خانما بیایین‌محض سر گرمی از اون روزی بگید که فهمیدین باردارین و برا اولین بار قراره مامان بشید
من خودم دوسال بود اقدام بود آخرشم با دارو باردار شدم سه روز عقب انداخته بودم ولی هیچ علائم بارداری نداشتم فقط حالت های پریودی مثل دل درد و پرخاشگری بی بی چک هم نزده بودم اصلا چون شده بود مثبت کاذب ببینم دیگه بدون این که به شوهرم بگم رفتم ازمایش بدون این که ذره ای امید داشته باشه به مثبت شدن تو همون عین یه خانومه اومد که یه هفته تاخیر داشت و بی بی چکش مثبت شده بود و هر دو مون باهم آزمایش دادیم البته اون خانم یه دختر بزرگ هم داشت که کنارش اومده بود و کلی ذوق داشت اون خانم که هی میگفت کمر درد دارم و مطمئنم باردارم منم تو دلم گفتم این خانم حتما مثبت میشه چون بی بی چک هم زده و من منفی میشه و بعد از گذشت ۴۵ دقیقه جواب ازمایش اومد اول برا اون خانم رو داد خونمه ازش پرسید مثبته یا منفی که بهش گفتن به دکترت نشون بده چون منفی شده بود نمیخواستن تو جمع ازمایشگاه بخوره تو ذوقش منم که مطمئن بودم که برا منم منفیه ولی تا رفتم جلو باجه با لبخند بهم گفت مبارک باشه مثبته از خوشحالی عین دیوونه ها گریه کردم همون جا که بعد دوسال و با کلی نا امیدی باردار شدم همیشه فک میکردم اگر باردار بشم حتما قلبن خودم حسش میکنم ولی این طوری نبود از اون موقع ۳ ماه گذشته و جالب اینجاست خانمی که جواب ازمایش منو بهم داد خودش بچه دار نمیشه اینو بعد ها که برای‌چکاپ های بارداری رفتم تو همون ازمایشگاه بهم گفت

۹ پاسخ

خانمایی ک سنو ان تی رفتن تو سنو چ چیز های باید مشخص شه مثلا کدوم عضوش تشکیل میشه و تو سنو نشون داده میشه

من بعد از ۶ سال بدون هیچ تلاش خاصی طبیعی باردار شدم
البته قبلش همه راهها رو رفته بودم ولی بیفایده
جنگ که شد دیگه کلا ناامید شدم
پریودم که عقب افتاد اصلا رو حاملگی حساب نکردم فک میکردم خب حالا بخاطر استرس جنگ و موشک و ...
دو هفته تاخیر داشتم
رفتم ازمایش دادم، مثبت شدم
نمیخواستم به همسرم بگم تا سونوی قلب
ولی دیگه خیلی داستان پیچیده شد بعد از چند روز بهش گفتم

من که اولین بارداریم توی عقد بودم رفتم لباس عروسم و بپوشم غش کردم افتادم بعدش مزون داره بادم میزد میگفت لباستو و دوست نداشتی که غش کردی 😭😂 منم ۲۲ سالم بود تجربه نداشتم هنوز نمیدونستم خلاصه بعد عروسیم تازه بی بی چک گذاشتم فهمیدم باردارم دوباره از استرس غش کردم خلاصه داستان داشتم 🤣 بعدش جهیزیه و سیسمونی رو باهم مامان بابام خریدن رفتم سر خونم ۱ ماه بعدش دخترم به دنیا اومد

من بی بی چک زدم مثبت بود دیگه برا آزمایش بتا نرفتم ی شب رفتم سرویس لکه خون دیدم خیلی ترسیدم چون سال قبل سقط داشتم از ساعت ۱۲ شب گریه میکردم تا روز بعدش همش گریه میکردم رفتم دکتر اول آزمایش نوشت بعد هم سنو رفتم اونجا ک سنو گرفت صدا قلبش بود ولی من نفهمیدم همونجوری حالم بد بود اومدم بیرون برگه سنوو رو ب همسرم نشون دادم گفت مبارکه داری مامان میشی من باورم نمیشد تو برگه سنو نوشته بود جنین زنده ولی من نمیدیدم آنقدر استرس داشتم

منم از ۱۶ سالگی که پریود هام اذیتم میکردن دکترا بهم گفتن کلا نازایی برای همون اینجوری میشی
سال آخر مدرسه یعنی پارسال با همسرم آشنا شدم و عاشقش شدم اما بهش گفتم من مشکلم اینه اولا یکم تعجب کرد و فکر کرد شوخی میکنم بعدش دیگه فهمید واقعیه چون پریودام یا عقب میوفتاد یا جلو یا هم کلا پریود نمی‌شدم بعد خیلی درد داشتم شدیددددد دیگه هیچی باور کرد به حرفم
بعد گفت من کلا خودتو دوست دارم بچه اگه گیرمون نیومد از پرورشگاه میاریم مثل بچه خودمون بزرگش میکنیم از نوزادی میاریمش
دیگه هیچی دیدم یک سال شد باردار نشدم گفتم بریم بچه بیاریم کم کم داشتیم جمع میکردیم برا آوردن بچه که دیدم روز پریودم پریود نشدم شک کردم چون درد داشتم اما پریود نمی‌شدم اون ماه من بعد از روزای تخمک گذاری اقدام کردم و اصلا بهش فکر نمی‌کردم که باردار باشم هیچی دیگه تست زدم منفی شد مامانم گفت شبیه زنای بارداری چرا منفی شده داد زدم چرا حرف الکی میزنی من باردار نمیشم و فلان کلی گریه و کلا از خونه مامانم رفتم بعد چند وقت دیدم دو سه روز از تایم پریود گذشت و نشدم دیگه گفتم من باردارم واقعا حسش میکردم با همسرم رفتی آزمایش گفت مشکوکه انقد گریه کردم دعا کردم که مثبت شه وقتی مثبت شد و بهمون گفت از ذوق داشتم بال در میوردم زنگ زدم مامانم و فقط گریه میکردم دیگه از ذوق به سورپرایز نرسید همین تلفنی به خانوادم گفتم 🥹🩷

انشالله نینی هامون سالم و سلامت باشن عزیزم

من یه سال حامله نشدم بعد از یه سال سینهام به شیر اومده بودن اقدام بودم ولی چون قبلا هم سینهام یبار شیر اومده بودن پرولاکتین بالا بود پرسیدم گفتن اگر پرولاکتین بالا باشه حامله نمیشی من رفتم دکتر ک دارو بهم بدن برا سینهام دکتر برام ازمایش نوشته بود رفتم ازمایشم دادم یه روز بعد جوابش اومد رو گوشی فرستادم گهواره ببینم چیه همه نوشتن بارداری بعد رفتم به خواعرم مادرم گفتم فک کنم حاملع ام اونا توجهی نکردن چون من 50روز با اقام قهر بودم خونه مامانم بودم همون روزایی اومدم خونم حامله شده بودم اونا میگفتن به ای سرعت نمیشه دیگه فرستادیم ازمایشو برا یکی دوستا خواهرم گفت حاملع ای اوت دکتر بود دیگه خوشحال رفتم ساعت 12شب داروخونه بیبی گرفتم مطمعاشم دوتاشو همون شب زدم مثبت شد 🫠😍

من تنبلی تخمدان داشتم و همیشه پریودم عقب جلو میشد یا یه ماه نمیشدم هر بار هم بیبی چک میزدم منفی میشد دیگه عادت کرده بودم قصد بارداری هم نداشتم خلاصه یه هفته بود عقب افتاد پریودم بعد زیر دلم درد میکرد اعصابم ضعیف شده بود سینه هام درد میکرد همش میگفتم تاحالا اینجوری نشده بودم بعد یکی دوروز گذشت یه روز سره کار حالت تهوع شدید گرفتم مرخصی گرفتم همسرم امد دنبالم گفتم یه بیبی چک بگیریم ببینیم چیه بعد زدم مثل همیشه گفتم الان منفی میشه ولی دوتا خط پر رنگ قرمز شد 😲😲 با شوهرم جفتمون شوکه شدیم بلافاصله رفتم ازمایش دادم اونم مثبت شد دیگه رفتم دکتر فهمیدم 5 هفتمه

منم بعد یکسالو نیم اقدام
ماه پیش آمپول آزادسازی زده بودم
روز ۱۴ آمپولم تست زدم هاله کمرنگی داشت ازونجایی که قبلا هاله دیده بودم وپریود شدم دل نبستم بهش
بعدش دیگه تا ۷روز تاخیر تست نداشتم تو خونه
همسرم از سرکار اومد عصر آورد
بهش نگفتم .رفتم تست زدم دوتا خط پررنگ همون لحظه🥹از ذوقم گریه کردم
بعدش به همسرم گفتم🥰
منم دلدرد پریودی اینا داشتم همش

من سر پسرم دارو مصرف کردم بعد که عقب انداختم بیبی زدم بعد نیم ساعت هاله داشت گفتم حتما منفی رفتم آزمایش بردم که ببرم دکتر دارو بده پریود شم .حتی برا آزمایش خودم نرفتم بگیرم مطمئن بودم منفی شوهرم رفت گرفت و در کمال ناباوری مثبت بود

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا و ائمه مامان هدیه خدا و ائمه هفته بیست‌وششم بارداری
مامان فیت 🏋🏻‍♀️ مامان فیت 🏋🏻‍♀️ روزهای ابتدایی تولد
مامان توپچه مامان توپچه روزهای ابتدایی تولد
سلام خانم‌ها، منم میخوام از تجربه‌ی بارداریم بگم:
من ماه دوم اقدام باردار شدم، ماه اول روزی که تو اپلیکیشن زده بود تخم گذاری و دو روز بعدش اقدام داشتم و فکر میکنم تاریخ تخمک گذاریم درست نبود، چون لقاح انجام نشد و یک روز زودتر از موعدم پریود شدم.
ماه دوم دقیقا از فردای تموم شدن پریود شروع کردم تا یک هفته قبل موعد. تقریبا یک شب در میان رابطه داشتم گاهی هم فاصله زمانیش بیشتر میشد چون من تقویم نجومی رو هم برای اقدام برسی میکردم و روزهایی که مجامعت خوب نبود رابطه نداشتم. صبر کردم تا موعد پریودم برسه، دو روز که عقب افتاد بی بی چک گذاشتم و منفی بود، فرداش مجدد گذاشتم و بازم منفی بود، اما از اونجایی که اصلا سابقه‌ی عقب افتادن پریود اونم بیشتر از ۳ روز رو نداشتم و خط کنترل بی‌بی چک‌ها هم کم رنگ بودن احساس کردم خراب باشن (مارک vitaSign) برای همین به همسرم گفتم از یه مارک دیگه بره بی بی چک بگیره. (مارک مدیکور و خودکاری لاوین رز) خلاصه ۴ روز بعد تاخیر با دوتا مارک دیگه بی‌بی گذاشتم و جفتشون بلافاصه مثبت شدن.
از علائم هم بخوام بگم از یکی دوز قبل پریود به شدت حس پریود شدن داشتم. ترشحاتم خیلی زیاد و آبکی شده بود، سینه‌هام درد میکرد، سیاتیکم تیر میکشید و پا درد بودم. به جز درد سینه و ترشح زیاد بقیه علائمی که داشتم مثل علائم pms بود.
هر چیزی که فکر میکردم برای کسایی که تو اقدامن مفید میتونه باشه رو گفتم. امیدوارم همه کسایی که دلشون نی‌نی میخواد خدا بهشون ببخشه.🤲🏻💙
مامان جوجه خانوم💖 مامان جوجه خانوم💖 روزهای ابتدایی تولد
مربوط به تاپیک قبل🌸تازه رفته بودم سونوگرافی و مشخص شد یه کیست کوچیک دارم دکتر هم بهم گفته بود۶ هفته بعد مجدد بیا چک کنم قرصم بهم نداد گفت با پریودهای بعدیت دفع میشه ، نمیدونم شماها تاحالا شنیدین برای اینکه یه نفر زودتر باردار بشه رحمشو با یه شال محکم ببنندن زودتر جواب میده یا نه ؟؟ولی خواهرشوهرم که یبار تعریف میکرد یه خانومی هست این کارو میکنه بهش گفتم منو ببر پیشش اونم باهاش هماهنگ کرد و قرار شد سومین روز پریودم بریم…منم هی منتظر بودم پریود بشم موعد رسید یه هفته هم گذشت دیدم خبری نشد !! بیبی چک زدم و دیدم بعلللهههه مثبتههه😍(به همسرم نگفته بودم تا اینجا) همش میگفتم آخه من تازه سونوگرافی دادم اونجا اگه باردار بودم مشخص میشد دکتر فقط بهم گفت یه کیست دارم چیزی از بچه بهم نگفت🫠 از طرفی ولی تا اون موقع اصلااا سابقه نداشت که پریودم اونقدرر تاخیر بیفته نهایت یه روز دیرتر شده بود همون روز با خواهرشوهرم رفتیم ازمایش از ازمایشگاهم من رفتم موسسه ( من معلم زبانم) . دیدم چندساعت بعد همسرم بهم زنگ زد که جلوی موسسه ام زود بیا پایین (خواهرشوهرم بهش گفته بود خانومت یه ازمایش داده برو جوابشوبگیر براش اونم بعدا فهمیده ازمایش بارداریه😂) توی ماشین بهم جوابو نشون داد گفت مباااارکه مامان هِلی🙈 نی نی مون داره میااااد👼🏻برای همکارای موسسه ام شیرینی گرفته بود و یه باکس گل کوچولو هم واسه من؛خلاصه فک کنم من جزو معدود کسایی هستم که خبر بارداریشو همسرش به خودش داد نه اون به همسرش😂🙈 بعضی وقتا فکر میکنم اون کیست کوچیک شاید نی نی بوده ولی هرچی که بود سورپرایز قشنگی بود برای ما🥹💕(توی این عکس تازه چندساعته فهمیدم باردارم و این همون باکس گله😁)