این تاپیک حاوی مقدار زیادی غر میباشد، پیشاپیش عذرمیخوام
خدایی ماها که بچه کوچیک داریم باید خونمون ویلایی باشه، واقعا به درد آپارتمانی نمیخوریم
مهرسام به شدت بچه گریه کنیه، یعنی از زمانی که بیدار میشه سر چرت و پرت داره گریه میکنه تا بخوابه، تایم خوابشم کوتاهه
همسایه پایینی ما از روزی که بچم به دنیا اومده هر چند وقت درمیون داره اس ام اس میده، یه بار میگه شب صدای ننوی بچت میاد خونه ما بچتو تو ننو نذار، مهرسام راه افتاد،میگفت به بچت بگو آروم تر راه بره صدای پاش میاد پایین، یه بار ما خواب بودیم اس ام اس داد آخه اینموقع صبح وقت تمیزکاریه که شما سرو صدا راه انداختین؟ درصورتی که اصلا ما نبودیم،بهم میگه صبح تا ساعت ۹آروم باشین ما خوابیم، عصر از ۲تا ۴ آروم باشین وقت استراحته
بابا مسلمون مگه من دوست دارم بچم سرو صدا کنه که بهم اینجوری میگی؟ بچه مگه حالیشه که الان چه موقعست آروم تر بازی کنه یا نه، مهرسام مام هر روز ساعت ۷صبح بیداره،امروز دیگه مهرسام منو به جنون کشوند سرش یه داد زدم، عصر داشت بازی میکرد بهمون پیام داده سر و صداتون خیلی زیاده
بابا من بابت بچه داری به اندازه کافی تحت فشار هستم، کاش یکم درک کنن با کوچکترین صدا پیام ندن منو استرسی نکن، اونم حق داره دوست داره آرامش داشته باشه ولی منم نمیتونم یکسره بگم نکن نکن نکن
کاش یه خونه ویلایی داشتم نه من تحت فشار بودم نه کس دیگه ای
به خدا ما قبل بچه اینقدر بی سر و صدا بودیم اینا انتظار دارن بچه هم به دنیا اومده روال همون باشه، مهرسام کولیکی بود شب تا صبح داشت گریه میکرد منم باهاش راه میرفتم، اونموقع هم یکسره اس میداد چرا بچه گریه میکنه ساکتش کنین
پوووف آخرش من از دست مهرسام و این همسایه پایینی دیوانه میشم🤦🏻‍♀️

۲۲ پاسخ

چه همسایه های مضخرفز دارید.. اه حالم بهم خورد ازشون..
یبار پیام بده وقتی بچم 5سالش شد شاید بتونم اینایی ک میگیرو حالیش کنم الان نمیتونم هرغلطی میخای بکن

ما تازه اومده بودیم این خونه
ما ۲،۳ ماه تعمیرات داشتیم
هر روز زنگ درو میزد که سر و صداتون زیاده، کی تمون میکنین؟
به حول و قوه ی الهی
از فردای روزی که من تعمیراتم رو تموم کردم تا همین الان که دو سال داره میگذره
هر سری یه همسایه خونه شو میکوبه و میسازه و همیشه صدای دریل و ... میاد

انقد اون روزا اذیتم کردن، همش گریه میکردم
حالا خودشون بچه شیرین عقل دارن خونشون، همیشه جیغ و داد میزنه ها
یه بار گفتم خب بچه ی من صدا میکنه، دختر شما هم با خواهرش دعوا میکنه صداش تا خونه ی ما میاد
گفت دیگه خونه ست دیگه
ممکنه سر و صدا بیاد
گفتم خب پس چرا صدای بچه ی منو تحمل نمیکنین
درو روش بستم
شماره مو ندادم بهشون
بقیه همسایه هامون گل هستن

وااااا عجب ادم مزخرفیه هااااا منم دوتا بچه دارم از صب همینجور میگم نکن بیشین ولی تالا کسی از همسایه هامون ایکارا نکردن البته ما خداروشكر طبقه اول هسیم

بنظرم بلاکش کن چرا شماره دادین ابجیم سر همین همسایه ها کارشون ب دعوا و پلیس کشید اخر هم پایس گفت خونه ای ک بچه داره همینه حاج خانوم

عزیزم اپارتمان این مشکل هست اون خانوم اگ انقدر ادم حساسیه باید خونه ویلایی میگرفت نه اپارتمان

یبار بهشون تشر برو که دیگه نخوان بهت پیام بدن همش
والا همش که نمیشه ما به ساز دیگران برقصیم...

ببخشیدا خیلی بیشعوره،ما دقیقا تا ۳ سالگی نهال خونه اپارتمونی داشتیم هربار از همسایمون عذر خواهی میکردم میگفت این حرفو نزن بچه همینه

من بودم همسایمو میشستم پهن میکردم توافتاب یبارهمسایمون بهم گفت صداپابچت میادکاری بهشون کردم بیاوببین دستو پابچه ۲سالرو ببندم

مردم خوب رو دارن بخدا، ما یه تایمی یه همسایه ای داشتیم ببیییین شدت صداشون یجوری بود انگار پیست اسب دوانی بود و اسب بالا سرمون یورتمه میرفت😐بچه کوچیکم نبود بگی بچه کوچیک دارن خرسای گنده میدوییدن تو خونه یا چقددد داد و فریاد و دعوا میکردن ما یکبارم حرفی نزدیم بهشون😐
مالک هستید؟ اگر مالکید که اصلا رو ندید بهش که هی پیام بده، سروصدای بچه تا حدودیش طبیعیه اگر بیش از حد بشه آره خب آزاردهنده س ولی دیگ بچه رو نمیشه رو سایلنت گذاشت که، اگرم مستاجرید جابجا بشید اعصاب تون آروم شه

عزیزم اصلا بخاطر همسایت خودتو اذیت نکن شما که قصد آزار دادن به کسی رو نداری بچه اس دیگه همه هم میدونن اسمش روشه همسایه ی شما یه کم بی تحمل تشریف داره دختر منم از زمانی که به دنیا اومده کولیک داشت و همش گریه الآنشم همینه به طبقه پاییمون میگم ببخشید ماهرو همش صداش پایینه میگه این چه حرفیه مگه ما خودمون بچه نداشتیم گفتم نمیذارم بدو بخاطر شما گفت مدیون منی اگه بخاطر ما بچتو ناراحت کنی بذار بچگیشو کنه

همسایه بابام اینا خانومه دو قطبی یا خیلی بلند گریه میکنه یا به صورت خیلی عجیب میخنده و داد میزنه کلا مشکل داره ، یه بار مادرم بهش گفت نمیدونی به چه حالت دعوایی اومد در خونه که متاسفانه شما زیادی ساکتید مشکل از شماست نه ما
یه همسایه اینجوری یه همسایه هم مثل شما که از صدای قدم بچه ایراد میگیرن ، اسیری که نیست بچه طفل معصوم چکار کنه

چه جوری تحمل می‌کنی این آدم رو؟؟😐😐😐😐
من خودم از اون همسایه هایی هستم که به شدن رعایت میکنم،از اونا که حتی زمانیکه بچه نداشتم ساعت ۱۲تلویزیون روشن بود رو کمترین صدا میزاشتم،از اونا ک هرگز تو راهرو با همسرم صحبت نمیکردم و.....‌‌
ولی بچه مگه ربات؟؟چه جوری به بچه بگیم گریه نکن
حالا من خودم خیلی همیشه شرمنده ی طبقه ی پایینی ها هستم تو دلم
اونام هیچوقت ب روم نیاوردن منم هیچموقع بخاطر سر و صداهای علیرضا عذرخواهی نکردم(چون دوره زمونه ی بدی شده،بخوای فهم و شعور نشون بدی و عذرخواهی کنی همون آدمهای خوب یهو عوض میشن و سواستفاده گری میکنن)
کلا علیرضا اینطور ک میگی نیست(مثلا صبح ها ک میگه بیا فوتبال بازی کنیم من میگم نه آقای فلانی خانم فلانی خوابن،نمیشه سر و صدا کنیم)
ولی اگه هم بود من خودم شرمنده یا استرسی میشدم ولی هیچوقت هم انقدر رو نمی‌دادم ک دم ب دقیقه اس ام اس بده طرف
یعنی چی آخه

اصلا لنگرود مردماش فرهنگ اپارتمان نشینی نمیدونن ببخشیدا جسارت نمیکنم بهت من خودمم لنگرودیم دیدم همسایهای مادرم هی میگن بنده خدا تهرانیه سالی سه چهار بار میاد شمال بعد هربار میاد بچهاشو داماد عروساشم دست جمعی میان هی میره در میزنه صدا نکنید اب باز نکنید صدای پمپ بلنده فلانه بساره خب مردم دهنشونو ببندن توام حق داری مگه میشه دست پای بچه رو بست چه میشه کرد

همسایه ما تا حالا گلایه نکرده شایدم حس کرده چیزی بگه من پارش میکنم چیزی نمیگه

مستاجر هستین یا خونه از خودتونه عزیزم؟؟

وای چرا اصلا جواب میدی بلاکش کن

حالا ما خونه مون ویلایی شب و روز دعامیکنم بریم آپارتمانی پر وسیله هست مشت مشت خاک میریزن تو حیاط و میزارن تو مشتشون یا هرچیزی دستشون باشه میارن رو سکو بعد آب میریزن ی چیزی میگم ی چیزی میشنویی همش خونه مون کثیف گرد و خاک همش آبو باز میکنن شیلنگ به دست پتو شوره دیروز خاک ریختن تمیز کردم بعد برق متو گرفت خدا خودش نجاتم داد
مزایا و معایبی داره ویلایی بودن‌

توام اون مهمونش آمد سر صداش آمد پیام بده چرا تلافی نمیکنی که پرو بشه
من به جان بودم اینقدر سروصدا میکردم حالش جا میومدش

هرموقع تاپیک میزاری از مهرسام میگی من احساس میکنم خودم راجع ب دخترم نوشتم اینارو🥲😵‍💫
اره واسه ماهایی ک بچه هامون شیطونن فقط ویلایی جوابه. یا طبقه اول باشی پایینت پارکینگ باشه فقط. این همسایتون خودش بچه نداره ک اینقد فضایی فکرمیکنه راجع ب بچه ها

وای از دست همسایه غرغرو
اون اگر جای ما بود چی ،ما طبقه اولیم طبقه دومم یه خانمه هست ک هیچ وقت نیست خونش،ولی طبقه سومی ۴تا بچه داره صدای پاشون تا خونه ما میاد یعنی پدرمو درآوردن از بس بی مسئولیتن،تواپارتمان سروصدا میکنن جیغ و داد

چه همسایه های مضخرفز دارید.. اه حالم بهم خورد ازشون..
یبار پیام بده وقتی بچم 5سالش شد شاید بتونم اینایی ک میگیرو حالیش کنم الان نمیتونم هرغلطی میخای بکن

حالا ما طبقه پایینیمون تازه اومده اینجا به بهانه پول شارژ چقدره و ساختمون چطوریه اومد دم در یهو سرش انداخت تو من اصلا آمادگی نداشتم خونم ترکیده بود خیلی خجالت کشیدم
زنگ زدم شوهرم میگه ولش کن
میگم الان کلی پشت سرم حرف میزنه خیلی حالم بده😢
تازه سامیار نصف پرده هم کنده بود

سوال های مرتبط

مامان noyan مامان noyan ۲ سالگی
مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم
مامان الارا مامان الارا ۲ سالگی
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!