بماند به یادگار روز اولی که فهمیدم تو دلمی مامان جونی 🥹❤️۱۱/۰۹/۱۴۰۴❤️
مامانت ورزش فوق العاده سنگین میکنه روز اخری که خیلی حس بدی داشتم همه شاگرادام تو باشگاه گفتن نکنه بارداری؟؟ گفتم امکان نداره چندسال دیگه تو برناممم هست الان نه 🥹ولی با این حال از باشگاه که داشتم میومدم خونه رفتم داروخانه بی بی چک گرفتم اومدم خونه نزدم بی بی چک و بازم مقاومت کردم اون روز خیلی سنگین تمرین کرده بودم پرس پا ۱۴۵ کیلو زده بودم واسه همین میگفتم امکان نداره فردا صبح وسوسه شدم بی بی چک و زدم و دیدم مثبت شد بازم گفتم امکان نداره که رفتم آزمایش بتا دادم که ۱۷۶۳ بود رفتم دکتر زنان گفت عزیزم ۷ هفته تموم شده و تو ۸ هفته هستی قلب نی نی تشکیل شده اونجا بود که باور کردم تو وجودمی ،،من فهمیدم تو هدیه خدااااااا هستی مهبت الهی ❤️❤️❤️❤️❤️😭😭😭😭😭👼🏻👼🏻👼🏻👼🏻👼🏻🤍🤍🤍🤍🤍فرشته کوچولو مامان خوش بیای ،

تصویر
۱۱ پاسخ

واااای چقدر شبیه منی
منم مدیرباشگاهمون فهمید باردارم و من مقاومت میکردم.... تو راه برگشت هم بی بی چک گرفتم و بععععلله مثبت شد 😁

الهییی عزیزممم
درخواست دوستی میدین

مبارکه عزیزم 🦋🤍

😍😍😍😍😍

مبارکه😍😍

بسلامتی عزیزم بغلش کنی 😍

ایشالا بسلامتی بدنیا بیاد مبارک باشه 😍

مبارکه🥺❤️😍

مبارکه عزیزم

عزییزم😍😍❤️مبارکه

ای جان مبارکه عزیزم😍🥺🎀

سوال های مرتبط

مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیستم بارداری
چون اونجا باشگاه میرفتم از ۸۲ کیلو شده بودم ۷۶ ذوق داشتم به محض رسیدن به خونم رفتم ایران باشگاه نوشتم که ادامه باشگاه برم دو ماه پارسال بود گذشت شدم ۷۴ کیلو ذوق میکردم 🥰🥰🥰
ماه سومی بود که ایران بودیم پارسال
من هنوز عادتم رو بعد ۱۳ سال ترک نکرده بودم هر بار بی بی چک میزدم
ی روز دیدم من هی تکرر ادرار میگیرم گفت ای بابا کیست لعنتی باز برگشت لعنت بهت باز تکرر ادرار گرفتم
از علایم کیست تکرر ادرار هم هست
از علایم بارداری هم هست
اما چون من سابقه کیست و تکرر ادرار هر بار آزمایش که کیست هست دوفامید بخور دیگه یه‌پا دکتر شده بودم
ی روز عصر رفتم داروخانه دوفامید گرفتم با یدونه بی بی چک باز هم امیدی ته دلم اما ضعیف ضعیف بود
بی بی چک زدم منتظر اون خط تک قرمز لعنتی بودم که چشمام چهار تا شد اینبار برای اولین بار دو خط قرمز پررنگ دیدم لامپ دستشویی رو روشن نکرده بودم رفته بودم رو فرنگی حوصله نداشتم خب میگفتم منفی تو تاریکی هم میبینم
دو خط دیدم زودی پریدم لامپ روشن کردم دامنو کشیده نکشیده بالا پریدم رو تخت بی بی چک گذاشتم تو دستای همسرم بیدار شد گفت چیه این گفتم حامله ام 🥰🥰🥰🥰🫂🫂🫂
مامان نی نی مامان نی نی ۲ ماهگی
تجربه من از باردار شدن :
من سه ماه اواخر ۱۴۰۳ اقدام کردم و منفی میشد .خیلی حالم گرفته میشد.
خلاصه از فروردین ۱۴۰۴ دیگه با همسرم تصمیم گرفتیم بر اساس شرایطمون اقدام متوقف کنیم و فقط اصلاح سبک کنیم و از زمستان ۱۴۰۴ باز شروع کنیم .
من سوم تیر ۱۴۰۴ اخرین پریودم بود
۱۵ مرداد ۱۴۰۴ رفتم بتا چک دادم که کامل منفی بود و البته قبلش هم کلی بی بی چک منفی داشتم.
گفتم خب ۴۴ روزه پریود نشدم بذار برم دکتر زنان . با دو تا بتا چک منفی و کلی بی بی چک منفی رفتم دکتر زنان که چرا من پریود نشدم . دکتر برام قرص تحریک تخمگ گذاری داد و یک یری مکمل داد گفت اینا را بخور و بعد ۱۰ روز پریود میشی . و مطمئن باش باردار نیستی .
منم دیگه گفتم خب دوران قبل از پریوده با همسرم روابط ازاد داشتیم . اون تایم هم خیلی میل جنسیم زیاد شده بود .
من ۱۰ روز قرص خوردم و باز پریود نشدم .
۳ شهریور یعنی روز ۶۲ سیکل رفتم دکتر گفتم دکتر چرا پس من دریود نمیشم.
گفت یه سونو بده.
رفتم سونوگرافی واژینال ، گفت یه ساک بارداری خیلی کوچک داری . کمتر از ۴ هفته و اصلل جنین و اینا شکل نگرفته اینقدر کوچیکه . تازه سونوگرافه یه بیست دقیقه داشت بررسی میکرد تا مطمئن بشه .
خلاصه من شوک شده بودم
پریدم ازمایشگاه و بتا چک دادم که ۷۹۰ بود
رفتم دکتر گفتم پس چرا اینجوری شدم
گفت همون تایم ازاد که رابطه داشتی باردار شدی..
و دو روز بعدش مجدد بتا تیتر دادم و ۲۸۰۰ شد.
خلاصه که گاهی خدا برات جوری میچینه که معجزشو با چشم ببینی .
الان معجزه تو دلی من ۱۱ هفته و ۳ روزش شد و من هر روز بابت وجودش خدا را شاکرم .
انشالله هر کی دلش نی نی میخواد خدا دامنشو سبز کنه و هر که تو دلی داره انشالله به سلامتی بغل بگیره . بذای تو دلی منم دعا کمنین لطفا
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیستم بارداری
من چون سابقه تنبلی تخمدان داشتم خب میدونید پریودی نامنظم داشتم گاهی یک ماه نمی‌شدم وسط ماه‌ بعدی میشدم نزدیک دوماه
هر بار به امید بارداری بی بی چک میزدم هربار اون خط لعنتی قرمز تک تمام دنیام رو سرم خراب میکرد 😭😭😭
بعداً یاد گرفتم و متوجه شدم تنبلی تخمدان آینه شاید دو ماه هم پریود نشی اما بی بی چک منفی
دیگه هر بار با نامنظمی های پریودی با امید کمتری بی بی چک دل میببستم و اون تک خط قرمز خالی شده بود دنیای وحشت من😭😭😭
رسیدم به یه پریودی که دیگه در حد یکی دو روز بودم و خفیف
رفتم آزمایش دادم بلهععععععع
یایسگی زودرس به من نزدیک تر شد😭😭
ترسو تر از گذشته شدم چون میدونستم یائسگی یعنی همون نیم درصد تخمکم نیست دیگه
دیگه هیچی نیست همسرم هم که دریافت تخمک قبول نمیکنه
خدایا چه خاکی شد تو سرم از آزمایشگاه تا مطب دکتر از مطب دکتر تا خونه گریه کردم راه رفتم گریه کردم راه رفتم 😭😭😭😭😭متوجه زمان نشدم هوا روشن بود اون موقع هم ایران بودم خونه خودم اون تایم بخودم اومدم دیدم هوا تاریک داره میشه چراغ خیابونا روشن داره میشه
مامان نی نی کوچولو🐣 مامان نی نی کوچولو🐣 هفته هفدهم بارداری
خانما بیایین‌محض سر گرمی از اون روزی بگید که فهمیدین باردارین و برا اولین بار قراره مامان بشید
من خودم دوسال بود اقدام بود آخرشم با دارو باردار شدم سه روز عقب انداخته بودم ولی هیچ علائم بارداری نداشتم فقط حالت های پریودی مثل دل درد و پرخاشگری بی بی چک هم نزده بودم اصلا چون شده بود مثبت کاذب ببینم دیگه بدون این که به شوهرم بگم رفتم ازمایش بدون این که ذره ای امید داشته باشه به مثبت شدن تو همون عین یه خانومه اومد که یه هفته تاخیر داشت و بی بی چکش مثبت شده بود و هر دو مون باهم آزمایش دادیم البته اون خانم یه دختر بزرگ هم داشت که کنارش اومده بود و کلی ذوق داشت اون خانم که هی میگفت کمر درد دارم و مطمئنم باردارم منم تو دلم گفتم این خانم حتما مثبت میشه چون بی بی چک هم زده و من منفی میشه و بعد از گذشت ۴۵ دقیقه جواب ازمایش اومد اول برا اون خانم رو داد خونمه ازش پرسید مثبته یا منفی که بهش گفتن به دکترت نشون بده چون منفی شده بود نمیخواستن تو جمع ازمایشگاه بخوره تو ذوقش منم که مطمئن بودم که برا منم منفیه ولی تا رفتم جلو باجه با لبخند بهم گفت مبارک باشه مثبته از خوشحالی عین دیوونه ها گریه کردم همون جا که بعد دوسال و با کلی نا امیدی باردار شدم همیشه فک میکردم اگر باردار بشم حتما قلبن خودم حسش میکنم ولی این طوری نبود از اون موقع ۳ ماه گذشته و جالب اینجاست خانمی که جواب ازمایش منو بهم داد خودش بچه دار نمیشه اینو بعد ها که برای‌چکاپ های بارداری رفتم تو همون ازمایشگاه بهم گفت
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیستم بارداری
برسیم به همون آتش بس و تکرر ادرار من و یخ شدن پاهام ،🙃🙃🙃🙃🙃🙃
باز من گفتم با خودم ای کیست لعنتی باز اومدی دیگه در جریانید دیگه یه پا دکتر شده بودم رفتم داروخانه قرص دوفامید گرفتم طبق عادت مرزگونم بی بی چک هم گرفتم
اومدم گفتم فردا صبح زود میرم سرویس بی بی چک میزنم منفی بود باز قرص میخورم
صبح شد یهو همسرم دلش خواست با من رابطه داشته باشه با خودم گفتم الان منی می‌ره بی بی چکم خراب میشه بی آنکه بهش چیزی بگم گفتم بذار برم دستشویی بیام
از شب قبل بی بی چک باز کرده بودم تو حمام قایم کرده بودم اونجا سرویس فرنگی هم هست
آخه همسرم بارها به صدای باز کردن جلد بی بی چک مچمو گرفته بود می‌گفت ول کن ولی کن
یادتونه گفته بودم حرفه ای شده بودم دیگه بازیگر حرفه ای بودم😀😀😀😀😀
صبح رفتم سریع آزمایش زدم بچه ها منتظر بودم اون علامت تک خط نفرت انگیز ببینم باز مثل همیشه بیام با خیال راحت قرص کیست و تنبلی تخمدان و آسپرین بخورم
در کمال ناباورررررری
دو خط مثبت دو خط قرمز♥️♥️♥️♥️♥️🥰🥰🥰🥰بعد یکسال باز دیدمش...خدایا واقعیه
برگشتم به تخت بی بی چک گذاشتم رو دستاش چشماش باز کرد گفت چیه این گفتم مثبت
بچه هاااااا اینبار نگفت واقعی .اینبار فقط نگاهم کرد یجوری که گفتم الان میزنه زیر گوشم برگشت گذاشت رو عسلی سرش کشید خوابید🥺🥺🥺🥺🥺
من قسم می‌خوردم واقعی
از زیر پتو گفت ول کن ول کن باز داستان تازه شروع نکن
تازه برگشتیم به زندگی
تازه از دست موشک رها شدیم
تو دیگه موشک نزن به این زندگی