۱۶ پاسخ

ب سلامتی خوشگلم 😍 قدم نیلا خانوم پر خیر و برکت😍😘

خدارو شکر عزیزم

خداروشکر عزیزم

خداحفظش کنه واست گلم خداروشکر که بسلامتی پشت سرگذاشتی این مرحله رو دکترتون کی بود؟

مرسی از اینکه تجربه ت رو برامون نوشتی خیلی خوب بود الهی شکر که بسلامتی این غول بزرگ رو هم پشت سر گذاشتی🥹😍🙏

خداروشکر عزیزم
واسه ماهم دعا کن😘

انشالله بسلامتی عزیزم قدمش پر خیر و برکت باشه

مبارکه عزیزم ممنون ک ب اشتراک گذاشتی ب نظرم قشنگ ترین روز زندگی هر زنیه😍

مبارکت باشه
چند کیلو ب دنیا اومد

مبارکه عزیزم خدا رو شکر که برات راحت بوده

سزارین کردی

مرسیی از تجربت
پنجشنبه زایمانمه🥰😍

چقدر خوب همه چیو گفتی عزیزم، بسلامتی 😘

ممنون که تجربه ات با ما شیر کردی
نیلا خانم ها خوش قدم باشه الهی🌻❤

پنجشنبه زایمانمه استرس دارم مرسی که تجربتو گذاشتی🥹

خداروشکر ان شالله قسمت من😃

سوال های مرتبط

مامان محمد مهدی مامان محمد مهدی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
تجربه زایمان طبیعی
من روز پنجشنبه دکترم گفته بود و رفتم بیمارستان ولی معاینه کرد گفت ۲ سانتی و بچه تو لگن نیومده برو
من اومدم و کلی پیاده روی کردم،کلی ورزش و پله نوردی،آخر شب هم گل مغربی گذاشتم.
دیگه ۵ صبح بود که با یه کم درد بیدار شدم و دیدم کیسه آبم پاره شد یه ساعتی تو خونه درد کشیدم و اومدیم بیمارستان و بخاطر ورزش ها ۴ سانت شده بودم.
اولش بخاطر درد زیاد گفتم من اپیدورال میخوام ولی به ماما همراهم زنگ زدم و اومد گفت نه نزن خودم تو درد ها کمکت میکنم و واااااااقعا خیلی خوب بود.
من سر بچه اولم ماما نگرفتم و اذیت شدم همش از درد به خودم میپیچیدم ولی ایندفعه گرفتم و واقعا کار بلد و خوش اخلاق و همراه بود.
(مامانای شهرکردی خانم افخمی بود مامام)
دیگه خلاصه سر بچه بالا بود و تو لگن نیومده بود ولی با ورزش هایی که بهم داد سر بچه پایین اومد و با همکاری و تنفس خودم درد ها رو گذروندم و ساعت ۱۰ زایمان کردم.
گاز بی حسی هم مدام بینش استفاده می‌کردم و همینم درد هامو کم می‌کرد.
دیگه همین که سر بچه اومد دیگه دردی نداشتم و بعد فقط موقع بخیه زدن درد داشتم که قابل تحمل بود.
مامان صدف مامان صدف ۱ ماهگی
میخوام تجربمو از سزارین بگم
من سزارین شکم اول هستم. رفتم اتاق عمل با اولین بی‌حسی بی حس نشدم اصلا برای دومین بار تزریق کردن بازم آنچنان کامل بیحس نشدم نمیدونم چرا قطعا چیزی مربوط به بدن خودم بود که مقاومت می‌کرد ولی دکترم گفت نمیشه دست نگه داشت منتظر موند باید همکاری کنی بخاطر بچت نه اینکه بگم کامل حس کردم ولی تا حدودی برش ها و درد ناشی از فشار دادن شکم برلی بیرون کشیدن بچه رو متوجه شدم گفت فقط بچه بیرون بیاد اکسیژن بهش برسه یه کاری میکنیم برات همکاری کن در حد چند ثانیه دردو تحمل کردم درش آوردن گفتن بچه رو بهش نشون بدین و بعدش رفتم تو یه خواب عمیق و بیهوشم کرده بودن الباقی که بخیه زدن و اینا بود رو نفهمیدم به هوش که اومدم هیچ اثری از بی حسی تو بدنم نبود و درد داشتم و شکمو فشار دادن درد داشتم در صورتی که بقیه بی حس هستن و درد ندارن ولی منکه بی حسی اوری روم نداشته بود. که پمپ درد گرفتم و یدونه شیاف عالیییی بود بعدش برخلاف بقیه اصلا درد نداشتم و درد در حد خیلی کم بود. در کل راضی ام ولی سوالم اینه من با دو بار آمپول بی حسی به کمر چرا بی حس نشدم🤔
مامان رادمهر 🩵 مامان رادمهر 🩵 ۴ ماهگی
#زایمان طبیعی
اول از همه بگم ک واقعا بذارین دردتون بگیره چون اذیت میشین من سه روز مونده بود به ۴۰هفته اینقدر لگن درد و کمر درد و واژنم هم همینطور درد می‌کرد اینا واقعا درد چرت بودن 😂اصن درد حساب نمیشد برای همین به دکتر گفتم زودتر زایمان کنم یعنی سه روز زودتر فک میکردم اینا درد زایمانه 🤣
من ۷ و نیم صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد دو سانت بودم هشت بستری شدم معاینه تحریکی انجام داد یکم درد داشت ولی دردش رفت ی قرص گذاشت داخل واژنم بعد ی توپ داد گفت یکم ورزش کن نیم ساعت ورزش کردم بعدش اومد دوباره معاینه گف سه سانت شدی بعدش ی سرم آورد به نظرم برای اینکه دردم بگیره بود بعدش کیسه آبم پاره کرد همه ی نوار قلب های بچمم خوب بود خداروشکر دیگه کم کم درد پریودی داشتم تکنیک تنفس انجام میدادم ماما هم اکسیژن داد بهم تند تند نفس میگرفتم دیگه هی ورزش میداد منم هی تحمل میکردم دردشو دقیقا درد پریودی بود به نظر خودم ک خیلی بازم تحمل کردم دلم نمیخواست سریع اپیدورال استفاده کنم دیگه ۵سانت رسیدم نمیتونستم تحمل کنم گفتم اپیدورال بزنین نمیتونم دیگه به نظرم هرچی دیرتر بزنین به نفعتونه 👌🏻
ادامه پارت بعد