیگه نخوام برم دستشویی ولی یادم میفتاد که من باید شیر بدم و راهی نیست..
خیلی عجیب بود دردهایی که میکشیدم ربطی به یبوست داشتن یا نداشتنم نداشت!!چه یبوست بودم و چه نبودم، درد وحشتناک داشتم
مامان محمد حیدر مامان محمد حیدر ۱ سالگی
تجربه وحشتناکی به نام شقاق و هموروئید
قسمت اول:
من یه مامان اولی ام و شاغل هم هستم تجربه بارداری نسبتا راحت و زایمان بسیار عالی(طبیعی) داشتم.
تو دوران بارداری یبوست نداشتم و اگه داشتم خیلی کم و جزئی بود ...
فردای زایمان یکی دوساعت قبل ترخیص احساس درد وحشتناک در مقعدم داشتم در حدی که نمیتونستم راه برم به پرستار گفتم درد مقعد دارم با نهایت بی محلی گفت طبیعیه خانم تو زاییدی 😏
خلاصه ترخیص شدم و یادمه تو ماشین همش مورب نشسته بودم چون نمیتونستم کامل بشینم
دکتر متخصص یه نسخه داده بود که از داروخونه تهیه کردیم
قرص آهن و شربت ملین و یه بسته شیاف دیکلوفناک(!!!!) که روش نوشته بود هر ۸ ساعت به هنگام درد ...
خلاصه من دردم لحظه به لحظه بیشتر میشد تا شیاف میزدم خوب بودم بعد ۱۲ ساعت که اثر شیاف میرفت دوباره دردای وحشتناااااک
همش فکر میکردم از بخیه هاست
بعد ۱۰ روز رفتم بخیه ها رو کشیدم دیدم نه خیررررر این دردا تمومی نداره
اونجا بود که متوجه شدم که مبتلا به شقاق هستم
مامان سلين♥️ مامان سلين♥️ ۸ ماهگی
فرداش راه افتاديم رفتم پيش دكتر اسلامي ..از اول بارداري هم زير نظرش بودم نامه رو دادم بهش و كارهاش رو كرديم و گفت فردا بيا زايشگاه فريده بهبهاني برا عمل ٢٠مهر بود با بي حسي سركلاژ شدم يك شب هم بستري بودم و فرداش مرخص شدم
دكتر گفت يك هفته اصلا تكون نخور فقط سرويس بعد يك هفته در حد ٤دقيقه چند قدم تو خونه بزن و يك هفته بعد بيا چك بشي..خوابيده غذا ميخوردم و تكون نميخوردم
وقتي ميخواستيم بريم دكتر ماهيانه من بيرون رو ميديدم و فقط دعا ميكردم سالم باشه
سر تاريخي كه گفته بود رفتم دكتر و چك كرد و قبل و بعد سركلاژ سونو انومالي دوبار انجام دادم شكرخدا همه چي خوب بود ..
باز برگشتم و همچنان استراحت مطلق تا ٢٤هفته رفتم باز دكتر باز سونو داد چك بشه و بازم همه چيز خوب بود گذشت و گذشت و ما همچنان به هيچ كي نگفته بوديم
مادرشوهرم اسرار داشت به هفتا جاريم بگم و شوهرم ميگفت نه به هيچ كس نگيم
بزار بگذره يه مدت اخه خيلي ميترسيديم
٧ماهه بودم كه شوهرم رفت پيش خواهرش و بهش گفت
و يه زنگ نزد به من تبريك بگه ..خلاصه گذشت و گذشت تا ٣٢هفته...