ماهم اینجوری بودیم و این موضوع روحیه منو داغون تر میکرد خصوصا ک خودش پا میشد میرفت سرکار دیگه روز ۹ بعد زایمانم گفتم پاشو بریم خونمون اومدیم خونه خودمون شاید اولش سخت بود ولی حداقل آرامش داشتم شب بچه رو میخوابوندم پیش شوهرم میخوابیدم😍😂
ب شوهرتم بگو جاشو بیاره کنار خودت خب چیه مگه
سلام خانما من ۱۶روز زایمان سزارین کردم الان واژنم خیلی میسوزه
چه داروهای استفاده کنم؟
پاشو برگرد خونتون . اگه هم مادرشوهر و مادرت خونتونن که تحمل کن چاره چیه
والا ما هنوزم اتاقمون جداس، شوهرم میره تو زیرزمین میخوابه که صدای بچه نشنوه، سرجمع 6 بار اونم روزا کنار هم نخوابیدم الان 80 روزه
چرابایدمادرمادرشوهرت بمونن خونتون
همه همین اند چند روز دیگه تحمل کن تموم میشه من یادمه سر دخترم سر ده روز. رفتم خونه خودم فرداش تب شیر کردم برگشتم خونه مامانم
خب عزیزم ده روز شد بفرستشون خونه، بعد ده روز خودت بچتو بزرگ کن، من تمام دوستام، خواهرم، اطرافیانم تا ده روز مادرشون کنارشون بود بعدش رفتن و اینا زندگی عادیشون کردن
من از اولین روز زایمان پیش شوهرم میخوابم یه دختر یک نیم ساله دارم پیش مامانم میخوابه تو پذیرایی و من وشوهرم و دختر دمم تو اتاق میخوابیم الان خیلی وقته هم مامانم رفت خونشون دیگه چهارتامون تو پذیرایی میخوابیم سزارین هم هستم
من تا ۲۳ روز خواهرزاده شوهرم پیشم بود رازی نبودم ک باشه الکی اومده بود هیچ کاری هم برام انجام نمیدادم خودم درخدمتش بودم همه کارها رو میکردم مجبور بودم مثل یه مهمون بود باید هرروز همچی آماده باشه براش خیلی اذیت شدم تا رفت جیگرم خون شد خیلی پررو بود خودم مریض خسته از لحاظ روحی هم بد ...
عزیزم درکت میکنم منم وقتی گردنمو عمل کردم بعد یک ماه مامانمو خواهرم خونمون بودن دیدم هیچجوره نمیفهمن مستقیم بهشون گفتم ..
توهم به مامانت بگو بامادرشوهرت پیش بچه باشن توبرو پیش شوهرت بخواب بچه شیر خواست بیاره پیشت شیر بده برا آروغ و تعویض پوشک ببرن پیش خودشون
من پناه که به دنیا اومده بود مامانم و مادرشوهرم نگهش میداشتن من با شوهرم میخوابیدم اصن نمیتونم ازش دور شم 🤣
اگر نمیتونی بهش بگو به خانواده ها بگه امشب میخوام کنار زن و بچه ام بخوابم😁
همه همبنن عزیزم تنها نیستی منم تا ۱۵ روز اینجوری بودم بعد که تنها شدیم پیش هم خوابیدیم و البته بعدشم درگیر بچه میشین هیچی دیگه مثل قبل که دو نفره بودین نمیشه به مرور عادت میکنی🙂
من ک خوشحالم بهتر ک دور شدم خیلی وابسته بودم و این اصن خوب نبود برا خودم بد بود
الانم برام مهم نیس کجا میره کی میاد هرکار کنه بدرک
خیانت ک دیدم دور نمیتونستم بشم ولی الان با وجودو بچه تخت میخابم و خوشحالم ک امده حداقل مستقل بشم
وضعیت همه امون همین بوده
اخر شبا برو پیشش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.