۳ پاسخ

دردش چطور بود ؟
قابل تحمل بود؟
یا با جیغ و داد؟

دقیقا چند هفته دردت شروع شد؟

وای این دردای آخر وحشتناکن
یدونه زایمان طبیعی داشتم
از شیش سانت به بعد اصل درده

سوال های مرتبط

مامان یاسین👶🏻🤎🧸 مامان یاسین👶🏻🤎🧸 ۹ ماهگی
پارت ۴
ولی اصلا جیغ نمیکشیدم چون میدونستم ب ضررمه همش تنفس دم و بازدم انجام می‌دادم یا فقط آه و ناله ارو میکردم تو خودم میریختم و از خدای مهربونم و آل محمد(ص) میخاستم ک کمکم کنن🥺❤️‍🩹 تا زایمان راحتی داشته باشمم خلاصه رفتم رو تخت معاینه ام کرد رفته بودم رو ۶ و نیم سانت بودم گف خیلی خوبهه بعد یهو یه کوچولو جیغ زدم گف اصلا جیغ نزن خودت اذیت میشی منم حرف گوش کن بودم دیگه جیغ نزدم
گف اگ میخوای برو سرویس بهداشتی منم رفتم
ماما دوباره اومد گف میخوام سوند بزارم ادرارتو خالی کنم
من چیزی حس نکردم زود کارشو انجام داد بعد سوند رو کند
بعد شانسم خیلی مامای خوبی بود قربونش برم بغلم کرد بهش گفتم کمکم کن گف عزیزم کمکت میکنم دخترم نگران نباش🥹🥲
خلاصه بهم گف هر وق درد یا همون انقباضت اومد زور بزن منم انجام میدادم خودش متوجه میشد انقباصم کی میومد هی بهش میگف زور بزن زور بزن حالا به نفس عمیق بکش استراحت کن بعد دوباره انقباض اومد گف درد اومد گفتم اره گف زور بزن حالا یه نفس عمیق استراحت بعد بهم گف خیلی خوب داری پیش ممکنه اصلا بخیه نخوری هم‌ بچت ریزه هم تو خیلی داره کمک میکنی
هی بهی میگف زور ...یه نفس بکش..استراحت بین حرفاش اهنگ بهنام بانی ستاره میشی تو آسمونم تو شدی ماهو دادی نشونم رو میخوند😂✨
یا چون اسمم هنا هست واسم میخوند هنا هنایی تورو تو صحرا دیدم نمدونم چیی😂
مامان پناه🎀👶🏼 مامان پناه🎀👶🏼 ۴ ماهگی
پارت 2
و من رفتم کل این یه ساعت و فقط پیاده روی کردم و راه رفتم پله زدم
و ساعت 6 رفتم ان اس تی گرفت و هیچی نگفت
گفت برو ساعت 7 و نیم بیا دوباره نوار قلب بگیرم
ساعت 6 رفتم و همچنان راه میرفتم. شوهرمم بود تو محوطه باهام راه میرفت
میرفتم. تو دسشوی اسکات میزدم هی. پله میزدم راه میرفتم
ساعت7 و نیم رفتم ان اس تی گرفت و معاینه کرد گفت یه سانتی
میگفتم. بستریم کنید اصلا. گردن نمیگرفتن
بعدش خود دکتر و مامانم گفت بستریش کنید وقتش گذشته
دکتر گفت باشه بستری میکنم صدام زد دوباره معاینم کرد گفت یه سانتی
برو دوساعت راه برو و بعد بیا دوباره معاینت کنم دردم داشتم هی دردای پریودی کوچولوی میگرفت و ول میکرد
ساعت 8 رفتم تا ساعت 10 رفتیم بیرون یه شامی خوردیم و من فقط راه میرفتم پله میزدم میرفتم هر جا سرویس میدیدم میرفتم اسکات میزدم
رفتم دوباره معاینم کرد گفت همون یه سانتی
و از بس معاینه شده بودم سوزش گرفته بودم
دوباره گفت برو و دو ساعت دیگه بیا معاینت کنم
رفتم تا 12 و نیم و فقط پله زدم
12 و نیم رفتم و همون یه سانت بودم
اخرش از بس راه رفته بودم زدم زیر گریه گفتم دیگه توان ندارم
توروخدا بستریم کنید مامانمم گفت بستریش کنید من اینو ببرم خونه خدای نکرده واسه بچش اتفاقی بیفته شما جواب میدید...
مامان Diyako مامان Diyako ۴ ماهگی
زایمان طبیعی
پارت سوم
شوهرم تا اومد خونه خاست ببردم دکتر ولی قبول نکردم با مادرم نهار خوردن و منم ظرفارو شستم و کم کم شروع کردم اماده شدن وقتی رفتم بیمارستان ساعت ۲/۳۰ بود معاینه شدم ک دید دهانه رحمم ۴ ساعت و ۴۰ درصده ک ب گفته ماما همراه ام اماده زایمان بودم....
ساعت ۳ بود ک بستری شدم و پرستار برام یه امپول فشار زد تا ماما همراه ام برسه....
درد هام شدید تر شده بود ولی همش راه میرفتم و اسکات میزدم اصلا ننشستم ماما ام ک اومد سابقه زایمان مادر و خواهر هام رو پرسید و یبار دیگه معاینه کرد باز همون ۴ سانت و ۴۰ درصد بودم ولی با درد شدید تر چندتایی ورزش داد و اخر سر گفت طبق سابقه خانوادگیت کیسه آبت پاره بشه بچت میاد...
کلی روی توپ نشستم ولی پاره نشد اخرش هم خود ماما پارش کرد و از رو تخت بلندم کرد.... منو رو ب تخت نگه داشت و با روغن کمرم رو ماساز داد و طوری ک یه لحظه احساس مدفوع شدید بهم دست داد ولی حتی ادرار هم نداشتم چه برسه مدفوع از صبح هم هیچی نخورده بودم....
بعد این کار باز منو رو تخت نشوند و کف پاهام رو ب هم چسبوند....
مامان دنیز🩷🌊 مامان دنیز🩷🌊 ۱۰ ماهگی
مامان رستاوفرهان
🧸 مامان رستاوفرهان 🧸 ۶ ماهگی
((تجربه زایمان طبیعی ))
چهل هفتم کامل بود رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت دوسانتی بستری شو و ترشح زیادی هم داشتم تا لباس هامو عوض کردم رفتم داخل اتاقم اومدن دوباره معاینه کردن گفت سه سانتی خوب داری وپیش میری و کیسه اب رو زدن دکتر گفت یه ان اس تی ازت میگیرم بعد بیا پایین از تخت تا ورزش کنی ساعت شیش و نیم بود سرم رو بهم وصل کرد یه آمپول هم زد توش و من شروع کردم به ورزش بازم یکم دردم شروع شدبرام توپ آوردن گفتم روی اینم ورزش کن خلاصه دردای خفیفی داشتم اومدن معاینه کرد گفتن چهار سانتی گفتن دردات شدیده گفتم نه هی یه چیزایی میریختن توی سرمم بهم گفتن برو روی تخت حالت سجده برو خیلی بهت کمک میکنه یک ساعت و نیم گذشت معاینه کردن هفت سانت بودم از تخت اومدم پایین احساس فشار داشتم توی معقدم و یکم درد داشتم ناخودآگاه زور زدم و سر بچه اومد پایین و دکتر رو صدا کردم وقتی دیدن سربچه رو با عجله اومدن بالاسرم برش زدن و با سه تا زور پسرم بدنیا اومد کلا دوساعت طول کشید زایمانم
فکر کنم چون با زایمان قبلیم فاصله کمی بود ۱۷ماه پیش بود زایمانم آسون بود سره دخترم ولی اذیت شدم پنج ساعت درد کشیدم ولی بعدش خونریزی کردم و معاینه ها و ماساژ ها اذیتم کرد