۴ پاسخ

منم بخاطر وزن بچم باید سزارین بشم🥲 خیلی میترسم نمیدونم چرا

آخه اینجا بعضی بچه بستری میشه کلی پول میدن

قدمش پربرکت باشه براتون خداحفظش کنه عزیزم
الهی شکر

انشاءالله عزیزم خداروشکر آمدین خونه هزینش چیقدشد

سوال های مرتبط

مامان تیارام 🩷 مامان تیارام 🩷 ۵ ماهگی
تجربه سزارین سهه.. خلاصه منتظر موندم تا برم اتاق عمل چون همه چی یهویی شد سریع زنگ زدم شوهرم گفتم من دارن میبرن اتاق عمل اون سریع خودش رسوند خودش منو تا در اتاق عمل برد .. رفتم آمپول بی حسی اصلا. دردی حس نکردم .. گفتن بخاب آروم بعد ده دقیقه صدای دخترمو شنیدم .. تیکه بد داستان اینجا بود ک من می‌شنیدم میگفتن الان مادر جان خودشو از دست میده سریع ی کاری کنین می‌دیدم پشت پرده ده نفر ریختن رو شکمم خون ریزی شدید داشتم بند نمیومد کل اتاق عمل شده بود خون .. خیلی فشار دادن من بی حس بودم .. تا بردن ریکاوری منو .. خیلی درد داشتم خیلی .. یعنی اونجا مرده بودم از درد فقط هوار میزدم .. دیدم س نفر اومدن بالا سرم ماساژ شکمی دادن من از هوش داشتم میرفتم .. بی حسی رفته بود س نفر افتاده بودن رو شکمم خیلی خیلی سخت بود .. بعدش انقد هوار زدم دکتر اومد بالا سرم گفت براش یکی از قوی ترین مسکن ها رو بزنید ک توش مخدر داشت .. اونجا همه میگفتن اصلا اینو برا کسی نمیزنه واقعا دلش سوخته ک برات مسکن زد 🤣خلاصه بعد نیم ساعت منو بردن بخش اونجا هم باز منو ماساژ رحمی دادن خیلی بعد عمل سخته خیلی ... بعدش ک دوسه روز بستری بودم بخاطر خونی ک از دست رفته بود برام کیسه خون وصل کردن و فرداش ب زور بلندم کردن راه رفتم . خلاصه بخام بگم من واقعا زایمانم سخت بود چون ۲۰ روز قبلشم همونجا بستری بودم تا زایمان یهویی ریختن سرم بیمارستان دولتی همینه دیگه آموزشی .. ولی خدارو هزار مرتبه شکر دخترم صحیح سالم با وزن ۴ کیلو آومد تو بغلم😍🫰
مامان آریا و آوینا💕 مامان آریا و آوینا💕 ۸ ماهگی
۷ ماه از بارداریم با وجود یه پسر سه ساله و کمکی نداشتن خیلی خوب گذشت اوایلش سخت بود حس وحال پسرم رو نداشتم و ویار واینا اما یکم ک گذشت به شرایط عادت کردم..بارداری برام شیرین شد همش میگفتم سرپسرم انقد سختی کشیدم این بارداری خیلی شیرین و حالم خوبه رفتم ۶ماهم شد رفتم مسافرت برعکس زمان پسرم اصلا ویار نبود هرچی دوسداشتم میخوررم...تارسیدم به هفته ۲۸ رفتم سونو گفت آب دور بچه ات ۷....وای بدترین روزا شد برام دقیقا از همونروز دکتزم سرم درمانی شروع کرد تا هفته ی پیش تو ۳۱هفته اومد روی ۶بازدکتر یهفته بستریم کرد اومد روی۸ مرخص شدم و هروز سرم زدم روزی ۶ لیتر فیکس اب خوردم اب میوه و شیر و این چیزا هم ک جای خودش...تا یهفته پیش روزای پرازاسترس و سختی بود ولی گذشت خداروشکر❤امشب اومدم بستری شدم تا سزارین بشم ۳۷ و ۳روزم دکترمیگه دیگه صلاح نیست بمونه منم سپردم به خدا دوستای گلم برام دعا کنید فردا دخترکمو صحیح و سالم بغل کنم خودمم زایمانم خوب باشه❤انشالله این روز قسمت همه ی چشم انتظارا باشه و