مامانا بچمو دوسه روز پیش بردم دکتر سرفش خوب نشد دوباره امشب بردمش داروهاشو عوض کرد، بعد از دکتر پرسیدم بچم هنوز حرف نمیزنه فقط درحدچنتا کلمه، گفت الان باید جمله دوکلمه ای بلد باشه، اگر اشتباه نکنم گفت ببرپیش دکتر مغزو عصاب یا گفتاردرمان، آخه چرا این نگرانیا تمومی نداره، تا همین چندسال پیش بچه ها بوقتش راه میرفتن،حرف میزدن، الان بابت هرچیزی باید استرس بکشیم، خواهرم بچش شیش سالشه، میگفت بچم یه کلمه حرف نمیزد، یه گوشه میشست حتی با بچه ها بازی هم نمیکرد، خودش بوقتش حرف زد الآنم پیش دبستانی می‌ره خیلی باهوشه، میگفت تو اگر جای من بودی عیب رو بچت میزاشتی میگفتی اوتیسم داره یا فلان مشکل رو داره، بخدا عصابم خورد شد نمی‌دونم بیخیال باشم تا خودش بحرف بیاد یا اینکه ببرمش گفتار درمان، هرچی هم باهاش حرف میزنم فقط میخاد بازیگوشی کنه به حرفام توجهی نمیکنه، بیشتر با ایما و اشاره حرف میزنه، چنتا کلمه هم بیشتر نمیگه، ماما بابا جوجو،باچندتا کلمه دیگه فقط میگه، الان چیکار کنم بنظرتون نیازه ببرم گفتار درمان یا صبر کنم تا خودش بحرف بیاد، بخدا دیگه کم اوردم، این هفته دوبار بردمش دکتر ،فردا باید ببرمش آزمایش تیرویید بده پس فردا جوابشو ببرم نشون دکتر بدم پنجشنبه هم که خونم سفره حضرت ابالفضل میخام بندازم، بخدا خسته شدم نمیدونم به چی باید برسم، اینطور باشه همش باید تو راه دکترا باشم

تصویر
۶ پاسخ

ای جونم چه جوجه ای داری ماشالله بهش، عزیزم توکل بخدا کن و بچتو بسپار به ائمه، خیلی اروم میشی، دکتر ببر اما توسلت باشه به امام علی بگو اقا من نمیتونم، کم میارم خسته میشم، شما کمک کن، شما راه و نشون بده، بچم دست شما براش پدری کن، با عر امامی که راحتی، انقدر کمکت میکننا، من بچم تب میکنه به حضرت زهرا میگم تو روخدا کمکم باش، مادری کن برای کنو بچم، ببین خیلی انرژی مثبته

پسر منم چندتا کلمه بیشتر نمیگه منم خیلی استرس دارم و نگرانم بچه های بلاگرا که همسن بچه منن قشنگ حرف میزنن اونارو میبینم استرسم بیشتر میشه ولی دکتر نمیبرم

بیخیال بابا مگه قدیما گفتار درمانی و این چیزها بود نه الان همه دوست دارند بچه باهوش داشته باشن بعضی‌ها دیر تر به حرف میان بعضی‌ها زود معمولا بچه تو جای شلوغ زودتر حرف زدن یاد میگیره تا بچه ای که جای خلوته یا ژنتیکی زودتر یاد میگیره بلاخره حرف میزنن زود یا دیر

پسرمنم هچی نمیگه فقط چندتا کلمه انم به زورما میگه وگرنه ب خودس باشه هچی نمیگه دکترگف بعضی بچه ها اینجورن عجله نکن منم فعلا بیخیالم تا ببینیم خداچی میخاد

بلدن الکی فقط استرس بدن بعضیازودبه حرف میان بعضیادیر همه که مثل هم نیس

به خودت استرس نده. دختر منم دقیقا همینطوره چندتا کلمه بیشتر نمیگه خودش تمایل نداره و همکاری نمیکنه. واسه گفتاردرمانی هنوز خیلی زوده!! یکی تو گهواره گفت بچشو برده گفتاردرمانی بهش گفتن تا ۳سالگیاگه حرف نزد بیارش

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا پسرمن یه هفته دیگه میشه دوسالش، اماهنوز حرف نمیزنه، خیلی توخودم میریزم، عصابم خورده،همش میگم نکنه خدای نکرده زبونم لال مشکلی داره، دایره لغاتش خیلی کمه، بهداشت زنگ زد گفت دست کم باید تا دوسالگی ۵۰تا کلمه بگه، حتی جملات دوکلمه ای بگه، الان کلماتی که میگه مامان بابا جوجو جیز دوغ جیش اب چایی ،چیه، بدو،برو، الو، بده، بایی منظورش داییه، بعضی وقتا هم بی هدف حرف میزنه، مثلا باباش سرکاره ردهم میگه بابا بابا، اماخب تقلیدش، دستور پذیریش عالیه، مثلا هرکاری بکنیم سریع ازمون تقلید میکنه، یاهرکاری بهش بگم انجام میده، میگم سفره پهن کن، کابینت. دستمال بکش همه اینکارا رو میکنه، میخاد حمام بره لباسشو خودش درمیاره، کفششو‌ خودش میپوشه، اما تو حرف زدن ضعیفه، همه میگن خودش بموقع حرف میزنه اخه موقعش کیه بخدا دارم دیوونه میشم، حتی بعضی کلمات پیش پا افتاده رو نمیگه مثل هاپو هزار بار بهش یاد دادم امانمیگه، نمیدونم چیکارکنم بازم صبر کنم خودش بحرف بیاد یا ببرم گفتار درمان یا مشاور، خیلی ام بازیگوشه، ابجیم میگه ماشالله بچت انقد شیطونه دیگه وقت نمیکنه حرف زدن یاد بگیره، خودم فکر میکنم با این حرفا خودمو دارم گول میزنم باید ببرمش دکتر یا کفتار درمان، والا دکترم بردمش گفت بچت مشکل نداره فقط باهاش حرف بزن، خب وقتی باهاش حرف میزنم اما چیزی نمیگه خب چه خاکی تو سرم بریزم، شما اگر راهکاری دارید تورو خدا بهم بگید، بلکه این بچه بحرف بیاد، خیلی نگرانشم
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا من هنوز نگران حرف زدن بچمم، چیکار کنم به حرف بیاد، فقط میگه ماما، جوجو، از یه بلاگری تو اینستا پرسیدم گفت نگران نباش بچه من 23ماهشه تا یکماه پیش چنتا کلمه بیشتر نمی‌گفت ،یدفعه به حرف میاد، یکم حرفاش امیدوارم کرد اما بازم اون استرس لعنتی میفته به جونم که مبادا خدای نکرده زبونم لال مشکلی هست که بچم حرف نمیزنه، آخه بچه ای که اینهمه باهوشه چرا نباید حرف بزنه، حتی کلمات پیش پا افتاده رو نمیگه، یه هفتس میگم مامان هاپو میگه هاپ هاپ، یا پیشی میگه میو میو، فقط نگاه به دهنم می‌کنه اما نمیگه، بنظرتون از چی می‌تونه باشه، راستش یکماه پیش بردمش حمام تو وان حمام نشسته بود اومدم بیرون حولشو بیارم با شوهرم دعوام شد، شوهر لعنتیم خیلی دوسم داره اما خدا نکنه باهام دعواش بشه مث سگ پاچه میگیره، یک ربع باهم دعوامون شد وقتی رفتم حمام دیدم بچم ازترسش همینجور مات و مبهوت نشسته داره نگاه می‌کنه امکان داره بخاطر دعوایی که داشتیم ترسیده باشه وحرف نزنه؟اخه اگرم ترسیده باشه باید لکنت زبون بگیره نه اینکه کلا حرف نزنه، بخدا دیگه مخم رد داده، شوهرم میگه الکی نگرانی دوروز دیگه مثل بلبل برات حرف میزنه مختو میخوره، اما با همه اینا بازم ترس تو دلمه، چیکار کنم اخه، یه هفتس میگم مامان بگو هاپو نمیگه، دیگه چجوری باید باهاش تمرین کنم که بتونه حرف بزنه