۲ پاسخ

سلام سامرند هم از این حالت ک میگید بدتر بود باشگاه کودک گذاشتم اینطور ک ما تو سالن کناری منتظر بچه هاییم استرس دوری از مادر رو ندارن خدا رو هزار مرتبه شکر نسبت به قبلش بهتر شده قبلا بچه میدید فقط گریه میکرد

بزارش مهد کودک یا کلاس های گرو درمانی من مرسانا کلاس گرو درمانی گذاشتم بچه ها با یه معلم که روانشناس کودک هستش با هم بازی می کنن ولی هدف مند مثلا نه گفتن اعتماد به نفس چه جوری حقشون بگیرن مثلا قبلا دختر من دختر داییش اسباب بازی هاشو برمی داشت گریه می کرد اونم فهمید بود چه خبر میومد مرسانا رو ناراحت می کرد ‌ولی الان بهش میگه مثلا عروسک من و بهم پس بد همین الان اونم میبینه دیگه گریه نمیکنه بهش میگه مرسانا میشه باهم با عروسکت بازی کنیم

سوال های مرتبط

مامان ایلیا جونم❣️ مامان ایلیا جونم❣️ ۴ سالگی
خانوما ی مشورت میدین

میگم وقتی خونه ایم ایلیا اصلا با وسایلش بازی نمیکنه یعنی بهت بگم شاید کلا ی ربع با توپش شوت بزنه و شایدم کلا تو روز ی ربع هم با ۴ تا اسباب بازی ور بره همینننننن

همش یا باید با ما مشغول باشه یا کارتون تلویزیون یا همینجوری میخوابه کف زمین و رو مبل و‌غر میزنه و میگ حوصله م سر رفته و اینا من دیگ انقدددد قاطی کردم

دادو بیداد کردم ک اینهمه اسباب بازی ریخته اصلا بازی نمیکنی و دیگه برات نمیخرم و پاشو بازی کن و اینا خیلی دیگ عصبانی شدم
بخدا جرا ت ندارم ی روز خونه باشم صب تا شب چون همش میخواد کارتون ببینه یا همش باید من باهاش مشغوول باشم همین دو حالته ..

ولی خب خیلی دعواش کردم و‌جیزایی ک واقعا نباید میگفتم و‌گفتم🫤🫤🫤

کلا خیلی هی بهش میگم بازی کن برو با اسباب بازیات بازی کن چرا خودت بازی نمیکنی و.. حس میکنم حساستر شده اصلا بعد هی میگه مامان بازی کردم یا دارم بازی میکنم یعنی انگار خودشم استرسشو گرفته
نمیدونم واقعا چیکا کنم🙄🙄🙄🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۴ سالگی
سلام مامانا خوبین میگم چیکار کنم دخترم تحرک داشته باشه دارم روانی میشم اصلا خیلی خستس نه بازی نه چیزی خیلی زود خسته میشه اسباب داره خیلی کم بازی میکنه اصلااااا تحرک نداره وقتی چیزیم خورده بتونه هضم کنه😭💔فقط یه جا نشسته
پسرم بخدا از دیوار راست میره بالا انقدر شلوغه بخدا دلم میخواد اینم شلوغ کنه بزنه همه چیو داغون کنه انقدر بپر بپر کنه اخرش خودم خسته بشم بگم دیگه بسه ولی اصلا اینطور نیست😔
علتش چی میتونه باشه
شوهرم انگار این بچش نیست اصلا به دکترشم نمیبره این دوسالم که میبردم بخدا هروز خونمون دعوا بود😔😔 از دیشب صورتش ورم کرده بود الان کم کم ورمش میخوابه ولی بازم هست ورمش هست
دیشب اصلا هیچی بهش نداده بودم یهویی صورتش ورم کرد
وقتی چیزی بهش بدم نسازه ورم میکنه ولی دیشب چیزی نخورده بود
خستم خیلیییی خسته دلم میخواد فقط بخوابم اصلا حال ندارم دلم میخواد بشینم با صدای بلند گریه کنم ولی به خاطر بچه هام نمیتونم😔💔
ببخشید بابت طولانی بودن متنم دلم پرههه خیلیییی