۹ پاسخ

سلام عزیزم همه چی از ماه سوم بهتر میشه بهت قول میدم یکم دووم بیار

یه چیزی بگم....
من کرونا گرفتم دقیقا یک ماه بعد زایمان،دوقل.هامو با اون حال خرابم نگه داشتم،فقط با شیاف سرپا بودم

منم تجربه این روزا رو دارم و کاملا درکت میکنم
ولی بچم که ۸ماهه شد از بیکاری نمیدونستم چیکار کنم یا همش خواب بودم یا سرم تو گوشی بود
این روزا میگذره و بچع دوم هم میاری😬🤣

عزیزم هممون همینیم بخدا شوهرا ک خستگی و بهونه میکنن ۵ دقه بچه و میگیره انگار چیکار کرده نمیتونن بچه و ساکت کنن تا میخنده خوبه گریش میندازن میدن ب ما از اونورم خواب شبشونم تکمیل باید باشه منم خستم دلم میخواد برم جایی هیچکسو نبینم

هیچ کس ب داد ادم نمیرسه کم هستن مادرایی ک واقعا کمکن و خوش ب سعادت بچشون
فقط از شوهرت بخواه و یادش بده
۹۰ درصدمون شرایطمون همینه😭

سلام من که از روز زایمان خونه مامانم موندم هنوز نرفتم خونه...تا بچم خوابه منم میخابم تا بیداره هم مامانم خدا برام نگهش داره شیر خشک بهش میده آرومش میکنه خوابش میکنه لباسش میشوره پوشک عوض میکنه اینقد این بچه خودشو عزیز کرده همه دوسش دارن وازش مواظبت میکنن خدا به منه قهرمان قوت بده فقط بخوابم 😅😉😅

بمیرم منم همینطور بودم مدام تازه من بحث میکردم یا می‌نشستم گریه میکردم
یکم صبوری کن خیلی سخته خیلییییییییییییی ولی تو سه ماهگی خوابش تنظیم میشه بیشتر استراحت می‌کنی بدنت عادت می‌کنه به این روال دوماه اول واقعا سخته تمام حالت درک میکنم من در حدی بودم که در عرض چند ساعت شیرم خشک شد بعد از 16روز که شیر دادم

منممممم

سلام عزیزم خدا قوت
من هم دقیقا در همین شرایطم
چه میشه کرد جز صبر
امیدوارم این روزا هم زود بگذره حداقل خواب بیشتری گیرمون بیاد

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۴ ماهگی
شماهم شوهراتون روی بچه ها حساسن یا فقط شوهر من اینطوریه؟
دیگه عصابم و داره خورد میکنه هم میخوام برم بیرون میگه تو آخر این بچه رو سرما میدی، تو خونه هم دلم میپوسه نمیتونم تا عید تو خونه بمونم که
انگاری من مهم نیستم دیگه فقط بچه مهمه
هر کاری میخوام بکنم میگه با بچه ، انگاری بچه که آوردم دیگه حق زندگی کردن و گردش و بیرون و ندارم ، انگاری فقط باید تو خونه باشم بچه رو تر و خشک کنم یا هم گریه می‌کنه میگه بخاطر فلان چیز که خوردی الان گریه می‌کنه انگاری تا الان ده تا بچه زاییده و بیست تا هم بزرگ کرده
یا گریه می‌کنه اصلا نمیگیرش تا من یکم نفس بکشم حتما باید بهش بگم بیا بگیرش خسته شدم ده دقیقه هم نشده میاد میگه این شیر میخواد یا بیا عوضش کن ، انگاری من خودم به تنهایی حال کردم که الان باید همه چیزش و تحمل کنم
منم آدمم دیگه خسته میشم
اگه میدونستم آنقدر سخت گیری می‌کنه و زیر بار مسئولیت نمیره حالا حالا ها اقدام نمی‌کردم ، کفر نمیگم اما واقعا من به تنهایی خسته میشم خواهرشوهرمم میاد خونمون فقط بلده بیدارش کنه میگم تازه خوابیده میگه نیم ساعت دیگه بیدارش میکنم منم امروز رک و پوست کنده بهش گفتم دیشب تا کی گریه می‌کرده آقا داداشتم تا دیر وقت بیرون بوده الان تازه من دارم یه نفس راحت میکشم خوابه تو میخوای بیدارش کنی تو که میری خونتون منم که باید گریه هاشو تحمل کنم بعدشم گفتم (تو عقده) انشاالله برین خونه خودتون دو روز دیگه بچه دار شی خواهر شوهر یا برادر شوهرت بیان بیدارش کنن میفهمی من چی میکشم ولی چه فایده دیره دیگه دیگه نمی‌دونم بدش اومد یا نه رفت خونشون
راستی مامانایی که واکسن دو ماهگی کوچولو هاتون و زدین چه کارایی انجام دادین برای بهتر شدنشون و چند روز طول می‌کشه که خوب بشن؟
مامان لنا مامان لنا ۱ ماهگی
با بچه ۴ ساله ازدواج کردم.
بچه دستشویی کرده دست تنها بردم شستمش، اوردم خشک کردم یکم باز گذاشتمش، گریه کرده بستمش و تا بیام لباسشو تنش کنم شوهرم با صدای گریه بچه از خواب بیدار شده بعد داد میزنه چرا به بچه شیر نمیدییی، میگم لباس دارم تنش میکنم، لخته میگه نهههه تو میخوای شیشه بدی از قصد به بچه شیر نمیدی...خلاصه لباس تنش کردم شیر دادم دوباره دیدم شکمش کار کرده دوباره عوص کردمش لباسشو کثیف کرده دراوردم به شوهرم‌میگم بیا ببریمش بشورمش مثل بچه ها میگه نمیام...دوباره پروسه شستن و عوص کردن لباس... الان بهش میگم بچه رو نگه دار من برم شام درست کنم میگه نگه نمیدارم...میگم چراواینجوری میکنی میگه تو از قصد صدای بچه رو دراوردی که منو بیدار کنی یا به بچه بزور میخوای شیشه بدی اذیتش کنی😒
میگم تو از من دلسوز تری واسه این بچه؟
من ۹ ماه این بچه رو به سختی پرورش دادم...میگه اره تو بیخیالی من تو رو میشناسم😒
منم از لجم نشستم پای گوشی :)))))))
من که ساعت یک شبم‌که باشه شام میخورم، خودشه که هنوز چایی نخورده اخلاقش بیاد سر جاش :)))))))