۱۰ پاسخ

عزیزم بهتره براش محدودیت بذاری و عادتش بدی که مثلا یه ساعت که شد ازت میگیرم و باید بگی چشم وگرنه خبری از گوشی نیست!!البته نه با تهدید با مرز گذاری!!من تا دوسالگی به دخترم گوشی ندادم و تلویزیون نمیدید الان هم تا میگم هلن وقتت تموم شد خودش خاموش میکنه

من گوشی رو کوک میکنم برای پسرم وقتش که تمام بشه دیگه عادت کرده که باید تلویزیون خاموش بشه
گاهی پیش میاد که گریه می‌کنه ولی من کنار نمیام چون اگه از الان نقطه ضعف دستشون بدیم بزرگتر که بشن دیگه...
و اکثرا سعی میکنم بهش وقتی زمانش تمام میشه یک بازی جذاب تر پیشنهاد بدم تا راحت تر راضی بشه

ماهورا هم گوشی روشن باشه گیر میده بهش بدی وقتیم بگیره هیچجوره بهت نمیدش بخاطر همین در طول روز وقتی بیداره اصلا نه من نه باباش گوشی استفاده نمیکنیم
تلویزیون هم فقط صبح تا ساعت دو شبکه پویا که برنامه مناسب سنش داره میزارم ببینه

من به جفتشون از چهار ماهگی گوشی هم دادم تلویزیون هم دیدن.
اصن نمی‌فهمم بچه هاتون چجوری سرگرم میشن پس والا من خودم دلم میگیره تلویزیون روشن نباشه.
غذا هم نمیخوردن وزنشون داشت میومد پایین گوشی دادم وزنشون از نمودار هم بالا تره.
هرچی ب حدش خوبه به هیچی حساس نیستم

ومنی که حتی یه ساعت هم برگوشی گریه کنه نمیدم دستش

منم تقریبا یسال پیش همچین پروسه ای داشتم ولی ی شب ک خوابیدیم گوشیمو قایم کردم رو سایلنت گذاستم ی ماه تقریبا جلوش ن گوشی دس گرفتم ن گوشی دید خودش یادش رف الانم ۲۴ی دستمه حتی دستم نمیزنه

من تا حالا نه گوشی. دیده. نه تلویزیون

من چون خیلی یک کلامم میدونه نمیدم یکم غر غر میکنه بیخیال میشه البته تا الان ۵ دقیقه گوشی دستش ندادم
ولی باباش میده 😐

من جدیدا آنیل خیلی میگه گوشی بده .اصلا از بچگی تلویزیون نذاشتم ببینه
گوشی ندادم دستش
ولی الان دو سه ماهه همش میگه گوشی میخوام کارتون ببینم

من قبل بچه دار شدن😑
الان حریفش نمیشم
نمیشمممم هااا واقعا😑
یا بازی
کم با تی وی کارتن میبینه با گوشی هم میبینه
ینی دیوونم کرده
ی مدت خوب از سرش افتاده بود باز دوباره خل شده

سوال های مرتبط

مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دلوین امروز صبح ساعت ۱۱ از خواب بیدار شد ...خدا شاهده از وقتی چشم باز کرده فقط لج بازی و جیغ و گریه می‌کنه ...یا گریه می‌کنه شدیدددد که گوشی می‌خوام من سعی میکنم ندم وقتی شوهرم میاد میگه چقدر بچه رو اذیت میکنی بده بهش انگار مثلا من خودخواهم که گوشی نمی‌دم وقتی هم گوشی بدم میگه چقدر گوشی میدی دست بچه 😑بعدش گریه و لجبازی شدید بریم خونه ننه(مادربزرگ من) اینقدررر جیغ میزد حد نداشت باز سرگرمش کردم تا شد ساعت ۴ رفتیم خونه مادربزرگم اونجا گریه که عروسک های کوچیکی منو از کمد بیاره بیرون کلش رو تا خالی نکرد دست بر نداشت ..رفتم بازار برا خودم سوتین بخرم اینقدررررر جیغ‌ رد از در مغازه اسباب بازی فروشی که حد نداشت آخرم اینقدر خودشو زد شوهرم میگه بخر براش هرچی میخواد حالا خودش نیومد بازار تو ماشین نشسته بود آخر یک ملیون دادم بایت لوازم آرایشی اشغال و پاپت 😑باز رفتیم خونه مادربزرگم خالم اونجا بود گقت سر راه منو برسونید خونه اونجا داد و بیداد بریم خونه خالم نبردمش تا خونه فقط گریه های وحشتناک میکرد و مماغش حباب میزد😑شد ساعت ۱۰ شب گریه با دوچرخه منو کشونده تو کوچه یازده برگشتیم داخل باز گریه گوشی می‌خوام آخرم از بس گریه کرد همین پنج دقیقه پیش خوابش برد...این بین هم فقط ۲۴۰ درجه شیر خورده با یک چهارم کباب کوبیده و دو سه قاشق نودالیت ...من دیگه دارم به مرز جنون میرسم ..بخدا بهش رو نمی‌دم که هرچی بگه گوش بدم به حرفش ولی بعضی وقتا دلم میخواد فقط ساکت بشه مجبورم چیزیو که میخواد بدم...بچه های شما هم اینجورین؟؟؟احساس میکنم الانه که به فروپاشی روانی برسم