۱۲ پاسخ

شوهرم شب کار بود گفت خودم میرم جواب ازمایشتو میگیرم چون بیمارستان ازمایش دادم بعد زنگ زد گفت مثبته یه ساعت پشت تلفن گریه میکردیم اون زودتر فهمید

من قبلداز موعد پریودیم لکه بینی لانه گزینی داشتم همون موقع به شوهرم گفتم فکر کنم خبرای در راه ولی بزار تا پریودیم ۳ روز از موعد گذشته بود بی بی چک زدم مثبت شد رفتم ازمایش دادم مثبت بود چون من یکی سقط کردم بودم سریع به شوهرم گفتم که حدسم درست بود باردارم

هیچی رفته بودیم شمال مسافرت
موعدم گذشت ۲ روز عقب انداختم بی بی چک زدم دیدم مثبت دیگه اصلا انتظارشو نداشتیم چون اولین اقدام بود میگفتیم به این‌زودی که نمیگیره حالا !!!
دیگه دیدیم نه مسافرتمون ۳ نفره بوده😁😁

من روز عاشورا بود رفتیم بودیم روستا واسه نذری ک داشتیم
ی روز مونده بود ب پری گفتم بزار ی بیبی تو کیفمه بزنم زدم دیدم مثبت شد
ولی هیچی نگفتم
فرداش ب شوهرم گفتم میخام برم ازمایش فک کنم باردارم
من‌رفتم ازمایش این هر ۱۰ دقیقه زنگ ک چیشد
جواب ازمایشم ۲ساعت بعد اومد من زنگ زدم با ی حال نزار گفتم منفیه
عصرم پیام دادم پریود شدممم اینم گفت فدای سرت و اینا اومد خونه منم ی لباس خریده بودم با بیبی و جواب ازمایش گذاشتم اینم از راه اومد منم قیافه ناراحت ب خودم گرفته بودم اینم هی بغل ک فدا سرت یهو چشمش خورد ب اینا باورش نمیشد بچه
هی میکف جون من راست میگی🥺🤣❤️

واییییییییییی من دخترم 10 ماهش بود دومی و باردار شده بودم چن روز بود تهوع داشتم و از طرفی پریود هم نشده بود [من بعد از زایمانم پیش اومده بود گاهی یک ماه پریود نشم برای همین اون ماه هم پریود نشدم تعجب نکردم اما بعدش که دیدم حالت تهوع هم دارم مطمئن شدم خبریه و بهش گفتم بیبی چک بگیر]خلاصه که ما از مهمونی که برمیگشتیم بیبی چک گرفتیم و اومدیم خونه خوابیدیم و صبح که با دخترم بیدار شدیم سریع رفتم شوهرم و بیدار کردم دخترم و گزاشتم پیشش رفتم سرویس و بیبی چک زدم و در کمال تعجب و ناباوری دیدم دوتاخط بلافاصله افتاد و اینقدر شوکه بودم سریع اومدم رو مبل نشستم زدم زیر گریه😂شوهرمم که تو خواب و بیداری داشت با دخترم بازی میکرد تا صدای گریه امو شنید از جاش پرید که چیشده🤣بعد که بهش بیبی چک و نشون دادم تا یه رب میگفت داری الکی میگی این یعنی منفی تا راهنمای کارتون شو خوند اون وقت باور کرد واقعا مثبته دیگه تا شب توی شوک بودیم هی میگفتیم الان بایه دختر کوچیک دیگه باید چیکار کنیم😂😅

من یک هفته ار موعدم گذشته بود
شوهرم بی بی خرید عصر اومد خونه گفت بزن دیگه گفتم نه باید صبخ زود زد میخاستم فرداش بزنم وقتی نباشه
صبح قبل اینکع بره سرکار صدام زد کفت بیا برو بزن دیگه گفتم نو برو سرکار من الان حال ندارم بلند شدم آخر مجبورم کرد بلند سدم رفتم زدم دیدم مثبتع گفتم بزار الکی بگم منفی از سرویس اومدم بیرون گفتم منفیه گفت عه خب عیب نداره
بعد رفتم بی بی رو گذاشتم رو مبز جلوش ی نگاه به بی بی کرد هیچ عکس‌العملی نشون نداد
گفتم چرا خوشحال نشدی گفت خب تو میگی منفیه که گفتم نه دیگع مثبتع نگاه بی بی رو
گفت عه خب اینکه دو تا خط منفی روشه 🤣🤣🤣🤣 هیچی ذوق مارو هم کور کرد با خنگ بازیاش🤣🤣🤣🤣

من شوهرم از روزی که پریودیم عقب افتاد میگفت بارداری مطمئن بود چون منم بودم تاحالا یه روزم پریودیم عقب نیوفتاده بود تا ۶ روز هی بی بی چک میزدیم که مثبت بشه اصلنم سوپرایز نشد میگفت من مطمئن بودم بارداری😄

من همسرم کارش اینترنتی و تلفنیه و اکثرا خونه اس
همیشه دعا میکردم وقتی فهمیدم باردارم خونه نباشه تا بتونم سوپرایزش کنم
همسرم براش یه مسافرت پیش اومد و رفت ترکیه روزی که میخواست برگرده موعد پریودم بود و علایم بارداری داشتم
رفتم بی بی چک گرفتم و مثب شد
منم زودی با شمع و بی بی چک و یکسری چیزایی که داشتم خونه رو اماده کردم
گوشیمم گذاشتم یه گوشه که فیلم بگیرم
وقتی رسید زنگ زد که کلید ندارم درو برام باز میکنی؟
منم کلا استرس گرفتم یادم رفت فیلم بگیرم
همه ی شمع هارم نتونستم روشن کنم🤣
خلاصه چراغارو خاموش کردم و..
اومد جلو در گفت چراغا چرا خاموشه وقتی داخل خونه شد همونجا فهمید گفت بارداری؟🤣
خلاصه من گریه همسرم گریه و تا مدتها هنگ بود

ما با هم رفتبم واسه ازمایش
والا شوهرم انقدررررر مطمئن بود مثبته که نگو
اصلا یه درصدم شک نداشت

عزیزم مبارکه ❤️

من ای وی اف بودم . شوهرم بنده خدا بخاطر این ک من منفی شه من غصه نخورم نمیذاشت بی بی چک بزنم میگفت میریم آزمایش میدیم هرچی شد . من دلم طاقت نیاورد ۱۰ روز بعد انتقالم رفتم داروخونه دوتا بی بی چک خریدم اینقدر عجله داشتم تا خونه صبر نکردم رفتم مسجد نزدیک دارو خونه تو سرویس بهداشتی زدم مثبت شد😅 باورم نمیشد باز به شوهرم نگفتم فرداش اون یکی زدم دیدم مثبت به شوهرم گفتم میخواست گریه کنه😅

😂🥺ای خدااا مبارکت باشه گلک

سوال های مرتبط

مامان ورزشکار 💪🏻👼🏻 مامان ورزشکار 💪🏻👼🏻 هفته هفدهم بارداری
مامان نفس مامان نفس هفته بیست‌وپنجم بارداری