۶ پاسخ

پسر منم تو این ماهها نگاه ب اسپیکر کنار سالن میکرد میخندید بهش ،،تازه بعضی بچه ها دوستای خیالی هم دارن ک انگار واقعا یکی باهاشون بازی میکنه

چرا من به این حالت های پسرم اهمیت نمیدم... ترس چرا؟..من ازاینکه لبخند میزنه به هردلیلی خوشحال میشم...

دخترمنم همسن دختر شما بود همینطوری بود منم اولاش میترسیدم اما بعد دیگ عادی شد منم شنیدم فرشته ها میخندونن

منم شوهرم همش شبکاره دوسه باری انگار یچی دیدم و واقعا ترس افتاده تو وجودم شبا قران قیچی میزارم لامپا تی وی همه روشن میکنم همون موقع هم وسایل خونه شروع میکنن صدا در اوردن ،در اتاق رو میبیندم ک چیزی نبینم ولی تا ۵صبح بیدارم از ترس نمیخابم خیلییییی حس بدیع نمیدونم گفتم برم دعا بگیرم نگیرم موندم چه کنم

🤣🤣🤣🤣🤣وای خدا

عزیزم.فرشتہ ھا باھاش بازے میکنن

سوال های مرتبط