بیاین حرف بزنیم همتون از مادر شوهر هاتون مبگین من از مامانم میگم ،تو بچه هاش مظلوم ترینش من بودم سینزده سالگی شوهرم داد ولی همیشه هر کاری تونستم براش کردم هر وقت کاری داشته باشه به من زنگ میزنه ،دوتا داداش دارم و یه آبجی ته تغاری اصلا حالشم نمیپرسن،حالا مشکلم اینجاس که مامانم همش واسه بچه داری مسخرم میکنه دخترم کولیک داره گریه میکنه گاهی شب مامانم میاد میمونه ،صاف همون روز دخترم راحت میخوابه ،اینم هی میگه این بچه کجا گریه میکنه تو بلد نیستی نگهش داری این منو میخواد میره رو اعصابم منتظره من یه حرفی بزنم دیگه ول نکنه میگم شیر اماده کردم گذاشتم کنار دستت هنوز بیدار نشده میدیش خب گریه نکرد دیگه هی میگه بچمو گشنگی دادیش حتما،بعدشم هی مسخرم میکنه که من سنم کم بود دو تا پظت سرهم داشتم یه بچه نمیتونی نگه داری همه اینارو با خنده میگه ،بخدا من خوب ازش نگه داری میکنم خودش الکی گریه میکنه دیشب ک مامانم اینجا بود حتی شربت دل درد هم بهش نداد خوابید بعدم من که حرفی ندارم شوهرم هی بهش میگه بچمون زیاد گریه میکنه من تا صبحم شده راه برم خودم نگهش میدارم 😭😭😭

۱۱ پاسخ

ببین مامانت تجربش بیشتره...احتمالا شیرش رو کامل میده یا اروغش رو خوب میگیره
دقت کن ببین چرا وقتی اون هست میخوابه
این مشکل رو‌من با دخترمم داشتم خونه مادرشوهرم میخوابید خونه‌خودمون داد میزد بعدا فهمیدم یکی اروغش رو‌ خوب نمیگیرم یکی هم‌موقع تعویض پوشک سرماش میدم

کلا ذات ماماناس
من مامانم یه تو بگه بهم بر میخوره میخوام زمین وزمانا بهم بدوزم
من کمتر میرم تازگیا😂🙏🏻

فاصله بگیر تا اعصاب واست بمونه واسه بچه بزرگ کردن.
همینارو اگه مادرشوهرت میگفت ناراحت میشدی دیگه مادر هم فرقی نداره..

مامان من که میگه بچه هات خودش بزرگ میشه تو که زحمت نمی‌کشی 😂

مامان من از وقتی زایمان کردم فقط دو شب اومد پیشم اونم دوشب بکوب خوابید هرچی بچه گریه کرد انگار ن انگار🤣🤣🤣🤣شوهرمم حرص میخورد تا اینکه شوهرم گفت تو برو خونه مامانت رفتم خونه مامانم بدتررر شد روزام نگه نمیداشت میگفت من دیگ خودتو بزرگ کردم بسه 🤣اما هر روزم زنگ میزنه بیا

بیخیال... حرف مامان مگه ب ادم بر میخورع اخه..مامانا با دخترشون راحتن واس همین هرچی بخوان میگن...مامان من همه اینارو‌بهم میگه منم جواب میدم همینجور کل کل میکنیم باهم😂

عزیزم حق داری مامان منم زیاد میگه
و من تک دخترم و همه کاراش بامنه
ولی مادر دیگه چیزی نمیگم تحمل میکنم

خودتو ناراحت نکن مادره دیگ توام باخنده جوابشو بده
ولی بزن دهن شوهرت ک هرچیو ب هرکی نگه حالا مثلا اینجوری میگه چ دردی دوا میشه بچست دیگ یه روز ساکته ی روز نااروم
حالا خوبه نگه نمیداره و اعتراض داره ازگریش😒

چی بگم دختر سیع کن حرف کسی برات مهم نباشه به دختر گلت فکر کن وقتی که میزاری غصه میخوری هم به خودت آسیب میرسونه هم به بچت سیع کن تو مامان خوبی باشی اون بچه به یه مامان با محبت و شاد و پرانرژی نیاز داره

من زاییدمش هی میگه بچم بچم اختیار بچه خودمم ندارم ،جلو شوهرم هی میگه خوبه حالا زور نزدی بزایی 😭😭😭میترسم هی بگه شوهرمم یادبگیره مگه سزارین درد نداره ؟ من از ۴,۵ روز پاشدم خودم کارامو کردم با اون همه درد

دقیقا مادر شوهر منم می‌گفت بچه آرومه روز ها میومد بچه می‌خوابید نمیشد بیدارش کرد حتی
وقتی شیفت شب شد همسرم گفتم بگو بیاد
وقتی اومد پنج روز موند گفت یا خدا چرا خواب نداره چرا گریه می‌کنه دید و دیگه نیومد که خیلی گریه می‌کنه
گفتم خب دیدی دروغ ندارم واست تو هم همین کار کن چند روز پشت سر هم بمونه اون روی کولیک هم میبینه

سوال های مرتبط

مامان زارع کوچولو مامان زارع کوچولو ۱۰ ماهگی