۱۱ پاسخ

توپ بازی
کلاغ پر
دالی بازی
توپ و اسباب بازی رو بریزیم تو یه سطل دگ
کتاب خوانی
تقلید صدای عروسک

سلام بنام خدا
باهم همدردیم که🥲😭😭یه دیقه از من دور نمیشه دقیقا مثل دخترشما
ارزوم ۵دیقه بازی کنه
یه سرویس باگریه اش میرم و میام

کاراتا رها کن بغلش کن

میگ پیشم باش تا بازی کنیم نهایتش تلوزیونو ده دقه تنها نگاه کنه

سلام قشنگم .اینکه بچه ها میچسبن به ماها برای سنشونه پسر منم اینجوریه یدونه قابلمه کوچیک میدم دستش با ملاقه پلاستیکی سرگرم میشه ولی خب نق رو میزنه میترسن تنها بمونن بخاطر همینه

هیچکاری نمیتونیم انجام بدیم گلم بچه منم دقیق مثل بچه شماس به اشپزخونه انگار حساس پام میرسه پیش گاز و سینک میاد میچسبه به پام جیغ میزنه باهیچی هم قانع نمیشه و بازی نمیکنه اون لحظه میگه فقط منو بغل بگیر باید بغلش کنم اشپزی کنم دیگه گردن درد و کمردرد شدم.اینجا جالبه مامانمم میره تو اشپزخونه بااونم همینکارومیکنه. بکارامم بخوام برسم میزارم خونه مامانم بکارام میرسم

یچیزی مثل نخود ولوبیا بریز تو ی ابکش یکی دیگه هم خالی بزار جلوش بهش بگو با قاشق برداره و جابجا کنه و بازی کنه سرش گرم شد کاراتو بکن یا توبزار تو یظرف و اونکارو کن چاره ای نیست باید بسازی باش

من تلویزیون هم اگه روشن کنم پاش نمیشینه فقط کنار خودمه خیلی اعصبانی میشم خودمو کنترل میکنم ک

دالی بازی کن ازش فاصله بگیر مثلا در یخچالو باز کن برو پشتش دالی بازی کن تا عادت کنه از استرسش کم شه فاصله بگیر برقص بپر هوا اینکارارو انجام بده ک عادت کنه

اقتضای سنشونه

هامین اصلا اینجوری نبود دو سه روزه مدام میگه بغلم کن دگه کم اوردم فقط میخام خودمو خفه کنم هیچ کاری نمیزاره انجام بدم
خسته م خسته😔😭

سوال های مرتبط

مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۰ ماهگی
سلام مامانا
من چند شب پیش دوستانم رو دعوت کرده بودم خونه مون
بعد بچه هاشون رفته بودن اتاق آروید بازی کنند منم یک سری از اسباب بازی های آروید رو دادم بهشون که اینا باهاش بازی کنند همسرمم رفته بود تو اتاق بهشون تاکید کرده بود که به این یکی اسباب بازی ها که اتفاقا بالا بودن و دست بچه ها بهشون نمیرسید دست نزنن
بعد آخر شب یهو دیدم یکی شون اومد بیرون و هواپیما آروید که جز همون دست نزن ها بوده رو آورده جلو من که خاله ببخشید من اینو شکستم ( بچه ۴ ساله) منم گرفتم ازش گفتم با مهربونی بهش گفتم مگه عمو وحید نگفت دست نزنین به اینا / همسرمم که با بچه ها شوخی میکنه اسباب بازی رو گرفت گفت اشکال نداره منم اومدم خونه تون اسباب بازی تو رو میشکنم
بچه هم گریه کرد منم بغلش کردم بوسش کردم گفتم نه عمو وحید شوخی میکنه
حالا کلا حالم خرابه که چرا اسباب بازی که هنوز خود بچه ام باهاش بازی نکرده رو یکی دیگه اومده شکسته/ رفتار درست چیه؟
در اتاقش رو باید میبستم یا نه؟