مامانا من چرا وقتی شوهرم خونه اس.اصلا بهم خوش نمیگذره حس میکنم اصلا دوسش،ندارم فقط میخوام بگذره اصلا طاقت دیدن خوشی هام رو نداره مخصوصا وقتی خواب هستم یا پسر بزرگم رو دوست دارم باهاش خوبم همه اش میخواد یه جوری بین منو و اون دعوا راه بندازه.میونه ام رو با رفتارش با همه بد کرد حتی خانواده ام.با آدمای اطرافم با مردای اطرافم رفتارش فرق داره حس میکنم داره دستکاری روانیم میکنه بعدا خودش،میره بیرون با اطرافیان بگو و بخند میکنه و خودش رو آدم خوبه جلوه میده مثلا وقتی میمونم خونه غذا درست میکنم نه.ز.د.یکی میکنیم بعدش،یه آدم دیگه میشه.خودش قبلا میگفت یه لحظه ازت متنفر میشم.بعد از ظهرش دارم کارم رو میکنم یهو میگه تو چرا بیرون نمیری دم در بشینی پیش همسایه ها.بیرون میرم خب آدم خسته اش میشه خواب هستم میگه تو چرا همه اش خوابی نمیای پیش من.نمیدونم وقت نمیکنی بیای پیش من بخوابی و چرت و پرت.یا میگه ببین فلان زن اینجوره تو نیستی اصلا تو زندگیم گیجم کرده.هم پول نداره و نمیده هم میگه ببین فلانی اینجوره اونجوره خسته ام کرده بیست ساله.دیگه خسته شدم
هر روز یه جوره
فرزندپروری پوشک شیرخشک پمپرز

۶ پاسخ

شما هم عین خودش رفتار کن بگو فلان مرد انقد زنش بالا میبره یکسره بهش پول میده احترام میزاره بهش

باهرکسی باید عین خودش رفتار کرد، تقریبا منی ولی من کلا ازش سرد شدم ومتنفرم بزودی تو اولین فرصت که پول دستم بیاد میرم درخواست نفقه میکنم

این رفتارهایی که گفتی از شوهرت همش ریشه در کودکی داره کودکی کمبود محبت داشته

خواهر حرفای منو قشنگ تو این پیام نوشتی
شوهر منم خودشیفته است و کودکی خیلی بدی هم داشته
خیلی دستکاری روانیم کرده الان با هیچکس رفت و آمد ندارم و منزوی و گوشه گیر شدم

بخدت برس خوش باش بیخیال همه مردا مثه همن یا برین پیش مشاوره،اون بچهام هم گناه دارن زندگی شمارو میبینن فردا ازدواج کنن دخترمردمو مثه خدت بدبخ میکنن

من فکر میکنم کمبود محبت داره از جانب شما .مردا حتی نسبت به بچه خودشون هم حسادت دارن .یه مدت همونجوری که به بچه هات محبت میکنی باهاش رفتا کن

سوال های مرتبط

مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
خیلی دلم گرفته
انقدر میشینم با خودم فکر میکنم سردرد میگیرم
اصلا نمیدونم چیکار‌کنم واقعا تو دو راهی سختی گیر کردم
شاید مسخرم کنید بگید تو این شرایط به فکر چی هستی ولی واقعا دلم به حال حسین میسوزه
همش گریه میکنه میگه تنهام یکسره دعا میکنه بارون میاد از پنجره بیرون رو نگاه میکنه میگه خدایا بهم داداش بده یه جوری مظلوم از تنهاییاش میگه دلم به حالش کبابه گریه میکنه میگه من آدم تنهایی هستم همه داداش و آبجی دارن من ندارم 😔😔
از طرفی خودمم هیچ وقت نظرم روی تک فرزندی نبوده و آرزومه یکی دیگه هم بیارم ولی تو این شرایط واقعاااااا میترسم از لحاظ مالی میتونیم ساپورت کنیم ولی از لحاظ شرایط مملکت که رو هواس میگم
از طرفی سنم داره میره بالا ۳۴ سالمه و تنبلی تخمدان شدید دارم که احتمال داره اصلا ماه ها طول بکشه تا باردار بشم،
همسرم میگه بسپر به خدا اقدام کنیم بچه داره بزرگ میشه گناه داره ولی من‌ نمیدونم کدوم کار درسته😭😔
هر جا میریم حسین التماس بچه ها میکنه باهاش بازی کنن ولی اونا چون چند تا بچه هستن تو خونه خودشون بازی میکنن دیگه به حسین میرسن تحویلش نمیگیرن میگن باهات قهرم اینم میشینه یه گوشه گریه میکنه😔😔😔
مامان گل پسر مامان گل پسر ۵ سالگی
شیشه شیر پوشک
شیر خشک
سلام مامانا خوبین
میشه بگین شما بودین چیکار میکردین من دوهفتس عمل کردم ۵روزی خونه مامانم بودم و بعد با هزار زور اومدم خونه میگف تو خونت اذیت میشی هی کار کنی. با مادرشوهرم تو یه ساختمون هستیم من براشون عروس خوبی بودم تا الان. وقتی اومدم خونه خیلی درد داشتم اصلا سرپا نبودم به مامانم گفتم نمیخواد بمونه و مادرشوهرم اینا هستن اونم قبول کرد ولی حتی مادرشوهرم یه بار زنگ نزد بگه ناهار من درست میکنم تو اذیت نکن خودت رو شوهرم هم اصلا نبودش کارش جوری که شیفت داره روز عید شوهرم نبودش من و پسرم تنها بودیم بعد ساعت ۱ظهر پسر خواهرشوهرم اومد خونمون من فهمیدم اومدن اونجا حتی یه زنگ نزد بگه ناهار بیا پایین خیلی دلخور شدم .حتی خود خواهرشوهرم نیومد یه سر بهم بزنه من وقتی زایمان کرد رفتم بیمارستان پیشش .ولی خیلی نارحت شدم حتی یه سر نیومد بهم بزنه .خیلی از دستشون عصبانی هستم منم به پسرش گفتم برو پایین میخوایم غذا بخوریم .ولی دلم خیلی گرفته به بعضی آدما نباید خوبی کرد مثل خانواده شوهر من