سلام امروز که تو مطب دکتر بودیم دخترامو هر کاری کردم بیرون از اتاق بمونند نموندن بعد به آقای دکتر گفتن ببخشید میشه ابنا هم‌بیان داخل گفت اشکال نداره بیان رفته بودن دکتر تغذیه که خداروشکر از امروز استارت رژیمو زدم بعد دست آخر گفت تا داری میری داروخونه حتما واسه دخترات شربت هموگلوبین بگیر شربت آهنه بچه هات آهن بدنشون کمه گفتم اتفاقا این یکی دخترم دلوینو می گفتم گفتم هم همیشه میگه خستم هم‌غذاش نصف شده هم اینکه تمایل پیدا کرده به چیزای شیرین گفت صد درصد کمخونی دارن برو اینو لگیر شبی یه قاشق مرباخوری بده بهشون قبل خواب اینم بگم خیلی ماست می خورن هم‌همراه غذا می خودن هم بعدش و این خیلی بده خیلی عاشق ماستن حالا می خوام ببینم کسی تجربه ی استفاده از این شربت رو داره واقعا تاثیرگزاره ؟؟؟؟دو اشتهاشون چی تاثیر داره ؟؟چون دلوین بی نهایت کم اشتها شده ۴ تا قاشق می خوره میگه نمی خوام دیگه ماهلینم‌کم و بیش ولی دلی بدتره
کسی تجربشو داره بهم‌بگه

۸ پاسخ

خوبه شربتش. یه چکاب و آزمایش کلی بده براشون

دارو خوبی دکتر نیری به پسر منم داد میدادمش مرتب میگفت گشنمه

مگه دختران قرص نمیخوره قرص بده بهشون
شربتا ایرانین دندونو میپوسونه
ایروکس تو شربتا خوبه

روزی یدونه ویتامین دی هزار هم بده
من تا یکماه دادم الان دوروز یبار یدونه میدم
خیلی تو انرژی و اشتها تاثیر می‌ذاره و جذب کلسیم میده
من دخترم لاغرو ضعیف و کسلو همش خوابو پا درد بود دادم خوب شد

محمداهن خونش ۷بود۴دوره دکتر فروگلوبین دادخیلی بهترشدن

شربتش دندان سیاه میکنه

پیش چه دکتری رفتی گلم اسمش چیه

ببخشید منم از کبودی زیر چشمشون متوجه شدم ولی گفتم یوقت بگم ناراحت میشی، حتما شربت آهن بده بهشون

من دخترم آهنش کم بود دکتر واسش شربت آیروفیکس نوشت روزی 5سی سی
آهن کم باشه خواب هم زیاد میشه زیر چشم گود میفته.یه مولتی ویتامین هم بگیر واسشون رو اشتهاشونم اثر میزاره.

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
امروز روز اول گفتار درمانی بچه ها بود پیش درمانگر قبلیشون همه رودبراش توضیح دادم خودشم واسه هر کدوم نیم ساعت وقت گذاشت بعد گفت دلوین هم تلفظاتش مشگل داره هم مشکل واچی داره گفتم واچی چیه گفت یعنی حرف س رو روی زبونش میاره باید اتمامش روی دندون باشه لطفا و خواهشا در طول درمان هیچ مدقع بچه رو مسخره نکنید گفت روایتگری داره کم و بیش ولی به صورت تیگه تیگه نیاز به تمرین داره ماهلین رو گفت فقط روایتگری نداره اصلا ولی مابقیش چیزاش خوبه حتی دلوین رو گفت با. ولی . اما . این چیزارم تو جمله هاش نمیاره و بعضی کلماتم جابه جا میگه حرفاشو مثلا به دکتر میگه دتکر گفت طی ۳ و ۴ ماه اوکی میشه بعد گفت تمرینات ستجش رو هم باهاشون انجام میدم و تست سنجش امتحانی هم در نهایت میگیرم ازشون اگر اوکی بودن می تونی ببریشون ولی گفت یه مدت طولانی رو سنجششون کار می کنم گفت صد درصد بهشون گیر میدن خلاصه من یک ساعت اونجا بودم گفت ماهی ۷ ملیون هزینه ی درمانشون میشه هفته ای دو جلسه باید ببرم که البته ایشون به دوقلو ها تخفیف میده بعدش اومدم تاکسی بگیرم به بدبختی گیرم اومد چون مرکز شلوغیه هیچ اسنمی قبولم نمی کرد🥴🥴با بدبختی با دوتا بچه دوتا خیابون پیاده اومدیم‌پایین تر تا اسنپ گیرم اومده اونم با ۱۵ درصد شارژ اینقدر سلام و صلاوت فرستادم شارژم تموم بشه بدبخت دوعالمم😫😫بچه هامم حسابی شیطونی کردن هی ورجه وروجه هی می خواستن برن تو خیابون من همین جور هوار می کشیدم نرو خطرناکه دلوین می گفت مامان من که نمیرم 😀خلاصه که با این دوتا بچه رسما سرویس شدم ولی همه ی اینا می ارزه به نتیجه ی خوبش سختی هاشو به جون می خرم واسه بچه هام😍😍
الانم اومدم براشون مرغ سوخاری درست کردم جاتون خالی 😋😋
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
من واقعا نمی دونم کدوم روش و راه درست خوبه که بتونم این ماهلین رو از خر شیطون پیاده کنم بچه ای که کاملا هوشیاره می فهمه درکش نسبت به پارسال خیلی خیلی بالا رفته و همچنین هوشش وبی از پسش برنیومدم که پی پی رو بگه الان دقیقا ۱۵ د ۱۶ ماهه که یه بارم نگفته پی پی دارم شاید خنده دار باشه ولی آرزو به دل موندم یه بار این بچه بیاد بگه من دستشویی دارم امشب دیگه اینقدر اعصابمو خورد کرد که دیگه هم زدمش هم تنبیهش کردم بهش گفتم حالا که دختر بدی هستی نه دیگه دوستت دارم نه دیگه باهات تمرین می کنم الان برو بیرون تو تنبیهی من می خوام با دلوین کار کنم بچم‌مثل ابر بهدر گریه می کرد قلبم داشت از سینم میزد بیرون اعصابم خیلی خراب شد آخه دیوونم کرده وقتی بهش میگم ماهلین آخه چرا نمیگی مادر من میگه دلم می خواد نگم میگم آخه چرا میگه همه ی بچه ها تو شلوارشون پی پی می کنند گفتم کی گفته آخه حرف تو گوشش نمیره حایزه براش گذاشتم قبلا چندین بار جایزه بهش دادم تنبیه و تشویق حتی جلوش کلی دلوین رو نشویق کردم که تو دستشویی پی پی می کنه فایده نداره که نداره از چت جی بی تی راهنمایی خواستم میگه یا از شرم.و خجالتشه نمیگه یا می خواد رو بدنشم کنترل داشته باشه و به خاطر اون حس کنترلشه که اینکارو می کنه ولی واقعا دیگه موندن با این بچه چه کنم 😫😫😫می ترسم این عادتش تا چند سال دیگه باهاش باشه🤨😔
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
واقعا این شرایط زندگیم داره به شدت حالمو بهم می زنه
خدا منو ببخشه هزاران بار منو ببخشه نمی خوام ناشکری کنم ولی به شدت از بچه و بچه داری خسته شدم
هر کاری تو این خونه بکنی انگار آب تو هاونگ ریختنه نی خوام سخت نگیرم اصلا بهشون ولی محلم نزارم یا دعواشون نکنه همه جی مباد دسر خونه بهشون میگم‌جمع کنید اینارو که این وسط ریختید حتما باید باید جمع کنید باز ماهلین حرب گوش کن تره و کمک نی کنه ولی دلوین اصلا شرطی هم شدن میگم هر کی کمک کنه جایزه می خرم ولی دلوین میگه نمی خوتم ناهلین به هوای جایزه انجام میده ولی در کسری از ثانیه همون آش همون کاسه اس دلوین به شدت لجبازه و پرخاشگر و به شدت بد غذا سر غذا خوردنش هم ما داستان داریم یعنی اینقدر بهونه میاره میاره تق و گریه که منو عاصی می کنه من فقط میگم برد گمشو نمی خوام ناهار بخوری اصلا اینم از وضع زندگیم اونم از شوهرم که هیچوقت خونه نیستم وقتی هم هست مریضه در ماه دوبار مریض میشه اونم از آدمای اطرافم که هر کدومشون هر چی بگن هیچی نیست حالا همون حرف خورشون رو به خودشون بزنم میشم آدم بده ی داستان خیلی وقتا به مردن فکر می کنم ولی یاد مسئولیت هام می‌افتم دست نگه میدارم یه تنه این زندگی رو به دست گرفتم واقعا برام خسته کننده شده دلم به شدت به حال خودم میسوزه😟😟😟مگه یه آدم چقدر تحمل داره
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
در ادامه با تاپیک قبل درآخر گفتار درمانگرشون گفت الان که فرستادی مهد خودتون متوجه نشدید که هنوز هم در حده همسن و سالاشون نیستن از این‌لحاظ گفتم به لطف آقای شبشه فروش که چپ‌و راست تعطیل می کنه با آنلاین شدن این ها متوجه شدم😀😀من به گفتار درمانگرشوم هم‌نگفتم که نخواد نسخه ی جدید بپیچه برامون ولی من خودم حس می کنم در رابطه با درک و فهمی هم هنوز در حده همسن هاشون نیستن که اونو هم‌میزارم پای تاخیر رشدی که دارن هم اینکه نیمه اولی ان و نمیشه مقایسه کرد پیش خودم‌گفتم‌اونو سعی می کنم تو اجتماع درستشون کنم واینم‌بگم‌اون یه کوچولو لکنتی هم که گه گدار سراغش میاد گفت چون تاخیر داشته و هنوز تمام‌کلمات رو کشف نکرده من اسمشو لکنت نمیزارم در آخر می خوام‌اینو بگم‌اگه واقعا بچه هاتون از این لحاظ ها مشکل دارن رسیدگی کنید یه بچه ی کلاس اولی اومده بود که درست نمی تونست حرف بزنه حتی بدتر از بچه های من‌می گفت تو مدرسه دچار مشکل شده و اعتماد به نفسش اومده پایین دقت و تمرکزشم پایین اومده می گفت تا کلاس چهارم‌شاید اهمیتی نداشته باشه ولی از اون جا به بعد وقتی بخوان درس هارو جواب بدن می مونند توش
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
دیدید یه وقتایی آدم خواه ناخواه بچشو با بچه های دیگه مقایسه می کنه و احساس ضعف تو بچه هاش می کنه ولی بعدش می فهمه نه این خبرام نیست حالا نقل منه شما هم‌بارها بهم‌گفتید ولی من حرف تو گوشم نرفته🤭🤭اینکه ممکنه بچه هام تو یه چیزی ضعف داشته باشن ولی به جاش جاهای دیگه خیلی خوبن و خیلی خوب از پس یه سری سوال هایی که مربی مز پرسه بر میان 😍
دقیقا مثل امروز که آنلاین بودیم مربی یه کاربرگ شمارش اعداد رو صفحه که بچه ها بشمارن و بفهمن که مثلا چند تا هندونه تو تصویر هست بشپارید و زیر عدد مورد نظر خط بکشید که کار دومو مربی می کرد بعد یه کاربرگ گذاشت و هر سری یه نفر رو صدا کرد که شروع کنند بشمارن ۳ و ۴ نفرشون اشتباه شمردن و گفتن بعد این دوتا خیلی قشنگ دونه دونه شمردن و گفتن به مربیشون
بعد پیش خودم گفتم بیا ببین بچه رو دست کم گرفتم حالا اگه یه جا یه مشکلی دارن کچلیشون رو میزارم‌کم‌ آوازشون😀😀بچه های من از این‌لحاظ ها هیچ مشکلی ندارن چون خیلی باهاشون کار می کنم ووقت میزارم فقط گفتار توصیفی و روایتگریشون مشکل داره که اونم از فردا جلسات درمانیشون شروع میشه زنگ‌زدن بهم گفتن فردا اولین جلسشونه😍😍و منم خوش حال ترینم
گفتار درمانگرشون گفت گفتار زبانی و اصلیشون خوبه فقط توصیفی کار میشه که تو چند جلسه اوکی میشن
بازم شکرت خدا داره کم کم تمام تلاش هام نتیجه میگیره😍😍حالا شوهرم بدتر از خودمه دیشب تا بهش گفتم خیلی ناراحت شدم گفتم به من ایمان نداری ها یادت نرفته تا یک سال و نیم پیش چی بودن و الان به کجا رسوندمشون پس به من ایمان داشته باش من تمام تلاشمو می کنم از اینم بهتر بشم هیالت تخت تخت🤗