۷ پاسخ

تیزهوشان بره که چی بشه
وقتی دوست نداره
بزار رشته ای رو که دوست داره بره با خوشحالی و شادی نوجوونیشو بگذرونه نه با استرس و نگرانی

تاجایی ک من دیدم
باعث میشه بچه اعتماد بنفسش بیادپایین فکرکنه هیچی بلدنیس

چی کارش داری بچه ای که تو چهارده سالگی معدلش اینقدر خوبه اون هم پسرا که معمولا شیطنت دارن ،تو هر مدرسه ای می‌تونه موفق بشه ، بزار جایی که دوست داره درست بخونه

ببین خواهر من تیزهوشان رفت ریاضی انقدر سختش بود دیگه دیپلم و گرفت ول کرد گفت نمیکشم خسته شد ،خستش نکن از درس بزار انرژیش و بزاره برا کنکور

بجای تیزهوشان اگه علاقه داره کلاس زبان یا کامپیوتر بزارینش خیلی مفیدتره

عزیزم تیزهوشان باید آزمون بده قبول بشه ،به معدل نیست که
بنظرم زورش نکن،برادر من تیزهوشان میخوند بعدم دانشگاه خوب و شغل خوب داره خداروشکر ،چون خودش میخواست زورش نکردیم
آنقدر هم‌کلاسی داشت که به زور اومده بودن و نتونستن بخونن
ولی اگه بره خیالت راحت میشه چون هم محیط خوبه هم معلم ها خوبن

عزیزم منم معدلم ۱۹/۸۰ اینا بود ولی نه تیزهوشان رفتم نه رشته تجربی وریاضی . رفتم انسانی چون حس بهتری بهش داشتم مدرسه های تیزهوشان واقعا فشار میارن رو آدم اگه خودش دلش نمیخواد اصرار نکنید هر رشته و هر نوع مدرسه ای که دوست داره بفرستین

سوال های مرتبط

مامان آرتین مامان آرتین ۶ سالگی
سلام خانوما لطفا کمک کنید، پسر من اصلا و به هیچ وجه حاضر نیس درس بنویسه و بخونه اسم درس که میاد عصبی میشه و میگه دوس ندارم برم مدرسه اکرم برم میخوام شلوغ کنم و گوش نمیدم، معلم هم به شدت از دستش کلافه شده و میگه نمیشه کنترلش کرد اصلا گوش نمیده سرکلاس، حالا به نظر شما امسال که پیش دبستانی هست میشه بجای اینکه بره پیش دبستانی براش معلم خصوصی بگیر؟؟
انقد که من دارم از دست این بچه حرص میخورم و استرس میکشم که نگم هر روشی رو برای اینکه بره سرکلاس امتحان کردم ولی جواب نمیده، راضی میشه بره مدرسه ولی انقد که تو کلاس شیطونی میکنه و انجام نمیده تکالیف رو معلم از دستش شاکی هست، انگار با معلم لج کرده و معلم هم همش میگه دکتر بردینش؟ دکتر گفته میتونه بشینه تو کلاس مشکلی نداره؟؟ دیگه واقعا با این سوالاش اعصابم رو بهم ریخته، اینم بگم که من دکتر بردمش و گفت که این بچه از نظر هوشی جزء بچه های باهوش خیلی بالا حساب میشه ولی علاقه نداره به درس، لطفا نظر بدید چیکار کنم، ممنون میشم.
مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۵ سالگی
سلام مامانا خیلی چیزارو نمیشه به کسی گفت و درد دل کرد اما لااقل اینجا میشه گفت الان یخورده شرایطمون سخته میدونم شوهرم درگیر فکر و استرس و بدهی درک میکنم پسرم از اول بد تربیت شد و بد بار اومد کلا ۵ سال با مادرشوهر نشسم ی سالیه جدا شدم الان پسرم میزنتم حسابی گریه داد و بیداد بهونه لجبازی خرابکاری که هر روز ۵۰۰ باید سر چیزایی که خراب میشه بدیم الان دوباره ی بچه دیگه منم اینجا تنها فقط دو تا خواهرشوهر که اونام درگیر زندگیشونن پسرم فقط همینجارو داره بره الانم بخدا من خودم از زایمان اول به اینور عصبی کم تاب افسردگی خودمو کنترل میکنم دکتر رفتم دارو هارو ی ماه خوردم ول کردم موندم چیکار کنم الانم شوهرم هوار شد رو سر من که همه چی تقصیر تو هس تو گفتی ماشین بخر تو این بچرو بد بار آوردی تقصیر تو هس هر کسی بخدا ی چیزی بهم میگه این از شوهر خودمم که چاق به خودم صورتم نمیرسم ی جورایی از خودم بدم میاد هم هیکلم هم اخلاقم خودم از خودم زده شدم خیلی وقته کنار هم نمیخابیم شاید دو سه سالی هس موندم چیکار کنم وقت مشاوره گرفتم برا پسرم هنوز نوبت نداد از نظر روحی داغون جسمی همیشه مریض بدن درد کسل البته شوهرمم رفت برا مفدش دکتر بهش دارو افسردگی و خواب داد دو ساله داره میخوره با این حال درکش میکنم اما اون نه دو روز تو خونس از دست بچه روانی شد از من واقعا چه توقعی دارن