سوال های مرتبط

مامان هلسا مامان هلسا ۴ سالگی
مامانا من چرا وقتی شوهرم خونه اس.اصلا بهم خوش نمیگذره حس میکنم اصلا دوسش،ندارم فقط میخوام بگذره اصلا طاقت دیدن خوشی هام رو نداره مخصوصا وقتی خواب هستم یا پسر بزرگم رو دوست دارم باهاش خوبم همه اش میخواد یه جوری بین منو و اون دعوا راه بندازه.میونه ام رو با رفتارش با همه بد کرد حتی خانواده ام.با آدمای اطرافم با مردای اطرافم رفتارش فرق داره حس میکنم داره دستکاری روانیم میکنه بعدا خودش،میره بیرون با اطرافیان بگو و بخند میکنه و خودش رو آدم خوبه جلوه میده مثلا وقتی میمونم خونه غذا درست میکنم نه.ز.د.یکی میکنیم بعدش،یه آدم دیگه میشه.خودش قبلا میگفت یه لحظه ازت متنفر میشم.بعد از ظهرش دارم کارم رو میکنم یهو میگه تو چرا بیرون نمیری دم در بشینی پیش همسایه ها.بیرون میرم خب آدم خسته اش میشه خواب هستم میگه تو چرا همه اش خوابی نمیای پیش من.نمیدونم وقت نمیکنی بیای پیش من بخوابی و چرت و پرت.یا میگه ببین فلان زن اینجوره تو نیستی اصلا تو زندگیم گیجم کرده.هم پول نداره و نمیده هم میگه ببین فلانی اینجوره اونجوره خسته ام کرده بیست ساله.دیگه خسته شدم
هر روز یه جوره
فرزندپروری پوشک شیرخشک پمپرز
مامان نفسم مامان نفسم ۵ سالگی