سوال های مرتبط

مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 ۵ ماهگی
پارت دو تجربه سز
بهم انتخاب بین بیهوش و بی حس دادن و من نمیدونستم چیکار کنم.. خودشون توصیه به بی حسی کردن و قبول کردم.
اسونترین چیز تو کل اون مدت همون امپول بی حسی بود حتی از رگمم راحت تر زد و اندازه نیش پشه درد نداشت.
بی حس شدم و راحت شدم درد سوندم که دیوونم کرده بود تمام شد درد رگم تمام شد سنگینی شکمم تمام شد و فقط متوجه میشدم دارن شکمم برش میدن و تمام. صدای گریه آراد جان زیبا ترین معجزه اون روز بود. پمپ درد خواستم.
دکتر همچنان تو اتاق بود و رحم و لایه های زیرین رو دوخت ولی برای لایه های پوستی خودش نبود و کار دست تکنسین بود.
حالا منو بردن ریکاوری.. فشار رحمی چیزی یادم نمیاد اصلا ولی خیلی زود رفتم بخش و احتمالا بهم توی بی حسی دادن چون از تخت ها که جابحا میشدم کاملا بی حس بودم ولی خیلی ترسناک بود برام کاش یه فکری میکردن که نخان از تخت اتاق عمل تا بخش اصلا جابجا بشیم
بچه رو گذاشتن بغلم رفتیم بخش و کم کم دردام اومد... پمپ درد تا وقتی بود هیچی نفهمیدم اما همش خوابالود بودم... برا راه رفتن سرم گیج میرفت و ضعف داشتم.شب تا صبحم شیرم کم بود و پسرم مدام گریه میکرد.
مامان عشق من🎀 مامان عشق من🎀 ۷ ماهگی
ماجرای ما[قسمت پنجم]
بعد زایمان که ۷:۳۰بود و ۹و نیم ۱۰رفتم بخش دیگه برام سرم زدن و سرم رو نذاشتن رو بالشت باشه و گفتن ۶ به بعد با مایعاتی مثل چایی باید اروم اروم شروع کنم دیگه بعد اون بالشت گذاشتن و سونو رو سر ۶ در اوردن این خیلی قسمت بدی بود چون هی سرم میزدن دسشویی باید میرفتم که خب اینم برام خوب شد چون دردام رو کمتر میکرد مخصوصا اون سرم هایی که برای جمع کردن رحمم بود با اینکه فوق العاده درد کشیدم موقع اون سرم ها ولی به شدت راضیم چون بعدش دیگه دردای شکمم فوق العاده کم شد و راحت شدم الانم برعکس زایمان قبلی خیلی راحت راه میرم و به کارم میرسم و میرم سر بچمnicu و ... خیلی از دکترم راضیم با اینکه بیمارستان قبلی خصوصی بودم و دکتر ارشدی دکترم بود اصلا ازش راصی نیستم اون فقط با پول کار میکرد خدا ازش نگذره داغونم کرد مهناز ارشدی😶ولی این دکترم دکتر بی بی فاطمه علوی عالی بود و خیلی راضیم ازش هیچ دردی ندارم ولی سر اون چنان استرس کشیدم که میخواستم دیگه سزارین نشم😥