۶ پاسخ

والا منکه افسردگی گرفتم از اون موقعم که کلا یک هفته پیش هم نموندیم خودشم پریودم اونم خسته میشه دخترمم کولیک داره ماام تو ی ساختمونیم متاسفانه

چون سرحال نیستی دوس نداره تواین حال ببینه . واقعا درکت میکنم مردا دوس دارن همیشه زنشون سرحال باشه درهرشرایطی و مریض هم نشه از بس ازش انتظار دارن همچی تموم باشه. توهم سعی کن زیاد عصبی نشی بیشتر بادرد دل حرفاتو پیش ببر. ک اونم ارومتر بشه. بیشتر درکت کنه

تو حساسی طبیعیه بخاطر زایمان . ولی شوهرتم یکم حس حسادت داره ببخشید شوهرمنم اینجوری بود فک میکرد باید بچه رو ول کنم بیافتم دنبالش .خصوصا سر بچه اول بعضی مردا اینجور میشن فک میکنن دیگه حوصلشو نداری فقط فکر بچتی. کم کم عادت میکنه درس میشه و اولویتش میشه اول ب بچه برس بعد دوتایی

اوایل طبیعیه عزیز لااقل س ماه بشه رابطتون و بدن خودت و..بهتر بشه

مردا همينن من الان يه هفتست حتي اتاقامونم جدا شده

عیب نداره عزیزم حساس نشو من چی بگم که خودم میرم بغل شوهرم سریع میگه میخوام بخوابم

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۲ ماهگی
مامان همتا مامان همتا ۹ ماهگی
شماهم شوهراتون روی بچه ها حساسن یا فقط شوهر من اینطوریه؟
دیگه عصابم و داره خورد میکنه هم میخوام برم بیرون میگه تو آخر این بچه رو سرما میدی، تو خونه هم دلم میپوسه نمیتونم تا عید تو خونه بمونم که
انگاری من مهم نیستم دیگه فقط بچه مهمه
هر کاری میخوام بکنم میگه با بچه ، انگاری بچه که آوردم دیگه حق زندگی کردن و گردش و بیرون و ندارم ، انگاری فقط باید تو خونه باشم بچه رو تر و خشک کنم یا هم گریه می‌کنه میگه بخاطر فلان چیز که خوردی الان گریه می‌کنه انگاری تا الان ده تا بچه زاییده و بیست تا هم بزرگ کرده
یا گریه می‌کنه اصلا نمیگیرش تا من یکم نفس بکشم حتما باید بهش بگم بیا بگیرش خسته شدم ده دقیقه هم نشده میاد میگه این شیر میخواد یا بیا عوضش کن ، انگاری من خودم به تنهایی حال کردم که الان باید همه چیزش و تحمل کنم
منم آدمم دیگه خسته میشم
اگه میدونستم آنقدر سخت گیری می‌کنه و زیر بار مسئولیت نمیره حالا حالا ها اقدام نمی‌کردم ، کفر نمیگم اما واقعا من به تنهایی خسته میشم خواهرشوهرمم میاد خونمون فقط بلده بیدارش کنه میگم تازه خوابیده میگه نیم ساعت دیگه بیدارش میکنم منم امروز رک و پوست کنده بهش گفتم دیشب تا کی گریه می‌کرده آقا داداشتم تا دیر وقت بیرون بوده الان تازه من دارم یه نفس راحت میکشم خوابه تو میخوای بیدارش کنی تو که میری خونتون منم که باید گریه هاشو تحمل کنم بعدشم گفتم (تو عقده) انشاالله برین خونه خودتون دو روز دیگه بچه دار شی خواهر شوهر یا برادر شوهرت بیان بیدارش کنن میفهمی من چی میکشم ولی چه فایده دیره دیگه دیگه نمی‌دونم بدش اومد یا نه رفت خونشون
راستی مامانایی که واکسن دو ماهگی کوچولو هاتون و زدین چه کارایی انجام دادین برای بهتر شدنشون و چند روز طول می‌کشه که خوب بشن؟